غزل شمارهٔ ۱۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زمانه و مشکلاتی که به او تحمیل شده گلهمند است. او احساس میکند که به خاطر اجرای عدالت و شرافتش، مورد بیمحلی قرار گرفته و نسبت به کسانی که به او ارتباط دارند، شرمسار است. شاعر به باد صبا میگوید که سخنی شنیده که او را از خود بیزار کرده است. او همچنین به این نکته اشاره میکند که در مواقعی انسان حق دارد از درد و غم خود شکایت کند. شاعر بر این باور است که اگر از غم گریه کند، حق دارد، زیرا او انسانی ارزشمند است که ویژگیهایش در هر جا ذکر میشود. او از دیگران میخواهد که قدر او را بشناسند و او را به بها و ارزش واقعیاش بشناسند.
اگر کنم گله من از زمانهٔ غداربه خاطرت نرسد از من شکسته غبار
هوش مصنوعی: اگر من از زمانهٔ نامهربان شکایت کنم، به خاطر تو هیچ اتفاقی برای من نخواهد افتاد و تو هم به یاد من نخواهی افتاد.
به گوش من، سخنی گفت دوش باد صبامن از شنیدن آن، گشتهام ز خود بیزار
هوش مصنوعی: دیشب نسیم صبحگاهی از جایی سخنی به گوش من رساند و من از شنیدنش به شدت از خودم ناراضی شدم.
که بنده را به کسان کردهای شها! نسبتکه از تصور ایشان مرا بود صد عار
هوش مصنوعی: ای پادشاه! تو مرا به جمعی از افراد معرفی کردهای، اما از تصور وجود آنها برای من خجالتآور است.
شها! شکایت، خود نیست گرچه از آدابولی به وقت ضرورت، روا بود اظهار
هوش مصنوعی: ای محبوب! هر چند شکایت به خودی خود خوب نیست و جزء آداب نیست، اما در شرایط ضروری، بیان آن جایز است.
رواست گر من از این غصه خون بگریم، خونسزاست گر من از این غصه، زار گریم، زار
هوش مصنوعی: اگر من از این اندوه و غم گریه کنم، این کار جایز است و طبیعی است. و اگر بخواهم به شدت و غمگینی فریاد بزنم و زار بزنم، این نیز حق من است.
بپرس قدر مرا، گرچه خوب میدانیکه من گلم، گل؛ خارند این جماعت، خار
هوش مصنوعی: بپرس از من چقدر ارزش دارم، هرچند که خودت میدانی من مثل گل هستم؛ اما این گروه دور و برم مانند خار هستند.
من آن یگانهٔ دهرم که وصف فضل مرانوشته منشی قدرت، به هر در و دیوار
هوش مصنوعی: من تنها کسی هستم که ویژگیهای نیکوییام به دست نویسندهای از قدرت، بر روی هر دیوار و مکانی نوشته شده است.
به هر دیار که آیی، حکایتی شنویبه هر کجا که روی، ذکر من بود در کار
هوش مصنوعی: هر جا که بروی، داستانهایی را خواهید شنید و در هر مکانی که بروی، نام من در آنجا وجود دارد و ذکر من به میان میآید.
تو قدر من نشناسی، مرا به کم مفروشبهائیم من و باشد بهای من بسیار
هوش مصنوعی: تو ارزش واقعی من را درک نمیکنی و نباید بهای من را به چیزهای ناچیز تقلیل دهی؛ چرا که ارزش من بسیار بیشتر از اینهاست.