قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ - این قصیدهٔ را به جهت محمد نامی گفته
هوش مصنوعی: این متن شعری از شاعر بزرگ فارسی است که به مدح و ستایش شخصی با مقام و جایگاه رفیع میپردازد. شاعر در این شعر از دریای اسرار و رازهایی که به وجود مولی و نبی اشاره میکند سخن میگوید. به خصوص به مقام پیامبر اسلام و ویژگیهای او مثل بلاغت و کمال اشاره میکند و او را بهترین معیار برای حقایق میداند. شاعر همچنین به ویژگیهای حکمرانی و علم و فضائل شخص مورد نظر خود، که به نظر میرسد وزیر یا فرمانروای بزرگی باشد، اشاره میکند.
شاعر از قدرت حکمت و تأثیرات آن در جامعه سخن میگوید و میافزاید که اگر این شخص خوب رهبری کند، دنیا را بهبود میبخشد و نور دین را روشن میسازد. همچنین، شاعر به مقام و منزلت حاکم اشاره کرده و تأکید میکند که او باید در این مقام به عدالت و انصاف رفتار کند.
در پایان، شاعر تأکید میکند که در وصف و ستایش این شخصیت، نگارش را ادامه میدهد و از دل خود مینویسد، در حالی که به تنگی و فشردگی ثنا و کلام نیز اشاره میکند. این شعر به معنای عمیق، ادبی و هنری میپردازد و حاوی پیامهای اخلاقی و اجتماعی نیز هست.
به ساحل خواهد افتادن دگر باردری از جنبش دریای اسرار
هوش مصنوعی: دریای اسرار دوباره به ساحل میرسد و منتشر میشود.
بنان در کشف رازی خواهد آوردزبان کلک را دیگر به گفتار
هوش مصنوعی: بنان به زودی رازی را فاش خواهد کرد و دیگر نیازی به گفت و گو با قلم نیست.
حدیث لطف و بیلطفی مولیلب تقریر خواهد کرد اظهار
هوش مصنوعی: گفتار در مورد مهربانی و بیمحبتی آقا در آینده بیان خواهد شد.
چه مولی آن که در بازار معنی استسخن را بهترین میزان و معیار
هوش مصنوعی: چه کسی مولایی است که در میان مردم، بهترین سنجش و معیار برای سخن را ارائه میدهد؟
بلیغی کاندر اوصاف کمالشبه عجز خود بلاغت راست اقرار
هوش مصنوعی: به راستی که در توصیف کمالات او، ناتوانی من نیز به خویشتن اقرار میکند که بلاغت واقعی در وصف اوست.
مهین دستور اعظم رای اکبرکز اخلاصند شاهانش پرستار
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که کسی که در مقام بالا و رهبری قرار دارد، بر اساس نیت خالص و صداقت به انجام وظایفش میپردازد و کسانی که در اطراف او هستند، از او حمایت و پشتیبانی میکنند.
سمی نیر اوج رسالتمحمد مهرانور نور انوار
هوش مصنوعی: چراگاه رسالت محمد، مظهر نور و زیبایی است که در اوج ستم و ناخوشیها، روشنایی بخش دلها و افکار میشود.
که بر روی زمینش خالقالارضز آفات زمان بادا نگهدار
هوش مصنوعی: خداوندی که زمین را بوجود آورده است، از آسیبها و بلاهای زمان، از آن مکان مراقبت کند.
به بازارش سه در برد از من ایامیکی فرد و دو از نسبت بهم یار
هوش مصنوعی: به بازارش سه روز پیش من آمدهام؛ یکی از روزها فردا است و دو روز دیگر از نسبت ما دوستیمان به یکدیگر میگذرد.
چه درها گنجهای خسروانهز حمل هر یکی گیتی گران بار
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی و ارزشمندی گنجینههای عظیم و باارزشی اشاره شده است که هر کدام از درها نمایانگر آنهاست و از بار سنگین و دشواریهای جهانی میآیند. به نوعی به ارتباط بین ثروت و چالشهای زندگی اشاره شده است.
ولی از همت آن فرزانه گنجورچو از من آن در را شد خریدار
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که به خاطر اراده و تلاش آن فرد فرزانه، کسی که ارزش و مناسبتهای آن را درک کرده، توانسته است به آن در دسترسی پیدا کند، همانطور که من هم توانستم آن را به دست آورم.
دو در را ثلث یک در داد قیمتوزین خاطر نشینم شد که این بار
هوش مصنوعی: دو در به قیمت یک در نصف شد و به این خاطر، احساس راحتی و آرامش بیشتری پیدا کردم که این بار.
در این بازار از بخت بد مناز آن سودا به غایت بود بیزار
هوش مصنوعی: در این بازار به خاطر بدشانسی، من از آن معامله به شدت متنفر هستم.
خدا را ای صبا در گوش آصفبگو آهسته کای دانای اسرار
هوش مصنوعی: ای نسیم، برای خدا به آصف بگو که آهسته بگوید؛ او دانای رموز و اسرار است.
شناسای دم و نطق گهر ریزخداوند دل و دست درم بار
هوش مصنوعی: شناسایی زمان و سخن، گوهرهایی است که از دل و دست خداوند نشأت میگیرند.
شنیدم از بسی مردم که داریبه مروارید و گوهر میل بسیار
هوش مصنوعی: شنیدهام که بسیاری از مردم تو را به سنگهای قیمتی و مروارید بسیار علاقهمند میدانند.
و گر گاهی به دست در فروشیبه کف میآیدت یک در شهوار
هوش مصنوعی: اگر گاهی به کسی کم و کاستی نشان بدهی، ممکن است در عوض یک لذت اندک به تو برسد.
چو باد گلفشان میریزی از دستزر سرخش بپا خروار خروار
هوش مصنوعی: مانند بادی که گلها را پراکنده میکند، تو از دست خودت دانههای زرین را به وفور میپاشی.
بفرما کز گهرها چیست حالیتو را در مخزن ای دریای ذخار
هوش مصنوعی: بیا و بگو که حال تو چیست، در این مخزن پر از گوهرها، ای دریای پر از گنجینهها.
که مینازد به آنها گوش شاهانجز آنها کت من آوردم به بازار
هوش مصنوعی: من به بازار رفتم و کت زیبایی را برای خودم خریدم که حتی گوش شاهان هم به آن میبالد.
به تخصیص آن چنان کز بهر شهرتبر آن نام خوشت کندم نگینوار
هوش مصنوعی: من به خاطر شهرت و نام نیک تو، به گونهای خاص و ویژه به تو علاقهمند شدم و تو را مانند نگینی ارزشمند در نظر میگیرم.
خموش ای محتشم کز بالغان استبه غایت خود ستائی ناسزاوار
هوش مصنوعی: سکوت کن ای محتشم، زیرا که بالاتر از تو، خودستایی از حد خود فراتر است و شایسته نیست.
درین سان سرزمینی تخم دعوینمیآرد به جز شرمندگی بار
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که هیچ چیزی از این سرزمین جز شرم و ننگ به وجود نمیآید. این بیانگر ناامیدی و یأس از شرایط موجود است.
در نظم تو را با این زبونیبهائی داد آن رای جهاندار
هوش مصنوعی: به دلیل ناتوانیام در بیان و توضیح زیباییهای تو، زندگی تو را ارزشمند کرده است.
که در چشم دل از صد گنج بیش استبه قیمت نه به عظم و قدر و مقدار
هوش مصنوعی: در دل و چشم عاشق، ارزشها و زیباییها بیشتر از هر گنجی هستند و این ارزشها به قیمت و اندازه مربوط نمیشوند.
سراسر تحفههای برگزیدهعلم از بینظیریها در انظار
هوش مصنوعی: تمام هدایای ارزشمند علم، به خاطر ویژگیهای منحصر به فردشان، در دید عموم قرار دارند.
اگر دیگر دری داری بیاورکزین به نیست در عالم خریدار
هوش مصنوعی: اگر در عالم کسی دیگر میخواهد، بیاورید، چرا که دیگر چیزی در این دنیا خریدار ندارد.
شروع اندر ثنایش کن که چون اوکریمی نیست در بازار اشعار
هوش مصنوعی: در آغاز به ستایش او بپرداز، زیرا در میان شاعران مانند او کسی با بخشندگی و کرامت وجود ندارد.
زهی برگرد قصرت پاسبانواربسر تا روز گردان چرخ دوار
هوش مصنوعی: به به! ای محافظ کاخ تو، برگرد و شب را مانند نگهبان سپری کن تا روزی که چرخ فلک به حرکت خود ادامه میدهد.
زهی اعظم وزیری کز شکوهتوزارت راست از شاهنشهی عار
هوش مصنوعی: به راستی که تو بزرگترین وزیر هستی که به خاطر شکوه و عظمت تو، وزارت از شاهان نیز خود را کوچک میبیند.
زهی گردون سریری کز سرورتابد سیر است چنگ زهره بر تار
هوش مصنوعی: ای آسمان، تو همچون یک تخت سلطنت هستی که از زیبایی و لطافت بینهایت پر است و صدای چنگ زهره (یا شاید صدای دلنشین موسیقی) بر تارهای آن نواخته میشود.
تو آن مسند نشینی کایستادهز تعظیمت به خدمت چرخ سیار
هوش مصنوعی: تو در جایگاه بزرگی نشستهای که ایستادن در برابر احترام تو به خدمت آسمان گردان است.
تو آن آصف نشانی کاوفتادهز توصیف سلیمانی در اقطار
هوش مصنوعی: تو همان شخصی هستی که مانند آصف، در تعریف و توصیف سلیمان در تمام دنیا معروف هستی.
اگر بالفرض باشد رای امرتبرون آید چو تیغ از جلد خودمار
هوش مصنوعی: اگر فرض کنیم که نظر تو برملا شود، همانند تیغی که از غلاف خود بیرون میآید.
و گر در جنبش آید باد نهیتبره سیل نگون ماند ز رفتار
هوش مصنوعی: اگر باد در حرکت بیفتد، باران و سیل باعث میشود که همه چیز به هم بریزد و به مسیر دیگری برود.
کنی گر منع وحشت از طبایعبه شهر آیند یک سر وحش کوهسار
هوش مصنوعی: اگر مانع از ترس و وحشت در میان طبیعتها شوی، موجودات وحشی کوهستان به شهرها خواهند آمد.
چراغ دین چو گردد از تو ذوالنوربسوزد کافر صد ساله زنار
هوش مصنوعی: زمانی که نور ایمان و دین از تو ساطع شود، حتی کافرانی که سالها به گمراهی ادامه دادهاند نیز به دنبال روشنایی هدایت خواهند آمد.
اگر جازم شود دهقان سعیتدماند در جبل ز احجار اشجار
هوش مصنوعی: اگر کشاورز محکم و مصمم باشد، تلاش او در کوهها از سنگها و درختان نشأت میگیرد.
نیابد در پناه حفظت آسیبحریر برگ گل از سوزن خار
هوش مصنوعی: هیچ آسیبی به حریر نرم برگ گل نمیرسد وقتی که زیر حمایت توست، حتی اگر سوزن خار به آن نزدیک شود.
و گر ماه از تو پوشد کسوت نورشود از روز روشنتر شب تار
هوش مصنوعی: اگر ماه هم لباس نور را بر تن کند، شب تار به روشنی روز خواهد بود.
اگر یکبار خواهی رفع ظلمتبرآرد خور سر از ظلمات ناچار
هوش مصنوعی: اگر یک بار بخواهی تاریکی را برطرف کنی، خورشید ناچاراً از دل تاریکی برمیخیزد.
گر از حکمت زنی دم در زمانتچه عنقا و چه اکسیر و چه بیمار
هوش مصنوعی: اگر در زمانهی خود به حکمت و دانایی سخن بگویی، نه تنها به دستاوردهای بزرگ و ارزشمندی مانند پرندهی mythical و مایههای زندگی میرسی، بلکه همچنین به درمان دردهای عاطفی و جسمی دیگران میپردازی.
اگر حیز طلب گردد جلالتبرون تازد فرس زین چار دیوار
هوش مصنوعی: اگر مقام و عظمت تو مورد درخواست باشد، مانند اسبی که از زین خود میتاخت و از میان چهار دیوار بیرون میآید.
دو عالم بر در و گوهر شود تنگشوی غواص چون در بحر افکار
هوش مصنوعی: اگر انسان به عمق افکار خود برود و در آنجا سیر کند، متوجه میشود که در دنیای ذهنی و شخصیت خود، گنجینههای ارزشمندی وجود دارد که در ابتدا شاید به نظر پنهان بیاید. در واقع، وقتی به درون خود نفوذ میکند، دریچهای به دو دنیای داخلی و خارجی برایش باز میشود.
ز گل گر پیکری سازی و در ویدمی یک نفخه گردد مرغ طیار
هوش مصنوعی: اگر از گل پیکری بسازی و در آن دمیدن کنی، آن وقت پرندهی پرواز کنندهای خواهد شد.
جهان را سر به سر این قابلیتنبود ای قیصر اسکندر آثار
هوش مصنوعی: ای اسکندر، جهان به طور کلی این توانایی را نداشت که به شکل و زیبایی آثار تو باشد.
که گرد خوب و زشتش باشد از حفظحفیظی چون تو گردانندهٔ پرگار
هوش مصنوعی: شخصی مانند تو که همیشه مراقب و باهوش است، باید در دایرهی زندگی خود، قضاوت و تصمیمگیری دربارهی خوبیها و بدیها را با دقت انجام دهد.
اگر کس از سر ملکت گزینیجرون را حالیا تالار سالار
هوش مصنوعی: اگر کسی از سرزمین خود برود، به حاکم و سرپرست مملکت، دیگر اعتماد نخواهد داشت.
و گرنه گر بدی در بسته از توهمهٔ انصار بیاعوان و انصار
هوش مصنوعی: اگر بدی از تو نمیآید، پس همهی یاران و حامیان تو به بیکمکی بیمعنا هستند.
چنان حفظش نمودی کز دل مورضمیر انورت بودی خبردار
هوش مصنوعی: تو به گونهای از او محافظت کردی که انگار دل موجودی کوچک درون تو از او مطلع بود.
سرای جغد هم گشت از تو معمورچو گردیدی درین ویرانه معمار
هوش مصنوعی: آشیانه جغد هم به خاطر تو پر از نشاط و زندگی شد، زمانی که تو به عنوان معمار در این ویرانه حضور پیدا کردی.
گر از مرغان این گلشن مرا نیزکه جز شکر نمیریزم ز منقار
هوش مصنوعی: اگر از پرندگان این باغ به من هم، که تنها شیرینی به دیگران میبخشم، بیفکنند.
دهی زین بیش ره در گلشن خویششود شکرستان این طرفه گلزار
هوش مصنوعی: اگر درختان و گلهای این باغ به خوبی پرورش یابند، این مکان به جایی شیرین و خوشبو تبدیل میشود.
وز اوصافت چنان عالم شود پرکه بر امسال صد حسرت برد پار
هوش مصنوعی: از ویژگیهای او، جهانی پر از حسرت ایجاد میشود که در سالهای آینده تأثیر آن باقی خواهد ماند.
غرض کز بهر ترتیب ثنایتمن از بحر ضمیر معجز آثار
هوش مصنوعی: من برای نظم و ترتیب دادن به ستایش تو، از عمق وجود خود الهام میگیرم.
کشم در رشتهٔ فکرت لالیز آغاز لیالی تا به اسحار
هوش مصنوعی: من در تنگنای فکر خود، بیصدا و بیگفتار، از آغاز شبها تا سحرگاهان، خود را در بند فکر میبینم.
خموش ای دل که از بسیارگوئیدل نازک دلان مییابد آزار
هوش مصنوعی: ای دل، سکوت کن؛ زیرا که اگر زیاد صحبت کنی، دلهای حساس و نازک را آزار میدهی.
عنان تاب از ره افکار شو هانکه شد ز اطناب پای خامهٔ افکار
هوش مصنوعی: سریعاً کنترل ذهن خود را از دست نده و به دام افکار سنگین نیفت.
به تنگ آمد ثنا از دست نطقتدعا نوبت طلب شد دست بردار
هوش مصنوعی: مدح و ستایش به زبان تو کم آمده و دعا به درخواست نوبت رسیده است، پس از این کار را رها کن.
درین سطح از پی رسم دوایربود تا گردش پرگار در کار
هوش مصنوعی: در این دنیا، به دنبال شکلگیری دایرهها هستیم، تا مانند حرکت پرگار در طراحی، پیش برویم.
ز امرت هر که در دوران کشد سرچو پرگارش فلک سازد نگونسار
هوش مصنوعی: اگر کسی در زندگیاش به دستور و اراده تو عمل کند، مانند پرگار که به دور یک نقطه میچرخد، سرنوشتش بر اثر تقدیر خداوند تغییر خواهد کرد و ممکن است به سرنوشتی نامطلوب برسد.
بود تا ملک جسم از خسرو روحبود تاسر بر آن اقلیم سردار
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که تا زمانی که وجود جسمانی به تأثیر روح و نیروهای آن ادامه دارد، تأثیرات و برکات آن بر جهان باقی خواهد ماند. در واقع، ارتباط عمیقی بین جسم و روح وجود دارد که موجب میشود که یکی از دیگری تأثیر بپذیرد. اگر روح قوی و فعال باشد، جسم نیز میتواند به قاعدهای شکوفا و مؤثر باشد.
تو سردار جهان باشی و دایمبود جای سر خصمت سر دار
هوش مصنوعی: اگر تو رهبر جهان باشی، همیشه جایگاه دشمن تو روی دار خواهد بود.
به کینت هر که بر بالین نهد سرنگردد تابه صبح حشر بیدار
هوش مصنوعی: هر کسی که به خاطر کینهات سر بر زمین بگذارد، تا روز قیامت بیدار نخواهد شد.