شمارهٔ ۲۲۵
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عشق و ارادت نسبت به معشوقی بیهمتا میپردازد. شاعر با تأکید بر مقام والای معشوق، او را خورشید و منبع نور جان خوانده و دیگران را که بدون عشق او زندگی میکنند، گمراه میداند. او عشق به معشوق را تنها دلیل زندگی شایسته و واقعی میداند و تأکید میکند که افراد بیعشق همانند گلههایی بیسرپرست هستند. همچنین، شاعر به فرومایگی افرادی که از عشق دورند و غفلت کردهاند اشاره میکند و میخواهد که حدیث عشق را بیان کند تا بیدارشان کند. در نهایت، شاعر بر این باور است که تنها عشق به معشوق میتواند انسانها را به کمال برساند.
ای ماه اختران تو اندر زمین مهندوی شاه چاکران تو در مملکت شهند
هوش مصنوعی: ای ماه، ستارهها در زمین تو هستند و تو با زیباییات به مانند مهندسی درخشان به نظر میرسی. و ای شاه، خدمتگزاران تو در سرزمین تو حکمفرمایی میکنند.
آن رهبران که سوی تو خوانند خلق راگر عشق تو دلیل ندارند گمرهند
هوش مصنوعی: آن سران و رهبرانی که مردم را به سوی تو دعوت میکنند، اگر عشق و محبت تو را در دل نداشته باشند، در واقع گمراه هستند.
در روز زندگانی خویش آن بد اخترانبی آفتاب عشق تو شبهای بی مهند
هوش مصنوعی: در روزهای زندگیام، بدسرنوشتان مثل شبهای بدون نور عشق تو هستند.
در عشق عاجزند چو در جنگ گربه موشگرگان شیر پنجه که درحیله روبهند
هوش مصنوعی: در عشق و محبت، آنها مانند گربه و موش هستند و هرگز قویتر از یکدیگر نمیشوند. این در حالی است که گرگها و شیرها در نبرد، بسیار قدرتمند و پنجههای خونین دارند، اما در فریب و نیرنگ، مانند روباه عمل میکنند.
نان جوی چون سگند پراگنده گرد شهرشیرند عاشقان که مقیمان درگهند
هوش مصنوعی: نان جو مانند سگهای پراكنده در شهر است، اما عاشقانی كه در درگاه معشوق قرار دارند، در واقع شیرانی هستند.
برگو حدیث عشق که این قوم خفته اندعیسی بیار سرمه که این خلق اکمهند
هوش مصنوعی: برای این که بگوید عشق را بیان کن، زیرا این مردم در غفلت و خواب هستند. عیسی را بیاور تا با سرمه چشمهای این مردم را باز کند، چرا که آنها نابینا هستند.
قومی که در غم تو بروز آورند شبمقبول نزد توچو دعای سحرگهند
هوش مصنوعی: مردمی که در غم تو اشک میریزند، در دل شب برای تو مورد قبول خداوند هستند، مثل دعای سحرگاه.
ازخاک درگه تو که میمون تر از هماستسازند طایری وچو پر بر کله نهند
هوش مصنوعی: از خاک آستان تو که از طلا و جواهر نیز ارزشمندتر است، پرندهای درست میکنند و هنگامی که پرهایش را بر سر میگذارد، جلوهای زیبا و خاص پیدا میکند.
ازبهر روی سرخ تو چندین سیه گلیمبا جامه کبود درین سبز خرگهند
هوش مصنوعی: برای زیبایی و سرخی چهرهات، چندین پرده سیاه بر روی خود دارم و لباسی آبی بر تن کردهام در این جایی که سبز و دلنشین است.
یوسف برند در عوض آب سوی قومبی دلو تشنگان که چو من بر سر چهند
هوش مصنوعی: یوسف به جای آب، نان و غذا برای قوم تشنهای میبرد که همچون من در حسرت و نیاز هستند.
برخوان هرکسی نه چو انگشت کاسه لیسکز لقمه مراد همه دست کوتهند
هوش مصنوعی: هر کسی را به جای خودش بشناسید و مقامات و جایگاهها را بر اساس شایستگیها و تواناییهایشان ارزیابی کنید. برخی افراد که در مقامهای پایینتر قرار دارند، ممکن است به آرزوهای بزرگتری دست یابند، اما این به معنای توانایی و لیاقت آنها نیست.
رد کرده اند هر چه درو نیست بوی توآنها که رنگ یافته صبعت اللهند
هوش مصنوعی: آنها هر چیزی که بویی از تو ندارد را رد کردهاند، زیرا فقط کسانی که از جاذبه تو بهرهمند شدهاند، به حقیقت معنویت واقعی دست مییابند.
اشجار طور قرب (و)زتأثیر نور عشقناری که گوید (انی اناالله) برین رهند
هوش مصنوعی: درختان کوه طور به خاطر نور عشق به جاودانگی نزدیک میشوند و شعلهای که میگوید «منم خدا» در این مسیر راهنمایی میکند.
باخلق آشنا شده چون سیف بهر توبیگانه زآن شدند که از خویش وارهند
هوش مصنوعی: افراد با یکدیگر آشنا شدهاند، اما به خاطر تو بیگانه شدهاند؛ زیرا از خود و هویت خود فاصله گرفتهاند.
آگه نبود از می عشق توآنکه گفت(هین دردهید باده که آنها که آگهند)
هوش مصنوعی: کسی که از محبت و عشق تو بهرهمند نیست، حق ندارد بگوید که بادهای بیاورید، چون تنها آنهایی که از عشق تو باخبرند لایق نوشیدنند.