قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در مدح شاه طهماسب صفوی
هوش مصنوعی: این متن شعری است در مدح و ستایش پادشاه طهماسب و وضعیت دوران او. شاعر به بهبود وضعیت کشور و برقرار شدن امنیت و آرامش اشاره دارد و شکرگزاری میکند که از بلایا و مشکلات پیشین خلاص شدهاند. او از قدرت و عظمت پادشاه سخن میگوید و به عدالت و حکمرانی خوب او اشاره میکند. همچنین به لطف الهی و ظهور فردی بزرگ که منجر به بهبود زندگی مردم شده، تاکید میکند. شاعر امید دارد که این دوران خوش و همبستگی ادامه داشته باشد و همچنین نسبت به آینده نیز نویدبخش است. در نهایت، به اهمیت دعا و شکرگزاری از خداوند برای نعمتهای دریافتی اشاره دارد.
صد شکر کز شفای شهنشاه کامراننوشد لباس امن و امان در بر جهان
هوش مصنوعی: بسیار سپاسگزارم که شکرگزار شفای شاه خوشبخت هستم، زیرا او با پوشیدن لباس امن و امان، به جهانیان آرامش و امنیت هدیه میدهد.
از کسوت کسوف برون آمد آفتابوز قیروان کشید تتق تا به قیروان
هوش مصنوعی: آفتاب از سایهی کسوف خارج شد و از سمت قیروان به سوی قیروان دیگر حرکت کرد.
ماهی که یک دو مرحله آمد فرو ز اوجبازش نشانده است ولایت بر آسمان
هوش مصنوعی: ماهی که پس از یک یا دو مرحله، به زمین افتاد، نشانهای از مقام و ولایت را در آسمان دارد.
نجم سپهر سلطنت آن رجعتی که داشتبا استقامت ابدی یافت اقتران
هوش مصنوعی: ستارهی آسمان حکومت، آن بازگشت را که داشت، با پایداری جاودان، به اتحاد و نزدیک شدن رسید.
شهباز اوج ابهت از باد تفرقهدل جمع کرد و شد متمکن بر آشیان
هوش مصنوعی: پرندهای که نشانهای از عظمت و قدرت دارد، با تابآوری در برابر تندبادهای اختلاف، دلهای پراکنده را جمع کرده و در نهایت به مکانی امن و استوار دست یافته است.
نخل بزرگ سایه بستان سروریرو در بهار کرد و برون آمد از خزان
هوش مصنوعی: درخت نخل رفیع و بزرگ، در فصل بهار به شکوفایی و سرسبزی رسید و از دوران سرد و بیروح پاییز خارج شد.
چابک سوار عرصهٔ اقبال زین نهادبر خنگ کامرانی و شد باز کامران
هوش مصنوعی: سوار ماهر بر روی شانس خود سوار شد و بر مشکلات غلبه کرد و به موفقیت رسید.
در ساحت وجود شه کامیاب شدصحت گران رکاب و تکسر سبک عنان
هوش مصنوعی: در فضای وجود، خوشبختی به دست آمد و آرامش در شرایط سخت و چالشهای زیاد به وجود آمد.
از بهر زیب دادن اورنگ خسرویشد بارگه نشین ملک پادشه نشان
هوش مصنوعی: برای زیبایی دادن به تخت سلطنت، بارگاه پادشاه به نشان ملکت تزئین شده است.
طهماسب پادشاه که پیش درش به پاستصد پاسبان همه ملک و پادشاه و خان
هوش مصنوعی: طهماسب پادشاه، در مقابل خود، نگهبانانی دارد که از تمامی سرزمینها و پادشاهان و رئیسان، مراقبت میکنند.
شاهنشهی که گشت ازو پای کایناتدر شاه راه مذهب اثنی عشر روان
هوش مصنوعی: شاهنشاهی که بر او پای گستردهی جهان قرار دارد، در راه اصلی مذهب اثنی عشری حرکت میکند.
فرمان دهی که رونق دین محمدیداد آن چنان که بود رضای خدا در آن
هوش مصنوعی: فرماندهای بود که با کارهایش، دین محمدی را آنقدر شکوفا کرد که در آن رضایت خداوند به وضوح دیده میشد.
زنجیر عدل بسته چنان که اعتماد پاسدارد شبان به گرگ ستم پیشه عوان
هوش مصنوعی: عدالت مانند زنجیری محکم است که شبان را از حمله گرگ ظالم محافظت میکند و امنیت را برقرار میسازد.
در جنب کاخ رفعتش افتاده بس قصیرارکان قصر قیصر و ایوان اردوان
هوش مصنوعی: در کنار کاخ باعظمت او، ستونهای کاخ قیصر و ایوان اردوان واقعاً کوچک و ناچیز به نظر میرسند.
نوشیروان کجاست که بیند کمال عدلطغرل تکین کجاست که بیند علوشان
هوش مصنوعی: کجا نوشیروان است تا شاهد برتری عدالت طغرل تکین باشد و کجا طغرل است تا سطح بالای آنها را ببیند؟
در پای باد پای مرادش همیشه چرخگوئیست سر نهاده به فرمان صولجان
هوش مصنوعی: در زیر تأثیر باد، قدمهای مرادش همیشه در حال چرخش است و سرش را به فرمان عصای قدرت میسپارد.
با قوت قضا نکند رخنه در هواکز بینفاذ او بجهد تیری از کمان
هوش مصنوعی: قدرتمند قضا و قدر به قدری است که در فضا هیچ خللی وارد نمیکند، همچنان که از نقص و ضعفش، تیری از کمان رها نمیشود.
روز دغا چو پای در آرد به رخش کینگوش فلک گران شود از بانگ الامان
هوش مصنوعی: وقتی روز نیرنگ و فریب به پا میخیزد و حوادث ناگوار آغاز میشود، آسمان پر از صدا و فریاد نجاتطلبی میشود.
وقت سخا چو دست برآرد به کار بذلدر یک نفس دمار برآرد ز بحر و کان
هوش مصنوعی: زمانی که بخشندگی ظهور کند و دست به کار خیر بزند، در یک لحظه میتواند تمام riches و ثروتهای گرانبها را از دریا و معدن به دست آورد.
یک فرد آفریده خدا کز ترحمشغرق تنعمند درین تیره خاکدان
هوش مصنوعی: انسانی که به دست خدا خلق شده، با مهربانیاش باعث شده که دیگران در این دنیای سخت و نامناسب، از نعمتها و لذایذ بهرهمند شوند.
چندین هزار مفلس و محتاج و بینواچندین هزار عاجز و مسکین و ناتوان
هوش مصنوعی: هزاران نفر هستند که بیپول و نیازمندند، و هزاران نفر دیگر که ناتوان و درماندهاند.
داده است ذوالجلال به شخص جلالتشتشریف عمر سرمدی و عز جاودان
هوش مصنوعی: خداوند بزرگ به شخصی که خود جلال و عظمت دارد، عمر جاویدان و عزتی ابدی عطا کرده است.
هر یک نفس ز عمر ابد اقتران ویروح جدید میدمد اندر تن جهان
هوش مصنوعی: هر لحظه از عمر جاودانه، روح تازهای به جهان میدمد و به تن آن حیات جدیدی میبخشد.
امن و امان عالم کون و فساد راستآن خسرو زمین و زمان تا ابد ضمان
هوش مصنوعی: جهان در آرامش و امنیت است و هر گونه اختلال و فساد، به خاطر وجود آن پادشاه که در زمین و زمان حاکم است، تا همیشه تضمین شده است.
خواهد نهاد غاشیه مدت حیاتآن شهسوار بر کتف آخرالزمان
هوش مصنوعی: در آیندهای دور، آن قهرمان بزرگ، بار زندگی خود را بر دوش زمانه خواهد گذاشت.
تخت بلند پایه بنو زیب ازو چه یافتبخت جهان پیر دگر باره شد جوان
هوش مصنوعی: تخت شاهی و مقام بالا، زیباییهایی دارد که خوشبختی را به ارمغان میآورد. اما اگر دنیا رو به پیری برود، باز هم میتواند جوان و سرزنده شود.
دشمن که بسته بود به قصد جدل کمرفتح آمد از کنار و زدش تیغ بر میان
هوش مصنوعی: دشمن که برای بحث و جدل خود را آماده کرده بود، به طور ناگهانی و بیخبر، مورد حمله قرار گرفت و شکست خورد.
هرکس که دعوی فدویت به شاه داشتگر بود از ته دل و گز از سر زبان
هوش مصنوعی: هر کسی که ادعای محبت و وفاداری به پادشاه را دارد، باید این احساس را از عمق دل داشته باشد و نه فقط از روی ظاهرمندی یا حرف زدن.
چرخ از دو روزه عارضه آن جهان پناهدر دوستی و دشمنیش کرد امتحان
هوش مصنوعی: زمانه با چرخش خود، آزمونی از دوستی و دشمنی در این دنیا فراهم میآورد.
تا دشمنان آن ملک و انس و جان شونداز یاس پشت دست گران جیب جان دران
هوش مصنوعی: تا زمانی که دشمنان آن سرزمین، انسانها و جانها در اثر یاس و ناامیدی به حالتی دلسرد و ناامید در بیفتند، هیچ چیز نمیتواند به آنها آسیب بزند.
دستی ز غیب آمد و صد ساله راه بستسدی میان دست و گریبان انس و جان
هوش مصنوعی: دستی از عالم غیب به کمک آمد و موانع زیادی ایجاد کرد که ارتباط بین انسان و روح را قطع کرد.
یارب مباد عهد شبان دگر نصیبآن گله را که موسی عمران بود شبان
هوش مصنوعی: خدایا، نگذار که عهد شبانی دیگری نصیب این گله شود، زیرا آن شبان، موسی، پسر عمران بود.
شکر خدا که تخت خلافت ز فر شاهباز از زمین رساند سر خود بر آسمان
هوش مصنوعی: خدا را شکر که قدرت سلطنت و رهبری مانند فر شاه از زمین به آسمان بلند شد و به جایگاه بالایی رسید.
شکری دگر که از اثر صدق این خبرزد تیر مرگ بر دل اعدا خبر رسان
هوش مصنوعی: تشکر دیگری که بر اثر صداقت این خبر صورت گرفت، تیر مرگ را به قلب دشمنان فرستاد.
وز لطف بر جراحت ما مرهمی نهادکاسوده گشت از آن دل و آرام یافت جان
هوش مصنوعی: با لطف و مهربانی او، برای زخمهای ما درمانی فراهم شد و دل ما از آن درد کم شد و جانمان آسوده گردید.
معمورهٔ جهان که نبود ایمن از خطربخشید از انقلاب زمان ایزدش امان
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده است که هیچ کس در این دنیا از خطرات در امان نیست و تنها خداوند است که میتواند از مشکلات و سختیهای ناشی از تغییرات زمان محافظت کند.
شکر دگر که در حرم آن جهان پناهضایع نگشت خدمت معصومهٔ جهان
هوش مصنوعی: شکر که در حرم آن بانوی پاک و معصوم، جان و خدمت ما بیهوده و ضایع نماند.
زهرا ز هادتی که ندادست روزگارشهزادهای به طاعت و تقوای او نشان
هوش مصنوعی: زهرای عزیز به خاطر سرنوشت و تقدیر نیازی به نشان و مقام خاصی ندارد، چرا که تقوا و طاعت او از هر مقام و نشانی مهمتر است.
مریم عبادتی که سزد گر سپهر پیرسجادهاش به دوش کشد همچو کهکشان
هوش مصنوعی: مریم، عبادتی دارد که اگر آسمان پیر این عبادت را بر دوش خود بگذارد، همچون کهکشان میشود.
بلقیس روزگار پریخان که روزگاراز صبر بر مراد خودش ساخت کامران
هوش مصنوعی: بلقیس در دوران خود، مانند جادویی زیبا و دلانگیز است که روزگار به خواستهاش با صبری طولانی دست یافته و به موفقیت رسیده است.
واندر تن مبارکش از محض لطف کردجانی دگر ز صحت شاه جهانیان
هوش مصنوعی: در وجود پاک او، به دلیل لطفی که دارد، جان دیگری به تندرستی شاه جهانیان بخشیده شده است.
وان سیل غم که در پی آن شاهزاده بوداز وی گذشت و شد متوجه به دشمنان
هوش مصنوعی: غم و اندوهی که به دنبال آن شاهزاده حرکت میکرد، از کنار او گذشت و به سمت دشمنان معطوف شد.
وان آتشی که مضطربش داشت چون سپندابر کرم ز غیب برو شد مطر فشان
هوش مصنوعی: آتش که به شدت میتپید، مانند سپند که در ابرها پراکنده میشود، از عالم غیب به زمین باران افشانی کرد.
تابنده باد در دو جهان کوکبش که هستشاه سپهر کوکبه را شمع دودمان
هوش مصنوعی: در دو جهان، نور او همچون ستارهای درخشان میتابد و او به مانند پادشاهی در آسمان است که روشنیاش مانند شمعی در خانوادهاش درخشندگی دارد.
عمرش دراز باد که تدبیر صایبشدولت سرای شاه جهان راست پاسبان
هوش مصنوعی: عمرش طولانی باشد که تدبیر هوشمندانهاش، حکومت شاه جهان را حفاظت میکند.
وقتست کز نتایج اقبال بشنونداهل زمین دو تهنیت از آسمانیان
هوش مصنوعی: زمانی است که مردم زمین از آسمانیها دو تبریک و شادباش دریافت میکنند، به خاطر نتایج خوشبختی و اقبالی که به آنها رسیده است.
مفهوم عام تهنیت اول آن که رفتبیرون ز طالع شه صاحبقران قران
هوش مصنوعی: مفهوم کلی این بیت این است که زمانی که یک فرد با خوش شانسی و قرعهای خوب از سرنوشت خود بیرون میآید و از نعمتها و موفقیتها بهرهمند میشود.
در عرصهای که بود عنان خطر سبکزان شهسوار گشت رکاب ظفر گران
هوش مصنوعی: در میدان مبارزه، وقتی خطر به اوج میرسد، از سیطره آن دلیر، پای پیروزی سنگین میشود.
بر ضعف پشت کرد و به قوت نهاد رویدین نبی به عون خدا ز آن خدایگان
هوش مصنوعی: او به ضعف پشت کرد و روی به قوت آورد. دین پیامبر را با کمک خدا و از آن خدایان، یاری کرد.
بستان شرع مرتضوی زاب تیغ ویشاداب شد چنان که سبق برد از جنان
هوش مصنوعی: درختان و باغهای شرع علی (علیهالسلام) به قدری سرسبز و شاداب شدهاند که بر نعمتهای بهشتی سبقت گرفتهاند.
مضمون خاص تهنیت دیگر آن که شدقربانی برای شه آماده بیگمان
هوش مصنوعی: مضمون خاص تبریک این است که قربانی برای حضرت شهید آماده شده و این موضوع کاملاً مشخص و بدون شک است.
کز وی جسیم ترغنمی در بسیط خاکدوران نداده بود به دورانیان نشان
هوش مصنوعی: در دنیا هیچ چیز بزرگتر و برجستهتری از او در زمین وجود نداشت که بخواهد یادگار یا نشانی برای مردم به جا بگذارد.
آری برای دفع بلای شهی چنیندهر احتیاج داشت به قربانی چنان
هوش مصنوعی: بله، برای رفع مشکلات ناشی از وجود یک پادشاه، نیاز بود تا قربانیای از این نوع صورت گیرد.
وآن اضطراب کشتی او در میان خوفتسکینپذیر گشت وشد از ورطه بر کران
هوش مصنوعی: در میانه نگرانی و ترس، کشتی او به سمت آرامش حرکت کرد و از خطر نجات یافت و به ساحل رسید.
در چارماهه خدمت خود در طریق صدقصد ساله راه بیشتر آمد ز همگنان
هوش مصنوعی: در مدت چهار ماه خدمت خود، در راه راست صد ساله، بیشتر از دیگران پیشرفت کردم.
در خیرهای مخفی و طاعات مختفیکاری که داشت ساخت ز معبود غیبدان
هوش مصنوعی: در کارهای نیک و عبادتهای پنهانی، آنچه که به دست آمد از خدای دانای غیب است.
ایزد برای حکمتی از نور فاطمهکرد آن ستاره بر فلک احمدی عیان
هوش مصنوعی: خداوند به دلیل حکمت خاصی، ستارهای را که نماد نور فاطمه است، در آسمان حضرت محمد (ص) به روشنی درخشاند.
وز بهر خدمتی که نیامد ز دست غیرداد این یگانه را به شه پادشه نشان
هوش مصنوعی: به خاطر هر خدمت و کار بزرگی که از دیگران برنیامد، این فرد یگانه را به عنوان نشانهای به پادشاه نشان دادند.
منت خدای را که دل شاه دین پناهآیینه است و نیست درو صورتی نهان
هوش مصنوعی: شکرگزاری برای نعمتهای خداوند، چرا که قلب پادشاه دین، مانند یک آینه است و در آن هیچ چیزی پوشیده نیست.
تابیده بر ضمیر همایونش از ازلنوعی که بوده صورت اخلاص این و آن
هوش مصنوعی: از ابتدا در درون وجود با عظمتش نوعی حقیقت وجود دارد که نشاندهندهی صفای دل او و دیگران است.
شاها غلام ادعیه خوان تو محتشمکز به دو فطرت آمده مداح خاندان
هوش مصنوعی: ای شاه، من غلام دعاهایی هستم که به خاطر تو میخوانم، زیرا از دلی پاک و فطرتی نیکو به مدح خانوادهات پرداختهام.
واندر صفات کوکبه پادشاهیشسی سال شد که کلک به ناله است در بنان
هوش مصنوعی: امسال، سی سال از سلطنت او میگذرد و انگار که قلمی در دستانش فقط به نوشتن نالهها مشغول است.
وز بهر جان درازی نواب کامیابکوته نمیکند ز دعا یک زمان زبان
هوش مصنوعی: برای طول عمر و خوشی نواب، هرگز از دعا کردن زبانش کوتاه نمیشود.
امروز پای بادیه پویش روان چو نیستکاید دوان به سجده آن خاک آستان
هوش مصنوعی: امروز در راه پرگرد و غبار، کسی نمیداند که چه بر سرش میآید، اما آن کس که به این خاک پای میساید، به خضوع و فرمانبرداری در پیشگاه الهی فرود میآید.
بهر یگانه پادشه خود که در دو کونفرض است شکر سلطنتش بر یکان یکان
هوش مصنوعی: به خاطر پادشاه یگانهام که در همهجا وجود دارد، باید نعمت سلطنت او را به همه افراد بپسندم و شکرگزار باشم.
هر لحظه میکند ز دعاهای بیریاصد کاروان به بارگه کبریا روان
هوش مصنوعی: هر لحظه دعاهای خالص و بدون نیت میتواند باعث شود که کاروانی از نعمتها و رحمتها به حضور خداوند بیاید.
یارب به صفدری که اگر اتصال شرقخواهد به غرب واسطه برخیزد از میان
هوش مصنوعی: خدایا، به آن کسی که اگر بخواهد شرق را به غرب متصل کند، باید از میان صفی بگذرد، کمک کن.
کز بهر استقامت دین ساز متصلاین سلطنت به سلطنت صاحبالزمان
هوش مصنوعی: به خاطر حمایت و استقامت در دین، این حکومت باید به حکومت صاحبالزمان متصل و پیوسته باشد.