شمارهٔ ۱۸۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق عمیق و وابستگی شاعر به محبوبش است. شاعر میگوید که اگر دین و دنیا نیز متعلق به او باشد، ولی محبوبش در کنار او نباشد، آنچه دارد بیارزش است. او به عشق و محبت نسبت به معشوقش اشاره میکند و میگوید هر لذتی که در زندگیاش تجربه میکند، از عشق به او نشأت میگیرد. شاعر حتی حاضر است جانش را فدای محبوبش کند و برای او از هر چیزی بگذرد. او میگوید که تمامی اشعار و نوشتههای او فقط در مورد محبوبش است و از عشق او الهام میگیرد. بهطور کلی، این شعر بیانگر تعهد و ارادت عمیق شاعر به معشوقش است.
دین و دنیا از آن من باشداگر او دلستان من باشد
هوش مصنوعی: اگر محبوب من در کنارم باشد، حتی دین و دنیایم را هم فدای او میکنم.
دارم از جان خویش دوسترشاگر آن دوست جان من باشد
هوش مصنوعی: من از جان خودم هم بیشتر دوستش دارم، اگر آن دوست جان من باشد.
آن حلاوت که در لبست او رااگر اندر لبان من باشد
هوش مصنوعی: اگر آن شیرینی که در لبهای تو هست، در لبهای من هم باشد، بسیار خوشایند خواهد بود.
من گمان می برم که روح القدسهر شبی میهمان من باشد
هوش مصنوعی: من فکر میکنم که روح القدس هر شب مهمان من است.
من گدایم برین درو روزیملک کونین نان من باشد
هوش مصنوعی: من در این درگاه خالی هستم و روزی من، نان من، از ملکه زمین و آسمان خواهد بود.
گر شبی مر سگان کویش راطعمه از استخوان من باشد
هوش مصنوعی: اگر شبی سگان کوی او، طعمهاش از استخوان من باشد،
بگزارم خراج هر دو جهاناگر او در ضمان من باشد
هوش مصنوعی: اگر در امانت خود او را داشته باشم، حاضر هستم که بهای هر دو جهان را بپردازم.
خویشتن را بجان زیان کنم ارسود او در زیان من باشد
هوش مصنوعی: اگر لازم باشد که به خاطر دیگری از خودم ضرر بزنم، این کار را میکنم حتی اگر سود او به ضرر من تمام شود.
ننویسم به جز حکایت دوستتا قلم در بنان من باشد
هوش مصنوعی: نمینویسم جز دربارهی دوست، تا زمانی که قلم در دست من است.
غزلکهای اینچنین شیریندستکار زبان من باشد
هوش مصنوعی: شعرهای شیرین و دلنشین از این دست، نتیجه تلاشهای من در زبانسرایی است.
همه اشعار سیف فرغانیچون ببینی از آن من باشد
هوش مصنوعی: هر کدام از اشعار سیف فرغانی که بخوانی، در واقع متعلق به من است.