شمارهٔ ۳۲۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از شدت دلتنگی و اندوه فراق معشوق سخن میگوید. شبهایی که بدون او میگذرد، آتش بر دلش افکنده و آتش این عشق، او را به شدت میسوزاند. او احساس میکند که عواطفش در نوشتههایش به صورت شعلههای آتش بروز میکند و تصویر عشق را به شکل کباب شدن صدها لیلی و شیرین به تصویر میکشد. شاعر میگوید اگر عاشقان به دوزخ هم بروند، شعلههای عشق او به سویش میآید و او را میسوزاند. در نهایت، او به احوالات خود در شبهای جدایی و اثرات آن بر زندگیاش اشاره میکند، و از معشوق میخواهد که از تغییرات حالش آگاه باشد.
شبی که میفکند بی تو در دلم الم آتشز آه من به فلک میرود علم علم آتش
هوش مصنوعی: در شبی که بدون تو در دل من ناراحتی و درد وجود دارد، آتش دل من به قدری زیاد است که صدایش به آسمان میرسد.
کباب کرده دل صد هزار لیلی و شیرینلبت که در عرب افکنده شور و در عجم آتش
هوش مصنوعی: دل بسیاری از لیلیها و شیرینها را آتش میزنید با لبانت، که در عربستان هیجان و در سرزمینهای عجم آتش به پا کردهاید.
ز جرم عشق اگر عاشقان روند به دوزخشود به جانب من شعلهکش ز صد قدم آتش
هوش مصنوعی: اگر عاشقان به خاطر گناه عشق وارد دوزخ شوند، شعلههای آتش از صد قدمی به طرف من میآید.
ز سوز دل چو به او شرح حال خویش نویسمهزار بار فتد در زبانه قلم آتش
هوش مصنوعی: وقتی از درد دل خود برای او بنویسم، هزار بار آتش میزنم بر نوک قلمم.
چونی بهر که سرآوردهام دمی شب هجراندرو فکندهام از نالههای زیر و بم آتش
هوش مصنوعی: در دل شبهای جدایی، به خاطر کسی که دوستش دارم، لحظهای را به یاد او میگذرانم و از غم و درد خود فریاد میزنم. این نالههایم مانند شعلههای آتش در وجودم میسوزند.
به یک پیاله که افروختنی چراغ رخت رافکندی ای گل رعنا به حال محتشم آتش
هوش مصنوعی: عزیزم، تو با یک پیاله روشنی، آتش وجودت را به پا کردهای. ای گل زیبا، حال آتش سوزان را بر تو مینگرم و از تو شگفتزدهام.