شمارهٔ ۴۰
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیباییهای معشوق است. شاعر به توصیف لبان معشوق میپردازد و از شیرینی و جذابیت آنها سخن میگوید. او در حسرت لبهای شیرین معشوقش است و میگوید که عشقش تلخی جدایی را بر دلش میگذارد. تصویرهای زیبایی از بوسه و لذتهای ناشی از عشق و وصال ارائه میدهد و عشق را به میهمانی شیرین تشبیه میکند. شاعر همچنین اشاره میکند که چگونه معشوق با خنده و زیباییاش دلهای عاشقان را به تسخیر در میآورد. در نهایت، شعر نشاندهندهی yearning و اشتیاق عمیق شاعر برای معشوق و زیباییهای اوست.
ای پستهٔ دهانت شیرین و انگبین لبمن تلخ کام مانده در حسرت چنین لب
هوش مصنوعی: ای پستهٔ دهانت که شیرینی و عسل را به یاد میآورد، لب من تلخ و گس است و در حسرت چشیدن شیرینیهای تو باقی ماندهام.
بودیم بر کناری عطشان آب وصلتزد بوسهٔ تو ما را چون نان در انگبین لب
هوش مصنوعی: ما در کناری ایستاده بودیم و تشنهی آب عشق تو بودیم. بوسهات بر ما همچون عسل بر نان تاثیر گذاشت.
هرگز برون نیاید شیرینی از زبانشهرکو نهاده باشد باری دهان برین لب
هوش مصنوعی: هرگز از زبان او شیرینی بیرون نمیآید، هر کس که دهانش را بر این لبها بگذارد، باری از سنگینی را احساس خواهد کرد.
عاشق از آستینت شکر کشد بدامنچون تو بگاه خنده گیری در آستین لب
هوش مصنوعی: عاشق به خاطر لبخند تو، مانند شکر از آستینت به دامنش میچسبد. تو که در لحظه خنده، زیبایی و جذابیت خاصی داری.
تا در مقام خدمت پیش تو خاک بوسدروزی دو ره نهاده خورشید بر زمین لب
هوش مصنوعی: هر روز، خورشید به زمین میآید و در این میان، من نیز در مقام خدمت به تو، خاک پای تو را میبوسم.
از بهر آب خوردن باری دهان براو نهتا لعل تر بریزد از کوزهٔ گلین لب
هوش مصنوعی: برای نوشیدن آب، دهان را باز کن تا لعلهای سُرخ از کوزهٔ گلی بچکد.
با داغ مهر مهرت ای بس گدا که چون مناز آرزوی لعلت مالند بر نگین لب
هوش مصنوعی: با عشق و محبت تو، چه بسیار آدمهایی که مانند من از خواستهام برای به دست آوردن زیبایی و عشق تو، غمگین و دردمند شدهاند.
از معجزات حسنت بر روی تو بدیدمهم شکر آب دندان هم پسته آتشین لب
هوش مصنوعی: من از زیباییهای چهرهات معجزاتی دیدم، مانند شیرینی لبهایت که همچون شکر است و رنگ لبهایت که به پستهی آتشین میماند.
دل تلخ کام هجر است او را بجای بادهزین بوسههای شیرین درده بشکرین لب
هوش مصنوعی: دل پر از تلخی و ناامیدی ناشی از دوری و جدایی است، بنابراین به جای نوشیدن شراب، به او بوسههای شیرینی که از لبانش میگیرد میدهد تا کمی از تلخیهای دلش کاسته شود.
تا چند باشد ای جان پیش در تو ما راچون مرغ بهر دانه از خاک بوسه چین لب
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی ای جان، ما را در پیش پای خود ببیند؟ مانند مرغی که برای دانه، از زمین بوسه بر لبان میزند.
تو سرخ روی حسنی تا کرد شیر شیرینخط نبات رنگت همچون ترانگبین لب
هوش مصنوعی: تو با چهرهی زیبا و سرخرویی همچون گل، نامت حسنی است. طعم شیرینی که داری شبیه به شهد خوشمزهای است که در شیرهی نبات پیدا میشود. رنگت هم مانند رنگ شهد ترنگبین لبهای توست.
چون فاخته بنالم اکنون که مر ترا شدهمچون گلوی قمری زآن خط عنبرین لب
هوش مصنوعی: اکنون که تو به زیبایی گلوی قمری شدهای، مانند فاخته غصه میزنم.
هنگام شعر گفتن شوقت مرا قرین دانزآن سان که در خموشی {با} لب بود قرین لب
هوش مصنوعی: وقتی شعر میگویم، شوق و انگیزهام را به جنس شعر نزدیک بدان، همچنان که در سکوت، لبهایم همواره به هم نزدیک هستند.