شمارهٔ ۲۰۷
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر سیف فرغانی نالههای عاشقانهای را بیان میکند که از درد فراق محبوب خود رنج میبرد. شاعر شکایت میکند که چقدر بیشتر از این میتواند در غم عشق و جدایی بسوزد و بگرید. او به آرزو و اشتیاقش برای دیدار معشوق اشاره میکند و با اشاره به داستان یعقوب و یوسف، احساس تنهایی و فراق خود را بیان میکند. در نهایت، او از جفا و طعنه دشمنانش به خاطر عشقش سخن میگوید و شکیباییاش را مورد پرسش قرار میدهد.
آخر ای سرو قد سیب زنخدان تا چنددل بیمار من از درد تو نالان تا چند
هوش مصنوعی: ای درخت سرو با قامت زیبا، تا کی دل بیمار من به خاطر درد تو ناله و گریه کند؟ تا چه زمانی باید از عشق تو رنج ببرم؟
از پی یافتن روز وصالت چون شمعخویشتن سوختن اندر شب هجران تا چند
هوش مصنوعی: به دنبال یافتن روز وصالت، مانند شمعی در شب جدایی میسوزم. این وضعیت تا کی ادامه خواهد داشت؟
زآرزوی لب خندان تو هر شب ما راخون دل ریختن از دیده گریان تا چند
هوش مصنوعی: از آرزوی لبخند تو، هر شب دل ما را به درد میآورد و اشک از چشمانمان جاری میشود. تا کی باید چنین درد را تحمل کنیم؟
گل خندانی و ما در غم تو گریانیمآخر این گریه ما زآن لب خندان تا چند
هوش مصنوعی: تو گل زیبا و خندان هستی و ما در غم از دست دادن تو گریه میکنیم. اما این اشکهای ما تا کی باید ادامه داشته باشد، با وجود لبخند تو؟
آشکارا نتوانم که برویت نگرمعشق پیدا و نظر کردن پنهان تا چند
هوش مصنوعی: من نمیتوانم به چشمانت مستقیم نگاه کنم، اما عشقام به تو واضح است. تا چه زمانی باید به طور پنهانی به تو خیره شوم؟
تو چو یوسف شده بر تخت عزیزی بجمالمن چو یعقوب درین کلبه احزان تا چند
هوش مصنوعی: تو مانند یوسف بر تخت عزیز و محترمی، و من مانند یعقوب در این کلبه پر از غم و اندوه هستم. تا کی باید این وضعیت ادامه داشته باشد؟
یک جهان بی خبر از مشرب وصلت سیرابقسم ما تشنگی از چشمه حیوان تا چند
هوش مصنوعی: در این جهان، همه بیخبر از شادی و لذت وصال هستند، با این حال، ما همچنان تشنهی آب حیات هستیم. این تشنگی تا کی ادامه پیدا خواهد کرد؟
دشمنان بهر تو ای دوست جفاگوی منندبردباری من و طعنه ایشان تا چند
هوش مصنوعی: دشمنان برای تو، ای دوست، به من ظلم میکنند و من تا کی باید این حرفها و طعنههای آنها را تحمل کنم؟
سیف فرغانی از عشق تو سودایی شدخود نگویی تو که بیچاره بدین سان تا چند
هوش مصنوعی: سیف فرغانی به خاطر عشق تو دچار جنون شده است. آیا نمیگویی که این بیچاره تا کی باید چنین باشد؟