شمارهٔ ۲۱۰
هوش مصنوعی: این شعر به تمجید از زیبایی و جذابیت معشوق پرداخته و او را با خورشید و گل مقایسه میکند. شاعر بیان میکند که زیبایی معشوق بینظیر است و دیگران در مقایسه با او همگی کمارزش به نظر میآیند. او همچنین به دلبستگی و وابستگی عاشقان به معشوق اشاره میکند و میگوید که محبت و خدمت به معشوق اهمیت بسیاری دارد. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که زندگی واقعی هنگامی است که با محبوب سپری شود و عمر بدون عشق معنایی ندارد.
مه و خورشید اگرچه رخ نیکو دارندپیش آن روی نکو صورت بر دیوارند
هوش مصنوعی: ماه و آفتاب هرچند که چهرههای زیبایی دارند، ولی در برابر آن چهره نیکو، مانند تصویری روی دیوار به نظر میرسند.
گل رخسار ترا میوه جمال و حسنستوین نکویان همه بی میوه چو اسپیدارند
هوش مصنوعی: چهرهٔ زیبای تو، شکوه و زیبایی تو را به نمایش میگذارد و این انسانهای زیبا بدون جمال و زیبایی تو، مانند درختانی بیمیوه هستند.
آیت محکم این سوره تویی و دگرانچون حروفند و ندانم که چه معنی دارند
هوش مصنوعی: تو آیت روشنی هستی که مفهومی عمیق و محکم دارد، اما دیگران همچون حروفی پراکندهاند که معنایشان را نمیدانم.
حلقه زلف ترا هست بسی دل دربندبهر زنجیر تو دیوانه چومن بسیارند
هوش مصنوعی: موهای تو مانند زنجیری است که دلهای بسیاری را به خود جذب کرده و من نیز یکی از دیوانگانی هستم که به خاطر تو گرفتار این زنجیر شدهام.
دی یکی گفت که عشاق بنزد معشوقراست چون در دل دین دار چو دنیا دارند
هوش مصنوعی: یک نفر گفت که عاشقان به نزد معشوق بهطور راست و صادق میروند، چرا که در دل آنها ایمان مانند دنیایی که دارند، محکم و برقرار است.
گفتم ایشان را چون چشم همی دارد دوستمی نبینی که چو چشمش همگان بیمارند
هوش مصنوعی: گفتم چرا این شخص به چشم دیگران توجهی ندارد، آیا نمیبینی که همه به خاطر او مشکل دارند و بیمار شدهاند؟
حذر از دیده مردم که ترا ومارامردم دیده چو نیکو نگری اغیارند
هوش مصنوعی: احتیاط کن از چشمنظر مردم، زیرا آنها تو و ما را میبینند و اگر خوب بنگرند، بیگانگان به نظر خواهند آمد.
شاید ار بر سر کوی تو بخسبند بروزکه چو سگ بر در وبام تو بشب بیدارند
هوش مصنوعی: شاید در روز، عدهای در خیابان تو بخوابند، اما شب وقتی که تو خوابیدی، مثل سگهای نگهبان بیدار میشوند و از تو مراقبت میکنند.
در ره خدمت اگر مال خوهی در بازندوز سر رغبت اگر جان طلبی بسپارند
هوش مصنوعی: اگر در راه خدمت به دیگران دنبال ثروت باشی، درها برایت باز میشود و اگر با رغبت جانفشانی کنی، جانت را به راحتی تقدیم میکنند.
پاس امر تو چو روزه است ببایدشان داشتکار عشقت چو نمازست چرا نگزارند
هوش مصنوعی: اگر کسی به خواست تو پاسخی ندهد، مانند این است که روزهاش را نگه داشته است. عشق تو مانند نماز واجب است، پس چرا اجازه میدهند که به آن پرداخته نشود؟
از گل وخار نگوییم که عشاقت راخارها جمله گل اندر ره وگلها خارند
هوش مصنوعی: نگو که عشق تو تنها زیبایی است، زیرا در مسیر رسیدن به آن، خارهایی نیز وجود دارند که نشان از سختیها دارند و این زیباییها نیز ممکن است دردسرساز باشند.
گر چونرگس همه چشمند نبینند تراکور بختان که بر آیینه خود زنگارند
هوش مصنوعی: اگر همه مانند پرندگانی با چشمان تیزبین باشند، اما تو را نبینند، این نادانی و بدحالی آنهاست که آینه وجودشان را کثیف کرده است.
نگذارم که زمن فوت شود همچو نفسگرمرا باتو بیکجا نفسی بگذارند
هوش مصنوعی: اجازه نمیدهم که چیزی از من دور شود، مانند نفس گرمی که دارم. پس با تو در یک مکان، لحظهای نفس بکش.
گرچه در خدمت تو عمر بپایان نرسدعمر آنست که با دوست بپایان آرند
هوش مصنوعی: هرچند ممکن است عمر من در خدمت تو به پایان نرسد، ولی عمر واقعی زمانی به حساب میآید که در کنار دوست سپری شود.
سیف فرغانی هرکس که درین کار افتادکار او دارد وچون تو دگران بی کارند
هوش مصنوعی: هر کسی که در این مسیر قرار بگیرد، کار او به خود او مربوط است و تو مانند دیگران بیکار هستی.