قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - ایضا در مدح شاهزاده پریخان خانم فرماید
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ تحولات و تغییرات زندگی و بخت انسان است. شاعر با بیان زیباییهای طبیعت و احساساتی که به دنبال آنها شکل میگیرد، از اندوه و غم میگوید و در عین حال به شادی و خوشبختی هم اشاره دارد. او دربارهٔ عشق و محبت و راز و رمز زندگی نیز سخن میگوید و به مفهوم وجود پروردگار و سرنوشت اشاره میکند. در نهایت، شاعر با نگاهی امیدوارانه به فردای بهتر و آیندهای روشن، از لحظات شاد و زیبا در زندگی خود یاد میکند و بر اهمیت سپاسگزاری از الطاف الهی تأکید دارد.
گشت در مهد گران جنبش دهر آخر کارخوش خوش از خواب گراندیدهٔ بختم بیدار
هوش مصنوعی: در این دنیا که تغییرات و تحولات زیادی دارد، در نهایت همه چیز به خوبی و خوشی پیش میرود. من هم از خواب بیخبری و غفلت بیدار شدهام و به واقعیتهای زندگی توجه میکنم.
ادهم واشهب پدرام شب و روز شدندزیر ران امل از رایض صبرم رهوار
هوش مصنوعی: در زیر پاهای امل، روز و شب تبدیل به سیاه و سپید شدند، همچنان که صبر من همچون راهی آرام و بیصدا ادامه دارد.
داروی صبر که بس دیر اثر بود آخراثری داد که نگذشت ز دردم آثار
هوش مصنوعی: داروی صبر که مدت زیادی طول کشید تا اثر کند، بالاخره تأثیری گذاشت که آثار درد من را از بین نبرد.
کشتی را که به یک جذبهٔ گرداب تعبدور میبرد به ته بخت کشیدش به کنار
هوش مصنوعی: کشتی که به خاطر یک کشش قوی در گرداب به سوی عمق دریا میرود، سرانجام به سواحل بخت و خوششانسی میرسد.
دیر شد خسرو بهجت سپهانگیز ولیزود از خیل غم و درد برآورد دمار
هوش مصنوعی: خسرو بهجت به اندازهای دیر رسید که میتوانست امیدها را برانگیزد، اما به سرعت از دنیای غم و درد رهایی یافت.
آخر آن کلبه که زیبش ز حجر بود اکنونبدر و گوهرش آراسته شد سقف و جدار
هوش مصنوعی: در نهایت، آن کلبهای که زیباییاش به دلیل سنگهایش بود، اکنون به جواهرات و زیورهایی آراسته شده است که سقف و دیوارهایش را زینت بخشیدهاند.
خشک بومی که برو چشم جهان زار گریستشد به یک چشم زدن رشک هزاران گلزار
هوش مصنوعی: درخت بومی و خشکی که همیشه بیبرگ و بیثمر بود، ناگهان با دیدن دنیا و زیباییهایش، دلش از حسرت پر شد و به یکباره درخششی پیدا کرد که حسرت هزاران گلزار را برانگیخت.
این نسیم چه چمن بود که از بوالعجبیدر خزان زد به مشام دل من بوی بهار
هوش مصنوعی: این نسیم چقدر عجب است که در هوای پاییز بوی بهار را به مشام من میرساند.
این رحیق چه قدح بود که بر لب چو رسیددگر از ذوق نیابد به زبان نام خمار
هوش مصنوعی: این شراب چه طعم و عطری دارد که وقتی به لب میرسد، دیگر هیچ واژهای نمیتواند حال دل را توصیف کند و از شوق، هیچ نامی از مستی بر زبان نمیآید.
منم آن نخل خزان دیده که دارم امروزبه بشارات بهار ابدی استبشار
هوش مصنوعی: من مثل نخیلی هستم که در پاییز قرار دارد، اما امروز به خاطر نشانههای بهاری که در راه است، شاد و خوشحال هستم.
گلشن بخت من است آن که ز اقبال دروزده صد خرمن گل جوش زهر بوتهٔ خار
هوش مصنوعی: باغ خوشبختی من، جایی است که از سرنوشت خوب من صدها دسته گل از بوتههای خار روییده است.
به زمین دشمن سرکوفتهام رفته فروز جهان حاسد کمحوصلهام کرده فرار
هوش مصنوعی: من بر دشمنانم پیروز شدهام و از ناشادابی حسودان به دور شدهام. آنها مرا خسته و ناامید کردهاند و من از این وضعیت فرار کردهام.
این ازان رشک که الحال از آن حالت پیشآن ازین غصه که امسال به صد عزت بار
هوش مصنوعی: این جمله اشاره دارد به حسادت و غم و اندوهی که از مقایسه وضعیت کنونی با گذشته ناشی میشود. به نوعی میگوید که با وجود مشکلات امسال، هنوز به عزت و احترام دست یافتهایم، اما دلتنگی و ناراحتی از گذشته و حال بر ما سایه افکنده است.
کرده از قوت امداد خودم رتبه بلندداده در ساحت اعزاز خودم رخصت یار
هوش مصنوعی: به واسطهی نیروی کمک و حمایت خود، موفق شدهام که مقام بلند و ارج و منزلت خاصی را در دامان عِزت و احترام خود به دست بیاورم، و این امر به من اجازه داده است که از یاری دوستان و همراهان بهرهمند شوم.
پایهٔ تقویت زهرهٔ برجیس مقامسایهٔ تربیت شمسهٔ بلقیس وقار
هوش مصنوعی: بنیان strengthen روح و جسارت فردی از قدرت و عظمت تربیت شده توسط شخصیت بلقیس، به همراه احترام و وقار برخوردار است.
پادشاه ملک و انس پریخان خانمکه ز شاهنشهی حور و پری دارد عار
هوش مصنوعی: پادشاهی که هم انسانها و هم پریها به او وابستهاند، احساس ننگ میکند که به خاطر مقام سلطنتش، نیاز به زیبایی حورا و پریها داشته باشد.
مریم فاطمه ناموس که ناموس جهاندارد از حسن عفافش چو ملک هفت حصار
هوش مصنوعی: مریم، فاطمه، نماد عزت و شرافتی است که به خاطر عفت و پاکدامنیاش حفاظت شده و مانند دژی مستحکم در برابر حوادث قرار دارد. او به عنوان نمادی از نجابت و وقار در جهان شناخته میشود.
قسمت آموخته در گه رزاق کبیرکه کفش واسطهٔ رزق صغار است و کبار
هوش مصنوعی: سرنوشت انسانها در مرحلهای که خداوند بزرگ روزیدهنده است، به دست میآید و در این میان، برخی از افراد واسطهٔ روزی افراد کوچکتر و بزرگتر هستند.
آن که با عصمت او رابعهٔ حجلهٔ چرخدر پس پرده به رسوائی خود کرد اقرار
هوش مصنوعی: کسی که به پاکی و عصمت خود معروف است، در حالتی که پرده ای از عفت و دوری از رسوایی دارد، به ناچار به اشتباهات خود اعتراف کرد.
وانکه با عفت وی کوه گران سنگ نموددعوی وزن ولی پیش خرد کرد انکار
هوش مصنوعی: کسی که با نجابت خود، کوهی از سنگ را بر وزن خود نشان میدهد، در برابر خردمندی تنها به انکار میپردازد.
تا درین قصر مقرنس نتواند دادنکش نشان از رخ آن شمسهٔ خورشید عذار
هوش مصنوعی: در این کاخ زینتدار، نمیتواند هیچ نشانهای از چهرهٔ او که همچون خورشید میدرخشد، آشکار شود.
به کسی بخت به خوابش هم اگر بنمایدنگذارد که شود تا به قیامت بیدار
هوش مصنوعی: اگر کسی بختش به او نشان دهد، حتی در خواب هم نگذارد که تا ابد بیدار شود.
عهد علیای کمین جاریهاش بندد اگرچرخ بر ناقهٔ خود گیردش از بهر مهار
هوش مصنوعی: اگر تقدیر و سرنوشت بزرگ او هم مانعش شود، باز هم اگر زندگی او را به چالش بکشد، او قوی و با اراده است و میتواند بر مشکلات غلبه کند.
درکشد ناقهٔ مهار از کف او گر نکندسر تانیث خود اول به ضرورت اظهار
هوش مصنوعی: اگر او ناگهان باری را رها کند، مانند شتر، ممکن است اوضاع به هم بریزد. بنابراین، ابتدا باید از خود بروز دهد که چگونه دست به کار است و چه اقداماتی انجام میدهد.
عطر پروردهٔ هوای حرم عالی اوبر زمین مشک فشان چون شود و عالیه بار
هوش مصنوعی: عطر و بویی که از هوای حرم پاک و مقدس او به مشام میرسد، بر زمین همچون مشک پخش میشود و به طراوت و زیبایی آن میافزاید.
جنبش از باد برد حکمت بی چون بیرونکه مبادا به مشامی کند آن نفخه گذار
هوش مصنوعی: حرکت و تغییرات ناشی از باد باعث شد که حکمت خالص و بینقص به بیرون بیاید، چرا که نگران بودیم آن نسیم به بویایی افراد آسیب بزند.
ماه کز خیل ذکور است ز غم میکاهدکه ز نامحرمیش نیست در آن حضرت بار
هوش مصنوعی: ماه که میان مردان است، به خاطر غم و اندوهش کاسته میشود، زیرا در آن مکان، معشوقهاش از نامحرمان پنهان است.
مهر کز سلک اناث است امیدی داردکه به آئین کنیزان شودش آینه دار
هوش مصنوعی: عشق و محبت، که از جنس زنان است، امیدی دارد که به مانند کنیزان به جلال و زیبایی تبدیل شود و در آئینهای به نمایش گذاشته شود.
ماه اگر برقع از آن رخ به غلط برداردغضبش حسن بصیرت ببرد از ابصار
هوش مصنوعی: اگر ماه حجاب خود را از چهرهاش بردارد، زیباییاش به قدری خیرهکننده است که عقل و بصیرت را از دیدگان انسان میگیرد.
نیست بر دامن پاک آنقدرش گرد هوسکه بر آئینهٔ مهر از اثر هیچ غبار
هوش مصنوعی: هیچگونه آلودگی و آرزویی بر دامن پاک او وجود ندارد، مانند اینکه بر آئینه عاطفهاش هیچگونه غباری نمینشورد.
لرزد از نازکی خوی لطیفش چون بیدباد چون بر قدمش گل کند از شاخ بهار
هوش مصنوعی: به خاطر نازکی و لطافت او، مانند بیدی که در باد میلرزد، هر بار که قدم میگذارد، گلی از درختان بهاری میافتد.
شمع بزمش اگر از باد نشیند مه و مهرسر بر آرند سراسیمه ز جیب شب تار
هوش مصنوعی: اگر شمع این بزم از وزش باد خاموش شود، ماه و خورشید با یکدیگر از ترس و نگرانی از دل شب تار پیدا خواهند شد.
سایه را خواهد اگر از حرم اخراج کندمانع پرتو خورشید نگردد دیوار
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد سایهای را که در حرم وجود دارد، دور کند، دیوار نباید مانع تابش نور خورشید شود.
ای کهان سپه صف شکنت پیل شکوهای سگان حرم محترمت شیر شکار
هوش مصنوعی: ای کسی که قدیمترین سپاهی و صفهای دشمن را میشکنی، ای فیل پرعظمت و با وقار، ای سگان حرم که محترم و عزیز هستید، شما شیرهای شکار هستید.
حکم جزمت همه جا همچون قضا بیمهلتتیغ قهرت همه دم همچون اجل بی زنهار
هوش مصنوعی: حکم تو در هر جا مانند تقدیر است که فرصت را از کسی نمیگیرد، و قدرت تو همیشه مانند مرگ است که هیچ کس را بیخطر نمیگذارد.
تقویت جسته ز عونت قدر ذی قدرتتربیت دیده به دورت فلک بیپرگار
هوش مصنوعی: قدرت و توانایی که از کمک تو به دست آمده، باعث شده است که رشد کنم و به شکل بهتری تربیت شوم، بهطوری که در میان گردشهای عالم، ثابت و پایدار بمانم.
صیت انصاف تو چون آبروان در اطرافذکر الطاف تو چون باد وزان در اقطار
هوش مصنوعی: شهرت انصاف تو مانند آبرو و اعتبار افراد بزرگ در بین مردم است و مهربانیها و لطفهای تو مانند نسیم در همه جا پراکنده و قابل احساس است.
بر نشان کف پایت رخ صد ماه جبینبر هلال سم رخشت سر صد شاه سوار
هوش مصنوعی: بر روی کف پای تو نشانهای است که چهرهی صد ماه را نمایان میکند و بر هلال صورت تو، سر صد شاه سوار قرار دارد.
در رکابت همه اصناف ملک غاشیه کشاز صفات همه اوراق فلک غاشیهدار
هوش مصنوعی: در کنار تو، تمام موجودات آسمانی و زمینی، به تو خدمت میکنند و از ویژگیهای بیپایان آفرینش بهرهبرداری میکنند.
از برای مدد لشکر منصور تو بسنصرت و فتح که تازان ز یمیناند و یسار
هوش مصنوعی: برای یاری رساندن به سپاه منصور، نصرت و پیروزی کافی است که از سمت راست و چپ به حرکت درآیند.
گر فتد بر ضعفا پرتوی از تربیتتای قدر قضا قدرت گردون مقدار
هوش مصنوعی: اگر نور تربیت تو بر افرادی که ضعیفتر هستند بتابد، ای بزرگ و قدرتمند، سرنوشت و قدرت آسمانها نیز تحت تأثیر آن قرار میگیرد.
پشه و مور و ملخ فیالمثل ار عظم شوندهمه پیل افکن و اژدر در و سیمرغ شکار
هوش مصنوعی: اگر پشه، مور و ملخ به اندازه بزرگ شوند، همانند فیلها و اژدها میتوانند به شکار سیمرغ بپردازند.
من کزین بیشتر از رهگذر پستی بختداشتم تکیه که از خار و خس راهگذار
هوش مصنوعی: من که بیشتر از این، در مسیر زندگیام دچار مشکلات و بداقبالیها شدم، تکیهگاه و پشتیبانی داشتم که در زمان سختیها، همانند خار و خسی که در راه حضور دارند، مرا دلداری داد.
این دم از لطف تو ای شمسهٔ ایوان شرفاین دم از عون تو ای زهرهٔ گردون وقار
هوش مصنوعی: این لحظه از نعمت توست، ای خورشید ارجمند. این لحظه از کمک و حمایت توست، ای ستارهای که در آسمان با وقار هستی.
پای بر مسند مه مینهم از استیلاتکیه بر بالش خود میکنم از استکبار
هوش مصنوعی: من بر جایگاه ماه پا میگذارم و از روی تسلط، بر بالش خود تکیه میزنم چون به خودم مغرورم.
وین هنوز اول آثار ترقیست که منتازه باغ شجرانگیزم و تو ابر بهار
هوش مصنوعی: این هنوز آغاز نشانههای پیشرفت من است، چرا که من تازه شروع به رویش و جوانه زدن کردهام و تو به مثابه ابری در بهار هستی که میتواند زندگی را زنده کند.
بنده پرور ملکا گرچه ز دارائی ملکداری از هند و حبش تا بدر چین و تتار
هوش مصنوعی: اگرچه من بندهای از پروردگار هستم و هرچند که تو مالک و سرزمیندار بزرگی هستی، اما ثروت و دارایی تو از هندوستان و حبشه تا مرز چین و سرزمین تاتار گسترده است.
جان فشانند غلامان فدائی بیحدمدح خوانند مطیعان ثنائی بسیار
هوش مصنوعی: علاقهمندان با جان و دل فدای محبوب خود میشوند و اطاعتکنندگان، ستایشهای زیادی از او میکنند.
یک غلام است ولیکن ز سیاه و ز سفیدیک مطیع است ولیکن ز کبار و ز صغار
هوش مصنوعی: یک فرد با ویژگیهای خاص وجود دارد که از نظر رنگ پوست (سیاه و سفید) و سن (کبر و صغر) تفاوتی نمیکند. او هر دو دسته را میپذیرد و در برابر آنها تسلیم و فرمانبر است.
که اگر دست اجل جیب حیاتش بدردوندرین بقعه کند نقد بقا بر تو نثار
هوش مصنوعی: اگر دست سرنوشت زندگی او را بگیرد و در این مکان، زندگی جاودانی را برای تو تقدیم کند.
وز گلستان ثنای تو به حسرت به بردبلبل نطق وی آن طایر نادر گفتار
هوش مصنوعی: از باغ گلها، بلبل به خاطر تو با حسرت صحبت میکند و این پرنده نادر، قصهای دلنشین را روایت میکند.
جای او هیچ ستاینده نگیرد در دورگر کند تا باید سعی سپهر دوار
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند جای او را ستایش کند، حتی اگر زمان و سرنوشت در چرخش باشد و تلاش زیادی صورت گیرد.
محتشم لاف گزاف این همه سبحاناللهخود ستائیست کند به که کنی استغفار
هوش مصنوعی: شاعر در این بیت به این نکته اشاره دارد که برخی افراد، در برابر کارهای خود دچار خودستایی شده و خود را در نظر دیگران بزرگ جلوه میدهند. او با انتقاد از این رفتار، بیان میکند که این کارها فقط توهم و لاف زدن است و در واقع، اگر کسی به خود بیاید، باید به گناهانش اعتراف کرده و از خدا طلب آمرزش کند.
پیش بلقیس و شی کز پیش از حور و پریفوج فوجاند دوان بندهوش و چاکروار
هوش مصنوعی: در مقابل بلقیس، افرادی هستند که قبل از فرشتگان و نیکانسانان، به صورت دستهدسته و با شتاب میآیند؛ این افراد با عطوفت و ارادت، در خدمت او هستند.
تو که باشی که کنی چاکری خود ظاهرتو که باشی که کنی بندگی خود اظهار
هوش مصنوعی: تو که هستی که بخواهی خود را خدمتگزار نشان دهی؟ تو که کسی هستی که بخواهی بندگی خود را آشکار کنی؟
از تو این بس که دهی آینهٔ او ترتیباز تو این بس که کنی ادعیهٔ او تکرار
هوش مصنوعی: فقط همین کافی است که تو به او آینهای بیفزایی که تصویرش را در آن بیبینی، و کافی است که دعاهای او را دوباره و دوباره تکرار کنی.
آفتابا به خدائی که خداوندی اوستسبب ظابطه رابطهٔ لیل و نهار
هوش مصنوعی: ای خورشید، به خدایی که وجودش خالق همه چیز است، تو موجب نظم و ترتیبی هستی که رابطه شب و روز را برقرار میکند.
به رسولی که شب طاعت از افراط قیامخواند مزملش از غایت رافت جبار
هوش مصنوعی: به پیامبری که در شب عبادت به شدت مشغول عبادت بود، خداوند او را با رحمت و لطف فراوانی احاطه کرده است.
به امیری که در احرام نمازش هر شببانگ تکبیر ز تکبیر رسیدی به هزار
هوش مصنوعی: به شخصی اشاره میشود که به مقام بالایی دست یافته و هر شب در حال نماز خواندن، با ذکری از بزرگداشت خداوند زندگی میکند و نشاندهندهی تماس و نزدیکی او به مقام والای الهی است. این فرد به خاطر اعمال و عباداتش، مورد احترام و بزرگداشت قرار میگیرد.
کاندرین ظلمت شب کز اثر خواب گراننیست جز چشم من و چشم کواکب بیدار
هوش مصنوعی: در این شب تاریک که خواب سنگینی حاکم است، تنها چشم من و ستارهها بیدارند و بقیه در خوابند.
آن قدر میکنم از بهر بقای تو دعاکه مرا میرود از کار زبان زان اذکار
هوش مصنوعی: بسیار برای دوام و ماندگاری تو دعا میکنم که زبانم از یاد برده و از آنچه باید بگویم ناکام میمانم.
آنقدر ذکر تو میآورم از دل به زبانکه مرا میفکند کثرت نطق از گفتار
هوش مصنوعی: من به اندازهای نام تو را از عمق قلبم بر زبان میآورم که خودم را در دریایی از گفتار غرق میبینم.
تا شود ظل همای عظمت گستردهز خدیوان جهان حارث گیتی سالار
هوش مصنوعی: برای اینکه سایهی بزرگی و عظمت بر جهان گسترده شود، باید حاکمیت و رهبری واقعی بر دنیا برقرار گردد.
ظل نواب همایون نشود کم ز سرتوز سر خلق جهان ظل تو تا روز شمار
هوش مصنوعی: در سایهی وجود تو، نه تنها وجود خودت کمتر نمیشود، بلکه سرسری از تمام مخلوقات جهان نیز زیر سایهی تو قرار میگیرند تا زمانی که روزها به شمارش ادامه دهند.