شمارهٔ ۲۰۱
هوش مصنوعی: این شعر به تمجید و وصف زیباییهای محبوب و عشق به او پرداخته است. شاعر محبوبش را از تمام خوبان عالم برتر میداند و به sweetness او در مقایسه با قند اشاره میکند. او در عشق خود دچار درد و شوق شده و بیان میکند که هیچ کس نمیتواند او را با این عشق خوشحال کند. شاعر به تأثیر عمیق عشق بر دل و جان اشاره میکند و میگوید که هیچ چیز دیگر برایش مطلوب نیست. حتی اگر به او بهترینیها پیشنهاد شود، بدون محبوب هیچگونه آرامشی نخواهد داشت. در نهایت، او عشق را چنان قوی و تسلطدهنده میداند که هیچ چیز نمیتواند جایگزین آن شود.
ای که در باغ نکویی به تو نبود مانندگل به رخسار نکو سرو به بالای بلند
هوش مصنوعی: ای کسی که در باغ زیبایی مانند تو وجود ندارد، همچنان که گل به چهره زیبا و سرو به قامت بلند اشاره دارند.
هیچکس نیست ز خوبان جهان همچون توهرگز استاره به خورشید نباشد مانند
هوش مصنوعی: هیچ کس در دنیا به خوبی تو وجود ندارد و هیچ ستارهای نمیتواند به خورشید شباهت داشته باشد.
با وجود تو که هستی ز شکر شیرینترنیست حاجت که کس از مصر به روم آرد قند
هوش مصنوعی: وجود تو آنقدر شیرین و دلچسب است که هیچ نیازی به چیزی دیگر ندارم. مثل این است که هیچکس از مصر برای مردم روم قند نمیآورد، چرا که خود قند در وجود توست.
کبر شاهانه تو شاخ امیدم بشکستناز مستانه تو بیخ قرارم برکند
هوش مصنوعی: غرور سلطنتی تو باعث شد که امیدم از بین برود و ناز و عشوههای تو باعث شد که پایگاه اعتماد من از بین برود.
ساقی عشق تو ما را به زبان شیرینشربتی داد خوش و شورِ تو در ما افکند
هوش مصنوعی: ای ساقی، عشق تو به ما شربتی با طعمی شیرین داد که شور و شادی آن در وجود ما جاری است.
عاشق روی تو از خلق بود بیگانهمرد را عشق تو از خویش ببرد پیوند
هوش مصنوعی: عاشق زیبایی تو از دیگران جدا شده است؛ عشق تو آنچنان بر وجود مرد تأثیر گذاشته که او را از خانواده و خویش خود دور کرده است.
در جهان گر نبود هیچکسی غم نخوردزآنکه درویش تو نبود به کسی حاجتمند
هوش مصنوعی: اگر در دنیا هیچ کسی نباشد، کسی غم نخواهد خورد؛ زیرا درویش تو هیچکس را نیازمند نمیبیند.
گر بر او عرضه کنی هشت بهشت اندر وینکند بی تو قرار و نکندجز تو پسند
هوش مصنوعی: اگر به او هشت بهشت هم بدهی، بدون تو آرام نخواهد گرفت و هیچ چیز جز تو را نمیپسندد.
هر که را عشق تو بیمار کند جانش راندهد شهد، شفا و نکند زهر، گزند
هوش مصنوعی: هر کس که عشق تو او را به بیماری دچار کند، جانش را نمیدهد و به او درمان و شفا نمیبخشد و آسیب و زهر را تحمل نخواهد کرد.
دل او از غم تو تنگ نگردد زیرانیست ممکن که از آتش کند اندیشه سپند
هوش مصنوعی: دل او به خاطر غم تو تنگ نمیشود، چون امکانپذیر نیست که از آتش، درختی سبز و سرزنده رشد کند.
دست تدبیر کسی پای گشاده نکندچون دلی را سر گیسوی تو آرد در بند
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد با تدبیر خود بر اوضاع تسلط یابد، نمیتواند جلو برود. اما دلی که تحت تاثیر زیبایی و جذابیت تو قرار گیرد، به راحتی در خود را غرق میکند و میتواند به اسارت درآید.
هر چه غیر تو همه دشمن جانند مراچون منی چون شود از دوست به دشمن خرسند
هوش مصنوعی: هر چیزی غیر از تو برای من زیانآور و دشمن جان است. چگونه میتوانم خوشحال باشم از اینکه کسی که به دوست میماند، ناگهان به دشمن تبدیل شود؟
سیف فرغانی بی روی تو در فصل بهارخوش همی گرید چون ابر، تو چون گل میخند
هوش مصنوعی: در فصل بهار، سیف فرغانی بدون حضور تو، مانند ابری غمگین اشک میریزد، در حالی که تو همچون گل درخشان و شاداب میخندی.