بخش دوم - قسمت دوم
هوش مصنوعی: این متن شعری با مضمون عشق و دلتنگی است. شاعر از بیخبری و حیرت مردم از حال خود سخن میگوید و از حالت بیهوشی و عشقش به معشوقش مینالد. او به سختیها و ناپایداریهای دنیا اشاره کرده و از گذر زمان و پیری صحبت میکند. در ادامه، شاعر به ناکامی در دستیابی به آرزوهایش و بیمعنایی لذتهای دنیوی میپردازد. او متوجه میشود که همه انسانها در نهایت به مرگ دچار میشوند و زندگی جز گذر اندوه و شادی نیست. شاعر از دنیا و بیپایانی آن میهراسد و به جایگاههای یاران گذشته که اکنون در خاک آرمیدهاند، اندوهگین است. به طور کلی، این شعر اظهار احساسات عمیق، فلسفی و تأملی در مورد عشق، زندگی و مرگ را به تصویر میکشد.
خبرم مپرس از من چو مقابل من آئیکه چو در رخ تو بینم، زخودم خبر نباشم
هوش مصنوعی: وقتی که تو در مقابلم قرار میگیری، از من خبر نپرس. زیرا وقتی به چهره تو نگاه میکنم، از خودم غافل میشوم و دیگر نمیدانم چه خبر است.
مردمان در من و در بیهوشی من حیرانندمن در آن کس که ترا بیند و حیران نشود
هوش مصنوعی: مردم در حالت بیخبری و گیجی من شگفتزدهاند، ولی من به کسی فکر میکنم که تو را ببیند و هیچگاه شگفتزده نشود.
ساکنان سر کوی تو نباشند بهوشاین زمینی است که از وی همه مجنون خیزد
هوش مصنوعی: اگر ساکنان کوی تو بیاحتیاط باشند، بدان که این دنیا پلی است که همه دیوانگان از آن برمیخیزند.
دی که رسوا شده ای دیدی و گفتی این کیستدامن آلوده بخون خسرو تردامن بود
هوش مصنوعی: روزها و شبها، وقتی که رسوایی و عیب و نقص کسی را مشاهده میکنی، به خاطر میآوری که چه کسی چنین وضعی پیدا کرده و با خود میگویی که این فردی که دامنش به خون آلوده است، در واقع از طایفهای بوده که در ناز و نعمت زندگی کرده است.
قامتت راست چو تیر است و عقابست تیریکه زن دور و مرا در دل و در جان گذرد.
هوش مصنوعی: قامت تو همچون تیر است و مانند عقابی، تیری که به دور میزند و به دل و جان من نفوذ میکند.
شعر رضی - که خدا رحمتش کناد - نیز قریب همین معنی است:
هوش مصنوعی: شعر رضی - که خدا رحمتش کند - نیز به همین مضمون است.
با آن که تیر زن در ذی سلم است، تیر
هوش مصنوعی: با وجود اینکه تیرانداز در زمین ذیسلم حضور دارد، تیر...
کسی را در عراق بزد، راستی چه هدف را دور گزیده ای
هوش مصنوعی: کسی را در عراق زدهای، واقعاً چه هدفی را از دست دادهای؟
سپید رویانی حریر پوش که هرگزشان قصد مشکوکی نیست
هوش مصنوعی: زنی با لباس حریر سفید و نازک که هرگز نیت بد و مشکوکی ندارد.
چونانکه آهوان مکه که شکار کردنشان حرام است
هوش مصنوعی: همانند آهوانی که در مکه وجود دارند و شکار کردن آنها ممنوع است.
نرمی سخنشان شود که نابکار شمرده آوردشان
هوش مصنوعی: سخنانشان آنقدر ملایم و نرم میشود که بهراستی مورد انتقاد و نکوهش قرار میگیرند.
اما اسلام، از هر گونه خطائی مانعشان همی شود
هوش مصنوعی: اما اسلام جلوی هر نوع اشتباهی را میگیرد.
روی دلدار، ماه تمام است اما همیشه پنهان ماند
هوش مصنوعی: دلبر زیبا همچون ماه کامل است، اما همیشه در سایه و پنهان باقی میماند.
هر چند پنهانی ماه، دوشبی بیش دوام نیارد
هوش مصنوعی: هرچند که ماه پنهان باشد، مدت زیادی نمیماند.
روی وی هلای است که اهله ی دیگر بگردش نمی رسند
هوش مصنوعی: روی او به گونهای است که دیگران نمیتوانند به او نزدیک شوند.
چرا که هر گرانقدری، بسختی بدست همی آید
هوش مصنوعی: زیرا هر چیزی که ارزشمند است، به راحتی به دست نمیآید.
شمشیر نگاهی دارد که هرگز از نیام بیرون نشود
هوش مصنوعی: شمشیر دارای طرز نگاهی است که هیچگاه از غلاف خود بیرون نمیآید.
هر چند هیچ گاه ندیده ام که شمشیری در نیام خویش درخشد
هوش مصنوعی: هرچند هرگز ندیدهام که شمشیری در غلاف خود درخشش داشته باشد، اما این به معنای نادیده گرفتن تواناییهای نهفته آن نیست.
اگر نزدیک آید، شب کوتاهی خواهد گرفت
هوش مصنوعی: اگر نزدیک شود، شب کوتاه خواهد بود.
چرا که او صبحدم است و شب با رسیدن صبحدم تاب ماندن نیارد
هوش مصنوعی: چرا که او صبح است و شب نمیتواند در برابر صبح دوام بیاورد.
هنگامی که شتر ابلقم بعزم سفر بازگشته بود
هوش مصنوعی: وقتی که شتر ابلقم با هدف سفر به خانه برگشته بود.
گفتمش آنچرا در طاقت داری برای دوری آماده ساز
هوش مصنوعی: به او گفتم که برای دوری از من، هر چیزی را که میتواند تحمل کند، آماده کند.
چرا که من، تمامی روزگاران جوانی را
هوش مصنوعی: چرا که من تمام دوران جوانیام را...
در جستجوی سر فرازی ها و حاصل ها از دست خواهم داد.
هوش مصنوعی: در تلاش برای رسیدن به موفقیتها و دستاوردها، ممکن است چیزهایی را که ارزشمند هستند از دست بدهم.
آیا راستی این که شبان بی هوده بگذرد
هوش مصنوعی: آیا واقعاً شب را به بطالت سپری میکنیم؟
و از عمرمان بحساب نیز آید، زیانی محسوب نخواهد بود؟
هوش مصنوعی: این بدان معناست که اگر بخشی از زمان ما صرف شود، به نوعی ضرری به حساب نمیآید؟
مریض عشق اگر صد بود علاج یکی استمرض یکی و طبیعت یکی، مزاج یکی است
هوش مصنوعی: اگر چه در عشق ممکن است افراد مختلفی بیمار شوند، ولی درمان همه آنها یکسان است. درد و طبیعت عشق برای همه یکسان است و همگی در یک وضعیت عاطفی مشابه قرار دارند.
تمام طالب وصلیم و وصل می طلبیماگر یکیم و اگر صد که احتیاج یکی است
هوش مصنوعی: همه ما در جستجوی وصال و رسیدن به حقیقتی واحد هستیم، چه ما یک نفر باشیم و چه صد نفر، نیاز ما به آن وصال یکی است.
بجز فساد مجو وحشی از طبیعت دهرکه وضع عنصر و تألیف و امتزاج یکی است
هوش مصنوعی: جز فساد و خرابی، انتظار نداشته باش که از طبیعت جهان چیز دیگری به دست آوری، زیرا که ترکیب و تلفیق عناصر یکی است.
نیز از اوست:
شد وقت آن دیگر که من ترک شکیبائی کنمناموس را یکسو نهم، بنیاد رسوائی کنم
هوش مصنوعی: زمان آن رسیده که دیگر صبر نکنم، ناموس را کنار بگذارم و پایهگذار رسوائی شوم.
چندان بکوشم در وفا کز من نپوشد راز خودهم محرم مجلس شوم، هم باده پیمائی کنم
هوش مصنوعی: هرچقدر که در وفا و صداقت تلاش کنم، باید به جایی برسم که کسی راز خود را از من پنهان نکند. میخواهم هم در جمعهای دوستانه حضور داشته باشم و هم در دمی از شراب لذت ببرم.
تو خفته و من هر شبی در خلوت جان آرمتدل را نگهبانی دهم، خاطر تماشایی کنم
هوش مصنوعی: تو در خواب هستی و من هر شب در تنهاییام به عشق تو، دل خود را مراقبت میکنم و به یاد تو فکر میکنم.
یک جو غم ایام نداریم و خوشیمگه چاشت گهی شام نداریم و خوشیم
هوش مصنوعی: ما هیچ غمی از روزگار نداریم و در اوقات مختلف، از صبح تا شب، خوشحال و راضی هستیم.
چون پخته بما می رسد از عالم غیباز کس طمع خام نداریم و خوشیم
هوش مصنوعی: زمانی که این نعمت پخته و آماده به ما میرسد، هیچ امیدی به هیچ کس نداریم و در همین حال خوشحال هستیم.
آیا پس از «سلیمی » دیگر دلخواه و آرزوئی ممکن است؟
هوش مصنوعی: آیا بعد از «سلیمی» دیگر آرزو یا خواستهای امکانپذیر است؟
و پس از عشق او آیا عشق و شور دیگری شدنی است؟
هوش مصنوعی: آیا پس از عاشق بودن او، میتوان عشق و شور دیگری را تجربه کرد؟
پس از دیار او آیا، پناه و خانه ای یافته آید؟
هوش مصنوعی: آیا پس از ترک وطنش، مکانی امن و جایگاهی برای زندگی پیدا خواهد کرد؟
و جز در سایه او جائی دیگر را توان پناه برد؟
هوش مصنوعی: آیا میتوان در جایی دیگر غیر از سایه او پناه گرفت؟
هرگز مباد که عنان مرکب جز سوی دیار او شود
هوش مصنوعی: هرگز نگذار که کنترل اوضاع از دستت خارج شود و به سمت جای دیگری برود؛ همیشه باید در مسیر هدف خودت باقی بمانی.
و میان، جز به عزم دیدن او بسته آید
هوش مصنوعی: و در میانه، فقط به خاطر دیدن او از هم جدا میشویم.
«سلیمی » اوج آرزوهاست، اگر دسترسی بوی نبود
هوش مصنوعی: «سلیمی» مظهر بالاترین آرزوهاست، اگر نتوان به آن دست یافت.
دیگر، آرزوهای دگر در این دنیا بر من حرام باد
هوش مصنوعی: دیگر هیچ آرزویی برای من در این دنیا مجاز نیست.
دیگر نقش جاه را از خاطر خویش زدوده ام
هوش مصنوعی: من دیگر به هیچ عنوان به مقام و جایگاهی که داشتم فکر نمیکنم.
چنانکه گوئی، نقاشی، پیش از این بدان نگاری نکشیده
هوش مصنوعی: گویی که نقاشی هرگز قبل از این طرحی نکشیده است.
به سختی ها و پستی های زمانه نیز خو کرده ام
هوش مصنوعی: من به دشواریها و چالشهای زندگی عادت کردهام.
. . . های سرافرازی های دنیا، بدرود باد!
هوش مصنوعی: خداحافظ به افتخارات و موفقیتهای جهان!
راستی تا کی بار غرور و دلال وی را بر دوش کشم
هوش مصنوعی: واقعاً تا کی باید بار غرور و دلالی او را بر دوش بزنم؟
آیا دیگرم زمان آرامش و تسلائی نرسیده است؟
هوش مصنوعی: آیا زمان آرامش و راحتی دیگر فرا نرسیده است؟
روزگار پیراهن حسنش را نیک یافته است
هوش مصنوعی: روزگار به خوبی پیراهن حسن را پیدا کرده است.
آن چنان که دیابی پررونق در مقابلش ژنده ای بیش نیست
هوش مصنوعی: چنان که یک دیاب به شکوه و زیبایی در برابرش به نظر میرسد، در واقع چیزی بیشتر از یک بافت کهنه و فرسوده نیست.
همزمان با برف پیری هجرانم را بگزیده است؟
هوش مصنوعی: آیا همزمان با بارش برف، پیری تنهایی و جدایی مرا به دوش کشیده است؟
زمانی که بیشترین موهایم سپید گشته
هوش مصنوعی: وقتی که بیشترین موهایم سفید شده است.
نیز آن گاه که طلایه دارن ضعف، نیرویم را کاسته
هوش مصنوعی: همچنین زمانی که نشانههای ضعف ظاهر میشوند، انرژیام کاهش مییابد.
و رزمگاه مزاجم را، سیاهی سایه انداخته
هوش مصنوعی: و میدان جنگ مرا سایهای از سیاهی فرا گرفته است.
هر چند نه او دیگر در برج زیبائی مقام دارد
هوش مصنوعی: هرچند او دیگر در جایگاه زیبایی و شکوه خود قرار ندارد.
و نه من بروزگار جوانی خویش ام
هوش مصنوعی: من در زمان جوانی خود نیستم.
آنچه ما را به هم می پیوست، بگسست
هوش مصنوعی: آنچه ما را به هم مرتبط میکرد، از هم جدا شد.
و بین ما هیچ پیوندی دیگر نمانده است
هوش مصنوعی: در بین ما دیگر هیچ رابطهای باقی نمانده است.
دیگر شتران جوان عزم من، برای رسیدنش سستی گرفته اند
هوش مصنوعی: دیگر شتران جوان من، برای رسیدن به هدفم، بیتحرک و سست شدهاند.
و هیچ یکشان را کوهان و ارتفاعی باقی نمانده حکایت من و دل، آن زمان که رکاب استوار کرده است
هوش مصنوعی: هیچ یک از آنها نه برآمدگی و نه بلندیای برای خود نگذاشتهاند، مانند حال من و دلم که زمانی که آماده و ثابت قدم شده است.
و نیز خیمه گاه را در پیچیده
هوش مصنوعی: و همچنین خیمه را در بر گرفته است.
حکایت کسی است که بدیار سستی گام نهاده
هوش مصنوعی: داستان درباره فردی است که به سرزمین ضعف و ناتوانی قدم گذاشته است.
و تنها و گریان بدو شوق می ورزد
هوش مصنوعی: او تنها و با گریه به او محبت میکند.
شوق ماده شتری که به عشق فرزند سیر می کند
هوش مصنوعی: شوق مادر شتری که به خاطر عشق به فرزندش، دائم در حال پرورش و مراقبت از اوست.
و هنگامی که می رسد، جز ناله و تیغ خار نصیبی ندارد
هوش مصنوعی: زمانی که به مقصد میرسد، تنها چیزی که به همراه دارد ناله و درد است و هیچ چیز دیگر نصیبش نمیشود.
شب های سرور بگذشت و از دست شد
هوش مصنوعی: شبهای خوشی گذشت و از بین رفت.
هر روزگارانی را سرانجام پایانی است
هوش مصنوعی: هر دورهای در نهایت به پایان میرسد.
راستی چه زود بگذشت و روزگاران دیگر در پی اش آمد
هوش مصنوعی: واقعاً چقدر زمان سریع سپری شد و روزهای دیگری پس از آن آغاز شد.
کاشکی دوامی داشت، هر چند نمی توانست داشته باشد
هوش مصنوعی: ای کاش چیزهایی که داریم بیشتر دوام میآوردند، هرچند میدانیم که این امکانپذیر نیست.
قرن های شادی چگونه یک ساعته میگذرد
هوش مصنوعی: قرنها شادی چطور در یک لحظه سپری میشود.
و روزهای اندوه چگونه سالی است
هوش مصنوعی: روزهای حزنآور چگونه سالی را رقم میزنند؟
خوشا اندوها! چسان زندگانی مرا
هوش مصنوعی: خوشا به حال آنهایی که شادی را در زندگی دارند! چطور میتوانم زندگیام را بهتر کنم؟
دراز کرد، هر چند اندوه جز باد سمومی نیست
هوش مصنوعی: او دراز به خواب رفت، هرچند که ناراحتی فقط به مانند بادی داغ و سوزان است.
با آن که با ندیمانم حق صحبت ها بود
هوش مصنوعی: با اینکه با دوستانم حق گفتوگو داشتم،
اکنون در پهندشت حیرت تنها مانده ام
هوش مصنوعی: اکنون در یک دنیای وسیع و شگفتانگیز تنها ماندهام.
بسا عشرت ها که جز عسرت نمی آرد
هوش مصنوعی: بسیاری از خوشیها، تنها به دردسری که به دنبالشان میآید، میانجامند.
و بسا سخن ها که دل را تنگ همی کند
هوش مصنوعی: بسیاری از سخنان وجود دارند که باعث ناراحتی و دلزدگی انسان میشوند.
من که هرگز نیکی این و آن را فراموش نکرده ام
هوش مصنوعی: من هیچ وقت خوبیهای دیگران را فراموش نکردهام.
چگونه توانم بدی ها را بفراموشی بسپارم
هوش مصنوعی: چطور میتوانم ناراحتیها و اتفاقات منفی را از یاد ببرم؟
هر چند که مردمان زمانه، بدین فراموشی معتاداند
هوش مصنوعی: مردم این روزها به فراموشی عادت کردهاند.
و هر گروه که پس از گروه دیگر آید، نیز چنان شود
هوش مصنوعی: هر گروهی که پس از گروه دیگری بیاید، همچنین خواهد بود.
آتش معرفت و دانش و رهگشائی فرود گرفته است
هوش مصنوعی: آتش شعلهور دانش و آگاهی و هدایت بر زمین نشسته است.
شعله ی گمراهی اما سخت پرفروغ گشته است
هوش مصنوعی: شعلهی گمراهی به شدت روشن و پرنور شده است.
آن زمان علم را بانگی صافی بودی
هوش مصنوعی: در آن زمان، علم به صورت خالص و واضحی ارائه میشد.
که اگر میخواست، با افلاک سخن گفتی
هوش مصنوعی: اگر او میخواست، میتوانست با ستارهها صحبت کند.
و تخت دانش را چنان رفعت و بزرگی
هوش مصنوعی: تخت دانش به حدی بلند و باعظمت است که هیچ چیز نمیتواند به آن برسد.
و عزت بود که آرزو هرگز به گردش نمی رسید
هوش مصنوعی: و این شرافت بود که آرزو هیچگاه به کمال نمیرسید.
ماهتاب هدایت چنان از برجهای دانش می درخشید
هوش مصنوعی: ماهتاب هدایت به طور فوقالعادهای در زمینههای علمی و دانش میدرخشید.
که گوئی برقی است که از ابرها همی جهد
هوش مصنوعی: انگار نوری است که از میان ابرها به سمت بالا میجهد.
کوههای سر به فلک کشیده دامان بدنبالش می کشیدند
هوش مصنوعی: کوههای بلند با عظمت خود، به زمین چسبیده بودند.
و تخت سلاطین با ستونهایشان بسویش می رفتند
هوش مصنوعی: تختهای سلطنتی با ستونهایشان به سمت او حرکت میکردند.
اما امروز، دانش پژوهان چونان
هوش مصنوعی: اما امروزه، محققان به گونهای عمل میکنند که...
اسیری مقهور بدیار کم بهائی سوق یافته اند
هوش مصنوعی: زبانآوری که به سرزمینهای دورفرستاده شدهاند، به شدت تحت فشار و محدودیتهای مختلف قرار گرفتهاند.
روزگار چنین است و با مردمان چنین کند
هوش مصنوعی: دنیا چنین است و با مردم اینگونه رفتار میکند.
و بر سر راههاشان کژی و راستی یکسان نهد
هوش مصنوعی: و در مسیرهایشان نیک و بد را به یک اندازه قرار میدهد.
بی شک هر قیل و قالی از سر علم و حکمت نیست
هوش مصنوعی: بدون شک هر شلوغی و هیاهویی ناشی از دانش و عقل نیست.
و هر آهنی را شمشیر ساختن نتوان
هوش مصنوعی: هر فلزی را نمیتوان به شمشیر تبدیل کرد.
زمانه، گاه بر آدمی نعمت و صحت آرد
هوش مصنوعی: زمان sometimes به انسان خوشی و سلامتی میدهد.
و گاه سختی و بیماری نصیبش کند
هوش مصنوعی: و گاهی ممکن است با سختی و بیماری مواجه شود.
از این رو آن که در این دنیاست و از او چشم امید ندارد
هوش مصنوعی: بنابراین، کسی که در این دنیا زندگی میکند و امیدوار نیست که به او کمک شود، باید به خود وابسته باشد.
ملامتش نشاید و سرزنشش نباید
هوش مصنوعی: سرزنش کردن او جایز نیست و نباید به او ایراد گرفت.
دلا بهر تو تحقیق کرده ام که دنیا چیست و متاعش کدام است
هوش مصنوعی: من به خاطر تو تلاش کردم بدانم دنیا چیست و ارزش واقعیاش در چیست.
و این که آنچه دنیا می پذیرد، خرده ریزی بیش نیست
هوش مصنوعی: آنچه که در دنیا به رسمیت شناخته میشود، تنها قسمت کوچکی از واقعیت است.
هر چیز، در آن، بگونه ای مخالف خود، شکل می گیرد
هوش مصنوعی: هر چیزی به نوعی در تضاد با وجود خود شکل میگیرد.
و مردمان اما از این قضیه سخت غافل اند
هوش مصنوعی: اما مردم از این موضوع به شدت بیخبرند.
نقص را چنان لباس کمال درپیچد
هوش مصنوعی: نقص را به گونهای بپوشان که خود را کامل نشان دهد.
که گوئی زنی عمامه به سر برنهاده است
هوش مصنوعی: به نظر میرسد زنی با عمامه بر سرش ایستاده است.
دلا! زمانه را بگذار، آنچه در اوست، گوارای اهلش باد
هوش مصنوعی: ای دل! به حال زمانه اهمیت نده، هر چیزی که در آن هست، برای کسانی که در آن زندگی میکنند خوشایند باشد.
هرگز تو بدان رغبتی از خود نشان مده
هوش مصنوعی: هرگز نشان نده که به چیزی علاقهمند هستی.
چرا که مردان بزرگ آن زمانه که فرومایگان
هوش مصنوعی: زیرا مردان بزرگ در آن دوران، افرادی بودند که هیچگاه نباید به فرومایگان توجه میکردند.
سفره داری میکنند، گرسنه می مانند
هوش مصنوعی: آنها غذا را تهیه میکنند، اما همچنان گرسنه میمانند.
بویژه از آن جا که زمانه را دستگیری نیست،
هوش مصنوعی: به ویژه از آنجا که زمان در دست انسان نیست،
آسان، بدست آمدنی نخواهد بود
هوش مصنوعی: به دست آوردن آن آسان نخواهد بود.
و اگر تو هزاران سال در دست یابیش کوشی
هوش مصنوعی: اگر تو هزاران سال هم در تلاش باشی تا به آن چیزی که میخواهی برسی،
و او تا سر پستانی بتو دست یابد، حرام خواهد بود
هوش مصنوعی: او تا زمانی که به سر پستانی تو دسترسی پیدا نکند، حرام خواهد بود.
در آن صورت دوباره باز خواهی گشت
هوش مصنوعی: در آن صورت دوباره به جایی که بودی برمیگردی.
و کوشش بیهوده ات تا قیامت ملامت می پذیرد
هوش مصنوعی: تلاش بیهوده تو تا ابد مورد سرزنش قرار خواهد گرفت.
گیرم که تمامی قدرت دنیا را بدست آری
هوش مصنوعی: فرض کن که تمام قدرتهای دنیا را به دست بیاوری، اما آیا این به تنهایی باعث خوشبختی و رضایت در زندگیات خواهد شد؟
و دنیا بتو رکاب دهد و پادشاهی بزرگ شوی
هوش مصنوعی: دنیا به تو کمک خواهد کرد و تو به یک پادشاه بزرگ تبدیل خواهی شد.
و قرنی تمام از لذت های دنیاوی بهره بری
هوش مصنوعی: در طول یک قرن از لذتهای دنیایی بهرهمند شدم.
سرانجام اما آیا، مرگ محتوم نخواهد بود؟
هوش مصنوعی: در نهایت، آیا مرگ不可 evit خواهد بود؟
بویژه که مردمان را با جاودانگی نسبتی نیست
هوش مصنوعی: به ویژه اینکه انسانها ارتباطی با جاودانگی ندارند.
و ایشان را با مرگ مناسبت بیش است
هوش مصنوعی: آنها با مرگ رابطه بیشتری دارند.
داستان سر نهادن مردمان به سرنوشتشان است
هوش مصنوعی: داستان درباره این است که چگونه مردم سرنوشت خود را قبول میکنند و با آن کنار میآیند.
پیر و جوان تمام باور دارند
هوش مصنوعی: همه افراد، چه پیر و چه جوان، به این موضوع اعتقاد دارند.
و چنان بدیهی است که خردش نیز باور دارد
هوش مصنوعی: این موضوع آنقدر واضح است که حتی عقل نیز به آن اعتقاد دارد.
و اگر تواش باور نداری از این و آن پرس
هوش مصنوعی: اگر به چیزهایی که میگویی ایمان نداری، از دیگران سوال کن و نظرشان را بپرس.
از زمین حال شاهانی را پرس که
هوش مصنوعی: از زمین بخواه تا حال شاهان را به تو بگوید.
بر بالای ستارگان مقام داشته اند
هوش مصنوعی: آنها در جایگاهی بالاتر از ستارگان قرار دارند.
و فرستادگان بسیار بر درگاهشان گرد می شدند
هوش مصنوعی: و جمع زیادی از فرستادگان در نزدیکی آنها گرد میآمدند.
و عاشقان بسیار بر درگاهشان ازدحام همی کردند
هوش مصنوعی: عاشقهای زیادی در جلوی در خانه آنها جمع شده بودند.
زمین بی آنکه کلامی گوید، پاسخت خواهد داد
هوش مصنوعی: زمین بدون اینکه سخن بگوید، پاسخ خواهد داد.
پاسخی پیرامن آنچه گذشته است
هوش مصنوعی: پاسخی در مورد اتفاقات گذشته.
این که مرگ سرانجام، از میان بردشان
هوش مصنوعی: این که در نهایت مرگ آنها را از میان میبرد.
و تیرهائی که به سویشان می آمد، تمام، به هدف خورد
هوش مصنوعی: و تمام تیرههایی که به سمت آنها پرتاب میشد، هدف قرار گرفتند.
همگی همان راه را رفتند، که گذشتگان رفته بودند.
هوش مصنوعی: همه آنها همان مسیری را دنبال کردند که نسلهای قبلی رفته بودند.
و سر منزل و جایگاهشان از ایشان خالی ماند
هوش مصنوعی: و محل اقامت و جایگاه آنها از وجودشان خالی ماند.
همه بدانجا که پیش از آن محبوبش نمی داشتند
هوش مصنوعی: همه به جایی میرسند که قبلاً محبوبشان نبوده است.
و تا روز جزا، از آن جا بر نخواهند خاست
هوش مصنوعی: تا روز قیامت، از آنجا برخیز نخواهند کرد.
خداوند قصدشان را کرد و ناگهان برایشان تاخته شد
هوش مصنوعی: خداوند ارادهای برای آنها داشت و ناگهان به سویشان حملهور شد.
و اکنون در زیر خروارها خاک، خاکی بیش نیستند
هوش مصنوعی: اکنون تحت لایههای متعدد خاک، فقط به خاکی ساده تبدیل شدهاند.
این نود و دو بیت، را من از بهترین ابیات سروده وی برگزیده ام .
هوش مصنوعی: من این نود و دو بیت را از بهترین اشعار او انتخاب کردهام.