شمارهٔ ۱۴۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از غم و عشق صحبت میکند و میگوید که غم در دلش جایی ندارد و تنها عشق جانان در آن میگنجد. او به شادی عشق اشاره کرده و میگوید که دلش از محبت پر شده و جایی برای غم باقی نمانده است. همچنین بیان میکند که عقلش تحت تأثیر عشق قرار گرفته و نمیتواند به دوگانگی زندگی بپردازد. عشق او باعث شده تا در قلب عاشقان جایی برای غم نباشد و محتوای دلها از عشق پر باشد. شاعر در انتها به بیمعنایی برخی مفاهیم در برابر عشق اشاره کرده و آنها را محدود میداند. به طور کلی، این شعر در مورد قدرت عشق و از بین بردن غم و مشکلاتی است که انسانها با آنها مواجه هستند.
مرا در دل غم جان می نگنجددرو جز عشق جانان می نگنجد
هوش مصنوعی: در دل من جایی برای غم وجود ندارد و تنها عشق محبوبم میتواند در آن جای بگیرد.
چنان پر شد دلم از شادی عشقکه اندر وی غم جان می نگنجد
هوش مصنوعی: دل من آنقدر از خوشحالی عشق پر شده که جایی برای غم و اندوه نمیماند.
نگارا عشق تو زآن عقل من بردکه در ملکی دوسلطان می نگنجد
هوش مصنوعی: عزیزم، عشق تو آنچنان بر عقل و فکر من تاثیر گذاشته که دیگر نمیتوانم در دو پادشاهی و دو سلطنت جا بگیرم.
غم تو گردن هستیم بشکستدو سر در یک گریبان می نگنجد
هوش مصنوعی: غم و اندوه تو بر دوش ما سنگینی میکند و نمیتوانیم در یک دامن، هم درد و دل کنیم و هم از آن رهایی پیدا کنیم.
دل عاشق زشادی بی نصیب استفرح در بیت احزان می نگنجد
هوش مصنوعی: دل عاشق از خوشی بیبهره است، زیرا شادی در خانه غم جا نمیگیرد.
درون عاشقان زآن سان پر از تستکه دل نیز اندر ایشان می نگنجد
هوش مصنوعی: در دل عاشقان به اندازهای عشق وجود دارد که حتی دل خودشان هم دیگر جایگاهی ندارد و نمیتواند در آن همه احساس جا بگیرد.
مرا عشق تو با دنیا و عقبیدو نانم بر یکی خوان می نگنجد
هوش مصنوعی: عشق تو برای من به قدری مهم است که نمیتوانم به امور دنیوی و زندگی آیندهام در کنار آن فکر کنم.
برویت نسبتی کردیم گل رازشادی در گلستان می نگنجد
گل را به روی تو تشبیه کردیم وگل از شادی از گلستان بیرون زد
چوآمد عشق تو من رفتم از دستبهرجا کین نشست آن می نگنجد
هوش مصنوعی: وقتی عشق تو به سراغم آمد، من از control و ارادی بودن خود خارج شدم. هر جا که میروم، آثار دلبستگیام به تو حضور دارد و این میانهاش نمیگنجید.
دل تنگ احتمال عشق نکندسریر شه در ارمان می نگنجد
هوش مصنوعی: دل شاد و آرام نمیتواند به عشق فکر کند و تخت سلطنت در آرزوها جا نمیگیرد.
برو خیمه مزن در خانه آن راکه خرگه در بیابان می نگنجد
هوش مصنوعی: به کسی که محلی برای استراحت و زندگیاش در بیابان است، نگو که در خانه او خیمه نزن. این نشان میدهد که هر مکانی برای کارایی خاص خود مناسب است و نباید از آن انتظار رفتاری متفاوت داشت.
درین ره سیف فرغانی نگنجیدوزغ در آب حیوان می نگنجد
هوش مصنوعی: در این مسیر، سیف فرغانی جایی ندارد و قورباغه هم در آب حیوان نمیتواند جایی برای خودش پیدا کند.
زمین را جا کجا باشد برآن اوجکه دروی چرخ گردان می نگنجد
هوش مصنوعی: زمینی برای وجود اوج آسمانی که در آن، درویش چرخ گردان نمیتواند بگنجد، وجود ندارد.