شمارهٔ ۱۷۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و اثرات آن بر دل و جان انسانهاست. شاعر میگوید کسی که واقعی از جان برای عشق نمیگذرد، ارزش عشق را نمیداند و دلش از حیات خالی است. او به کسانی اشاره میکند که در عشق دچار درد و رنج میشوند ولی باز هم به عشق وفادار هستند. همچنین بیان میکند که عشق واقعی باعث میشود انسان از خود بگذرد و در برابر مشکلات سر تسلیم فرود نیاورد. در نهایت، شاعر به کسانی که فقط در کلام از عشق میگویند و عملاً هیچ حسی ندارند، انتقاد میکند و توصیه میکند که از دنیا جدا شوند، زیرا آنها هنوز اصل عشق را درک نکردهاند.
آنکس که بهر نام تو از جان زیان نکردعنقای عشق در دل او آشیان نکرد
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر نام تو از جان خود فدا نمیکند، هرگز عشق واقعی در دلش جا نخواهد گرفت.
در پرده دلش اثری از حیات نیستآنرا که در درون غم تو کار جان نکرد
هوش مصنوعی: دل او دیگر نشانی از زندگی ندارد، چرا که کسی که در عمق غم تو فعالیتی نکرده، هنوز جان ندارد.
آنکس که آفتاب سعادت برو نتافتبا ماه عشقت اختر عقلش قران نکرد
هوش مصنوعی: کسی که روشنایی خوشبختی به او نتابیده است، با عشق تو نمیتواند عقل خود را کنترل کند و به درستی هدایت شود.
وآن را که طوق مهر تو در گردن اوفتادبر فرقش ار چه تیغ زدی سر گران نکرد
هوش مصنوعی: هر کسی که در دام محبت تو گرفتار شده، حتی اگر با تیزی شمشیر هم ضربه ببیند، همچنان سرش را بالا نگه میدارد و افتخار میکند.
وآنکس که دل ز دوستی جان فرو نشستاو پاک نیست، غسل بآب روان نکرد
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر عشق و محبت، دلش را از دنیا جدا کرده و جانش را فدای دوستی کرده باشد، آدمی پاک و خالص نیست؛ چرا که در این حالت، هیچ تلاشی برای تطهیر و پاک شدن از آلودگیها نکرده است.
آنکس که جان بداد بامید سود وصلبا تو درین معامله خود را زیان نکرد
هوش مصنوعی: کسی که جان خود را در راه پیوستن به تو فدا کرد، در این معامله ضرر نکرد.
عاشق که سیر گشت ز خود گر چه گرسنه استکونین لقمه یی شد و او در دهان نکرد
هوش مصنوعی: عاشق وقتی از خود رها شد و به مرحلهای از عشق رسید، حتی اگر در حالت گرسنگی هم باشد، به دنبال چیزی نمیگردد که بخورد. او همچنان در حالتی از سکوت و آرامش به سر میبرد و نیازی به آن لقمهٔ خاص ندارد.
عشق تو مرد را ز بلاها امان ندادصیاد صید را بسلامت ضمان نکرد
هوش مصنوعی: عشق تو آرامش را از مرد گرفت و موجب شد او همواره در خطر باشد، همانطور که صیاد هرگز نمیتواند شکار خود را به سلامت نگه دارد.
وآنرا که دل زآتش عشق تو روشنستدست اندر آب تیره این خاکدان نکرد
هوش مصنوعی: کسی که دلش با آتش عشق تو روشن است، هرگز دستش را به آب تیره این دنیا نمیزند.
آنرا که در زمین دل افتاد تخم عشقچون گاو بار برد و چو گردون فغان نکرد
هوش مصنوعی: هیچکس، حتی در سختیها و مشکلات، از عشق و محبت نمیتواند فرار کند. عشق مانند دانهای است که در دل میافتد و به رشد خود ادامه میدهد، بیآنکه شکایت کند یا نالهای سر دهد.
ای آنکه لاف می زنی از عشق آن نگارکز کبر و ناز یک نظر اندر جهان نکرد
هوش مصنوعی: ای کسی که از عشق آن معشوق به خود میبالید، بدان که او از رویا و خودخواهی حتی نگاهی به جهان نیفکنده است.
دست از جهان بدار که اصحاب کهف واردر غار ره نیافت سگ ار ترک نان نکرد
هوش مصنوعی: از دنیا دل بکن و از آن دوری کن، چون که مانند اصحاب کهف در غار بردهای، حتی اگر سگ هم نان را ترک کند، به مقصد نخواهد رسید.