بخش ۲ - بسم الله الرحمن الرحیم
هوش مصنوعی: این شعر به گفتگو و دعوت از یک بلبل (عندلیب) پرداخته که از عشق و یادهای گذشته یاد میکند. شاعر از بلبل میخواهد تا اخبار و داستانهای محبتآمیز را روایت کند و بگوید آیا معشوق همچنان به یاد و محبت به اوست یا خیر. همچنین به یادآوری لحظات شیرین و تلخ عشق میپردازد و خواستار بازگو کردن دوستیها و لحظات خوش گذشته است. شعر بر حسرت و longing در مورد یک رابطه عاشقانه تأکید دارد و خواستار پیوند دوباره با یادهای خوش است.
ایها اللاهی عن العهد القدیمایها الساهی عن النهج القویم
هوش مصنوعی: ای آنکه از عهد قدیم غافل شدهای، ای آنکه از راه راست دور افتادهای.
استمع ماذا یقول العندلیبحیث یروی من احادیث الحبیب
هوش مصنوعی: گوش فرا بده به آنچه بلبل میگوید، زمانی که از داستانهای محبوبش روایت میکند.
مرحبا؛ ای بلبل دستان حی!کآمدی، از جانب بستان حی
هوش مصنوعی: سلام! ای بلبل خوشصدای باغ، خوش آمدی از سوی این باغ سرسبز و زیبا.
یا برید الحی! اخبرنی بماقاله فی حقنا، اهل الحما
هوش مصنوعی: ای برادر! به من بگو که او درباره ما چه گفته است، ای اهل غیرت.
هل رضوا عنا و مالوا للوفاام علی الهجر استمرو اوالجفا
هوش مصنوعی: آیا آنها از ما راضی شدند و به وفا روی آوردند، یا اینکه همچنان به ترک ما ادامه میدهند و به بیمحلی میپردازند؟
مرحبا، ای پیک فرخفال ما!مرحبا، ای مایهٔ اقبال ما!
هوش مصنوعی: سلام! خوش آمدی، ای پیامآور خوشبختی ما! سلام بر تو، ای منبع خوششانسی ما!
مرحبا، ای عندلیب خوشنوا!فارغم کردی، ز قید ماسوا
هوش مصنوعی: سلام، ای بلبل خوشخوان! تو از هر قید و بندی رها شدی و از دیگران آزاد هستی.
ای نواهای تو نار مؤصدهزد به هر بندم هزار آتشکده
هوش مصنوعی: ای نغمههای تو همانند شعلههای آتش به هر زنجیری که به من بسته شده، هزار کانون آتش را شعلهور میکند.
مرحبا،ای طوطی شکر شکن!قل فقد اذهبت عن قلبی الحزن
هوش مصنوعی: سلام بر تو ای طوطی خوش صدا! حقیقت این است که تو توانستهای غم را از دل من دور کنی.
بازگو از نجد و از یاران نجدتا در و دیوار را آری به وجد
هوش مصنوعی: در مورد نجد و دوستان آنجا صحبت کن تا همه چیز، از دیوارها گرفته تا درها، پر از شوق و نشاط شود.
بازگو از «زمزم» و «خیف» و «منا»وارهان دل از غم و جان از عنا
هوش مصنوعی: از زلال آب «زمزم» و جریان آن، و از سرزمین «خیف» و مراسم «منا» سخن بگو تا دل از غمها آزاد شود و جان از رنجها رها گردد.
بازگو از مسکن و مأوای مابازگو از یار بیپروای ما
هوش مصنوعی: درباره محل زندگی و پناهگاه ما صحبت کن و از محبوب بیپروا و دلیر ما بگو.
آنکه از ما، بیسبب افشاند دستعهد را ببرید و پیمان را شکست
هوش مصنوعی: کسی که به طور ناگهانی بدون هیچ دلیلی دست از عهد و پیمان ما برداشت و این توافق را نقض کرد.
از زبان آن نگار تند خواز پی تسکین دل، حرفی بگو
هوش مصنوعی: از زبان آن معشوقی که طبع تند و تیز دارد، برای آرامش دل، سخنی بگو.
یاد ایامی که با ما داشتیگاه خشم از ناز و گاهی آشتی
هوش مصنوعی: به یاد روزهایی که با ما بودی، بعضی اوقات به خاطر ناز و فخر از ما خشمگین میشدی و گاهی هم آشتی و مهر میورزیدی.
ای خوش آن دوران که گاهی از کرمدر ره مهر و وفا میزد قدم
هوش مصنوعی: چه خوب بود زمانی که گاه و بیگاه به خاطر مهربانی و وفا، قدمی در این راه میگذاشت.