شمارهٔ ۵۸۶
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به ساقی (در اصل نوشیدنیدهنده) میگوید که همچون جام جمشید، پر از می و شادی کن. او تأکید میکند که حتی اگر در این لحظه به فکر جدایی و قطع محبت باشد، هرگز از او قطع رابطه نخواهد کرد. شاعر این احساس را توصیف میکند که زندگی و عشق در دل آنها جاری است و ساقی با تصمیماتش، حتی در شرایط سخت، مسیری به سمت خوشبختی و شادی را میسازد. او همچنین به مفهوم مجنون و لیلی اشاره میکند و جستجوی عشق و زیبایی را در دلهای عاشقان به تصویر میکشد. در نهایت، شاعر از ساقی میخواهد که غم را کنار بگذارد و به شادی و نشاط بپردازد.
ساقیا چون جام جمشیدی پر از می میکنیگرنه این دم فکر برگی میکنی کی میکنی
هوش مصنوعی: ای ساقی، وقتی که جام جمشید را پر از میکنی، اگر این لحظه به فکر چیزی جز میباشی، پس کی میخواهی این کار را انجام دهی؟
من نه آنم کز تو پیوند محبت بگسلمبند بندم گر به تیغ قهر چون نی میکنی
هوش مصنوعی: من آن کسی نیستم که محبت و پیوندی که با تو دارم را قطع کنم. حتی اگر با قهر و دشنام به من حمله کنی، همچنان به تو وابستهام.
آنچه در دل بردن از لطف دمادم میکننداین فسونسازان تو از جور پیاپی میکنی
هوش مصنوعی: آنچه که با مهربانی در دل مینشیند، این فریبندگان به صورت مکرر انجام میدهند و تو از روی ستم به طور مرتب میکنی.
سر به صحرا میدهی ای قبلهٔ لیلیوَشانهرکه را مجنونصفت آواره از حی میکنی
هوش مصنوعی: ای محبوب من، تو آنچنان هستی که هر کسی به تو عشق ورزد، مانند مجنونی سرگردان میشود و در دل صحرا سر به گریبان میگذارد.
ساقیا طی کن بساط غم در آن بحر نشاطکز نم فیضش گذار از حاتم طی میکنی
هوش مصنوعی: ای ساقی، بیار می و آنگونه خوشگذرانی کن تا غمها را فراموش کنیم، چرا که در دریای شادی، از نعمتهایش بهرهمند میشویم، چنانکه حاتم طایی در بخشندگیاش معروف است.
محمل لیلی به سرعت میبری ای ساربانگر بدانی حال مجنون ناقه را پی میکنی
هوش مصنوعی: ای راننده، اگر میدانی حال مجنون را، زودتر لیلی را با خرش به سمت مقصد میبری.
محتشم از ضعف چون گیتی چنانی این زمانجای آن دارد اگر جا در دل و پی میکنی
هوش مصنوعی: محتشم از ضعف به یاد دنیا در این زمان، اگر دل و جانت آماده باشد، باید به آن فضا فکر کنی و خود را برای آن آماده کنی.