شمارهٔ ۱
هوش مصنوعی: این متن یک شعر مدح و ستایش است که به پادشاهی کریم و عادل اشاره دارد. شاعر به ویژگیهای برجسته او همچون بخشندگی، حمایت از مظلومان و رعایت انصاف اشاره میکند و او را به عنوان حامی دلنوازی برای درویشان و فقرا معرفی میسازد. شاعر از بیمهر بودن دیگران و فقر خود میگوید و از پادشاه درخواست کمک و عطا دارد. همچنین به اهمیت اخلاق و نیکوکاری در حکومت اشاره شده و پادشاه به عنوان نماد قدرت و عدالت در تمام مناطق معرفی میشود. در نهایت، دعا و آرزوی طول عمر برای پادشاه و استمرار عدل و کرامت او بر سرنوشت مردم بیان میشود.
ای مهر سپهر پادشاهیدر ظل تو ماه تا به ماهی
هوش مصنوعی: ای خورشید آسمان، در سایهی تو، ماه همواره درخشان و زیباست.
ای شاه سریر عدل و انصافملک تو جهان ز قاف تا قاف
هوش مصنوعی: ای پادشاهی که بر تخت عدالت و انصاف نشستهای، سلطنت تو همهجا را از قله قاف تا قله دیگر در بر گرفته است.
ای اهل ورع وظیفه خوارتغم خواری اتقیا شعارت
هوش مصنوعی: ای کسانی که پرهیزگارید، وظیفهتان در نظر داشتن غم و اندوه دیگران است و پرچم شما باید نگهداری و حمایت از نیکوکاران باشد.
ای در حق منقبت سرایاناحسان تو را نه حد نه پایان
هوش مصنوعی: ای کسی که به من خوبی میکنی، کرامت و احسان تو نه حد و اندازه دارد و نه پایانی.
از بس که چو جد خود کریمیمظلوم نواز و دل رحیمی
هوش مصنوعی: به خاطر مهربانی و دلسوزیات، حتی به اندازه جدت که بسیار بزرگوار و دلسوز بود، به شدت مورد ظلم و ستم قرار میگیری.
هرکس که ز مدح گوهری سفتگو هرچه که نظم سادهای گفت
هوش مصنوعی: هرکسی که دربارهٔ ممدوح چیزی با ارزش و زیبا بگوید، هرچند که سخنش ساده و بیپیرایه باشد، در واقع حرفی خواستنی و ستودنی زده است.
کردش ز طمع قصیدهای نامبهر صلهای که کردهای عام
هوش مصنوعی: به خاطر هوس و مادینگری، در وصف تو شعر نوشتم تا تلاشی باشد برای پاسخی که به من دادهای.
تو خسرو ساتر خطاپوشحیدر دل با ذل عطاکوش
هوش مصنوعی: تو مانند خسرو (پادشاه) هستی که در سایهی حیدر (علی) قرار داری و دل تو با ناز و محبت به دیگران آراسته شده است.
بر نیک و بدش نگه نکردیبیجایزهاش به ره نکردی
هوش مصنوعی: تو به خوبی و بدیهای او توجه نکردی و بدون پاداش، راه را بر او نگزیدی.
گفتی که نثار مدح مولیبیرود قبول باشد اولی
هوش مصنوعی: گفتی که اگر بخواهم درباره اشراقیات و فضایل مولی سخن بگویم، بهتر است که بپذیریم که این کار مورد قبول است.
ابواب عطا بره گشادیوز بیش و کم آن چه خواست دادی
هوش مصنوعی: دروازههای بخشش به روی او گشوده شد و هرچه از او خواسته شد، به او عطا گردید.
آن را که رفیق بود دولتداد زر و سیم و اسب خلعت
هوش مصنوعی: آن کسی که رفیق و دوست است، خداوند به او نعمتها و ثروتهای زیادی مانند طلا و نقره و اسب و لباسهای نفیس عطا میکند.
وان هم که نداشت بخت مسعوداز جود رساندیش به مقصود
هوش مصنوعی: اگرچه بخت مسعود کمک نکرد، اما بخشندگی او به هدفش رسید.
صد طایفهٔ هفت بند گفتندوان در به هزار نوع سفتند
هوش مصنوعی: صد گروه مختلف از دانشمندان و اهل نظر دربارهٔ یک موضوع سخن گفتند و هر یک نظری متفاوت و خاص ارائه دادند.
افسوس که آن که خوبتر گفتوز جمله دری لطیفتر سفت
هوش مصنوعی: متاسفانه، آن کسی که زیباتر و دلنشینتر صحبت کرد، از میان همه نتوانست به خوبی این مضمون را انتقال دهد.
از قوت بازوی بلاغتدست همه تافت در فصاحت
هوش مصنوعی: توانایی بالای بیان و سخنوری، باعث شده که در فصاحت و زیبایی کلام، دست همه را از قدرت خود روشن کند.
بختش نشد آن قدر مددکارکز روی کرم شه جهاندار
هوش مصنوعی: سرنوشتش به او یاری نکرد که از روی انعام و مهربانی پادشاه جهان به او کمک کند.
یک بیت ز نظم او کند گوشتا از دگران کند فراموش
هوش مصنوعی: گوش تو به زیبایی شعر او توجه کن تا بتوانی آن را فراموش کنی و به حرفهای دیگران بیتوجه باشی.
داند که کمینهٔ چاکر اوچاکر نه که سگ در او
هوش مصنوعی: فردی میداند که کمترین خدمتگزار او، در حقیقت، مانند سگی است که فقط در خدمت اوست.
گر خاطرش آرمیده باشدیک لطف ز شاه دیده باشد
هوش مصنوعی: اگر او آرام و آسوده باشد، حتماً لطفی از سوی شاه را تجربه کرده است.
آرد ز محیط فکر بیرونهر لحظه هزار در مکنون
هوش مصنوعی: از ذهن انسان هر لحظه هزاران اندیشه و راز پنهان به وجود میآید.
دارم سخنی دگر که ناچارفرض است به شه نمودن اظهار
هوش مصنوعی: من سخنی دارم که لازم است آن را به شاه بگویم و این کار برای من ضروری است.
ای نیر اوج نیک رائیهرچند بد است خود ستائی
هوش مصنوعی: ای کسی که در اوج حکمت و خرد هستی، هرچند که خود را ستایش کردن بد است.
اما چو کسی دگر ندارمکاین کار به سعی او گذارم
هوش مصنوعی: اما چون کسی دیگر ندارم که این کار را به تلاش او بسپارم، خودم باید انجامش دهم.
خود قصهٔ خویش میکشم پیشخوش میسازم به آن دل ریش
هوش مصنوعی: من داستان زندگیام را به تصویر میکشم و با خوشی و شادمانی، دل شکستهام را ترمیم میکنم.
کاظهار ورع ز خود ستائیستتعریف هدایت خدائیست
هوش مصنوعی: اگر انسان به خود مغرور شود و دست از پرهیزکاری بردارد، در واقع از ارزش هدایت الهی دور شده است.
آخر نه ز لطف حق تعالی استوز دولت التفات مولاست
هوش مصنوعی: در نهایت، نه به خاطر مهربانی خداوند و نه به علت توجه و فیض مولا، بلکه به دلایلی دیگر است.
کز اول عمر تا به آخرصاحب طبعی لطیف خاطر
هوش مصنوعی: از ابتدای زندگی تا پایان آن، او دارای طبعی نازک و دلپذیر بوده است.
برعکس سخنوران ایامبیرون ننهد ز شرع یک گام
هوش مصنوعی: سخنوران روزگار به راحتی از قوانین و اصول دور میشوند، اما او هرگز از راه درست و معقول خود یک قدم هم فراتر نمیگذارد.
وز بهر بقای دولت شاهباشد شب و روز و گاه و بیگاه
هوش مصنوعی: برای حفظ و بقای حکومت شاه، باید در تمام ساعات روز و شب و در هر لحظهای تلاش شود.
مشغول تلاوت و عبادتاز اهل وظیفه هم زیادت
هوش مصنوعی: مشغول خواندن و عبادت هستی و از افرادی که به انجام وظایفشان مشغولاند، پیشرفتهتر هستی.
وانگاه که رخش نظم راندمیدان ز سخنوران ستاند
هوش مصنوعی: زمانی که لبخند زیبایش در دنیای نظم و شعر به میدان میآید، همه سخنرانان را تحت تاثیر قرار میدهد و از آنها میگیرد.
توحید ادا کند بدین سانکاول رسد آفرین زیزدان
هوش مصنوعی: خداوند یکتایی را به این زیبایی میستاید که آفرین و تحسین او به واسطهی این بیانها به او میرسد.
آرد چو به نعت و منقبت رویاز زمره خادمان برد گوی
هوش مصنوعی: وقتی درباره صفات و ویژگیهای خوب صحبت میکنی، چهرهات باعث میشود که از دستهی خدمتگزاران دور شوی.
آید چو به مدح شاه جم جاهگوید لب غیب بارکالله
هوش مصنوعی: وقتی در ستایش شاهی چون جم صحبت میشود، زبان به تمجید و تحسین او میگشاید و میگوید: ای کاش بر تو نعمت و برکت نازل شود.
با این همه خوار و زار باشدبیمایه و قرضدار باشد
هوش مصنوعی: با وجود این همه مشکلات و ناراحتیها، او بیارزش و بدهکار به دیگران است.
خالی نبود ز وام هرگزیک دم نزند به کام هرگز
هوش مصنوعی: هرگز دل کسی بدون عشق پر نمیشود و هیچ کس نمیتواند لحظهای بدون عشق زندگی کند.
اقران وی از حصول آمالبر بستر عیش خفته خوشحال
هوش مصنوعی: دوستی او باعث خوشحالی و آرامش خاطر است، زیرا تحقق آرزوها در کنار لذت و خوشگذرانی صورت میگیرد.
او زار نشسته دست بر سرخواهنده ستاده در برابر
هوش مصنوعی: او به شدت ناراحت و غمگین نشسته و در حالی که دستی بر سر دارد، در مقابل کسی که درخواست کمک یا یاری کرده قرار گرفته است.
نه پای که رخش عزم راندخود را به سجود شه رساند
هوش مصنوعی: نه پایش او را به جایی میرساند و نه خود را به زانو در میآورد، بلکه او یکپارچه عزمی جدی دارد و به هدفش میرسد.
نه کس که رضای حق بجویددرد دل او به شاه گوید
هوش مصنوعی: کسی که به رضای خدا اهمیت میدهد، درد دلش را به کسی غیر از پروردگارش نمیگوید.
یا آنکه رساند از کلامشدر نظم بلاغت انتظامش
هوش مصنوعی: یا این که زیبایی و هماهنگی سخنانش در نظم و هنرشان نمایان است.
یک بار تقربا الیاللهده بیت به سمع حضرت شاه
هوش مصنوعی: یک بار به درگاه خدا نزدیک شدم و ده بیت شعر را به گوش حضرت شاه رساندم.
شاها ملکا ملک سپاهاجم فرمانا جهان پناها
هوش مصنوعی: ای پادشاه و بزرگواران، تو فرمانروای جهان و موجب پناهی برای کسانی.
افغان ز جفای فقر افغانکابم نگذاشتست در جان
هوش مصنوعی: اندوه و نالهام از ظلم و ستم فقر است که آرامش را از من گرفته و در وجودم عمیق شده است.
فریاد ز دست قرض فریادکاو خاک مرا به باد برداد
هوش مصنوعی: به کمک قرض و بدهی، فریاد میزنم که خاک و سرزمین من را به طوفان و باد سپردند.
نزدیک به آن رسیده کارمکاین جان به مقارضان سپارم
هوش مصنوعی: به پایان کار نزدیک شدم و آمادهام تا جانم را به دشمنان بسپارم.
در تن رمقی هنوز تا هستدریاب و گرنه رفتم از دست
هوش مصنوعی: هنوز کمی زور و توان در وجودم هست، اما اگر به من توجه نکنی، سریعاً از دست میروم.
سوگند به خاکپای نوابکاین بی دل بینوای بیتاب
هوش مصنوعی: به خاک پای بزرگان سوگند که این دل بیتاب و بیحوصله، بیچرایی و بدون محبت است.
تا جان بلبش نیامد از فقرخود را ز طمع نساخت بیوقر
هوش مصنوعی: تا زمانی که جان او از فقر به ستوه نیامده است، خود را از حس طمع و حرص دور نگه داشته است و در آرامش به سر میبرد.
تا باد نبرد خانمانشجاری به طلب نشد زبانش
هوش مصنوعی: چون باد باعث از دست رفتن زندگیاش شد، زبانش به درخواست و خواست خود باز نشد.
تا قرض نساختش مشوشخواهش به مذاق او نشد خوش
هوش مصنوعی: تا زمانی که بدهی او پرداخت نشده، خواستههایش برایش خوشایند نیست.
اما ز که از شه کرم کیشغمخوار دل فقیر و درویش
هوش مصنوعی: از که باید دلخسته و رنجدیدهی این فقر و درویشی را تسلی بخشیم و حمایت کنیم که نشانی از کرم و بزرگواری دارد؟
مرهم نه داغ دلفکارانتسکین ده جان بیقراران
هوش مصنوعی: پماد یا دارویی که برای دلدرد عاشقان به کار میرود، میتواند به آرامش جان کسانی که بیقرار و ناآرام هستند، کمک کند.
شاهی که به دوستی مولیکان از همه طاعتی است اولی
هوش مصنوعی: پادشاهی که به دوستی مولا اهمیت میدهد، از همه عبادتها و اطاعتها بالاتر است.
بر خلق دو عالم است غالبدر جایزه دادن مناقب
هوش مصنوعی: او در پاداش دادن به کارهای شایسته و نیکیها بر همه موجودات و جهانیان تسلط و غلبه دارد.
تا داد به او خدا خلافتتا یافت سریر ازوشرافت
هوش مصنوعی: خداوند به او مقام خلافت عطا کرد و او به خاطر این نعمت، به جایگاهی بلند و با افتخار رسید.
شد جانب مادحان روانهدریا زر از خزانه
هوش مصنوعی: محل تجلیل و ستایش، به سمت دریا روانه شد و از گنجینه، طلا برداشت.
یارب به شه سریر لولاکآن باعث خلقت نه افلاک
هوش مصنوعی: ای خدا، به آن شاهی که بر تخت سلطنت نشسته است، و به خاطر او آسمانها و زمین خلق شدهاند، نظر کن.
وان گه به دوازده شهنشاهکز بعد همند حجتالله
هوش مصنوعی: سپس در آن زمان، دوازده فرمانروای بزرگ خواهند بود که بعد از آنها حجت خداوند وجود دارد.
کاین شاه کریم بینوا دستکاسایش خلق مقصد اوست
هوش مصنوعی: این پادشاه مهربان و بینوا به خاطر نیاز مردم و برای کمک به آنها تلاش میکند.
اول برسان با حسن الحالعمرش به صدو دوازده سال
هوش مصنوعی: اول با وضعیت خوب و دلشاد، عمر او را به صدو دوازده سال برسان.
وانگاه ز حضرت رسالتبر سر نهش افسر شفاعت
هوش مصنوعی: سپس از جانب پیامبری بزرگ بر سر او تاج شفاعت قرار میگیرد.
وز دست عطیه بخش حیدرسیراب کنش ز حوض کوثر
هوش مصنوعی: از دست بخششهای بینظیر حضرت علی، او را سیراب کن از حوض کوثر.