شمارهٔ ۴۹۱
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر از نسبت خود با خدا و بیگانگان سخن میگوید. او میخواهد که نامش توسط دیگران نشنود و از افرادی که با خداوند دشمن هستند، دوری میکند. شاعر به نحوی از مدعیان میگوید که در تلاشند تا به نام او پیشرفت کنند، در حالی که او تلاش میکند از رضایت خداوند بهرهمند شود. او از خدا میخواهد که به او بخشش بدهد و در عین حال تأکید میکند که هیچ کس نمیتواند جایگاه او را بین یارانش تغییر دهد. همچنین، او اعلام میکند که در مقام غلامی، اگر آوازهاش بلند شود، این موضوع به خاطر بزرگی خداوند و مقام او در زندگیاش است.
چو میخواهد که نامم نشنود بیگانه رای منازو بیگانه بادا هرکه باشد آشنای من
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد که نام من توسط دیگران شنیده نشود، پس هر کسی که با من آشناست، باید از این نظر با من بیگانه باشد.
ز رغم من به نوعی مدعی را کام میبخشیکه میخواهد باخلاص از خدای من بقای من
هوش مصنوعی: به خاطر نقصها و خطاهای من، تو به نوعی به افرادی که مدعی هستند و میخواهند بر اساس ایمان و بندگی به خداوند، خود را از من به نوعی رها کنند، کمک میکنی.
بکش گر درخور بخشش نیم تا کی روا داریبه بدخواه از پی درخواه جز می التجای من
هوش مصنوعی: اگر توانایی داری، مرا بکش، اما تا کی میخواهی بدخواهی کنی و به دنبال خواستههایت باشی؟ جز می، به تو پناه میبرم.
چو فرمائی که خاصانت به بزم آرند یاران رابه حاجب هم به جنبان گوشهٔ چشمی برای من
هوش مصنوعی: وقتی تو بخواهی که دوستانت در مهمانی برایت خدمت کنند، حتی با تکان دادن گوشه چشمی به من هم توجه کنند.
ز قرب یار ننهادم ز جای خود قدم بالاچها در سر گرفتی غیر اگر بودی به جای من
هوش مصنوعی: از نزدیکی یار، از جایی که بودم تکان نخوردم. حالا چرا در سر داری کاری که جز به جای من نبودهای؟
به تشریف غلامی گر بلند آوازهام سازیزند بر بام چرخ ایام کوس کبریای من
هوش مصنوعی: اگر به من مقام و منزلت غلامی را بدهی، صدای شوکت و عظمت من از بالای آسمانها به گوش خواهد رسید.