شمارهٔ ۲۴۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و وصل معشوقش اشاره میکند و بیان میکند که نام معشوقش زبانش را خوش میکند و صحبت از او بر کامش شیرین است. او توصیف میکند که اگر لبان معشوق بر لبانش باشد، حس سرزندگی و شادی خواهد داشت. شاعر همچنین از درد و رنج عشق میگوید و درخواست میکند که معشوقش شفایی برای دل مجروحش بفرستد. عشق او به حدی عمیق است که حتی از نان خوان معشوق هم خوشنود است و در عین حال، از آتش عشق میسوزد اما بخار آن به او احساس خوشی میدهد. شاعر همچنین از زیبایی و لطافت شعرش میگوید و آرزو میکند که با رضایت معشوق، جانش رونق بگیرد. او دلش را به باغی تشبیه میکند که در فصل بهار با وزش نسیم معشوق سرشار از گل و زندگی میشود. در نهایت، شاعر میگوید که تنها یک نگاه از معشوقش برایش همه چیز خواهد بود و تمام جهانش را خوشحال میکند.
نام تو گر بر زبان رانم زبانم خوش شودچون زبان از تو سخن گوید دهانم خوش شود
هوش مصنوعی: اگر نام تو را بر زبان بیاورم، زبانم به خاطر گفتن تو خوشحال میشود و وقتی دهانم از تو سخن بگوید، شادابتر خواهد شد.
گر لبم بر لب نهی چون کوزه ای شیرین چو جاندر تن همچو سبو آب روانم خوش شود
هوش مصنوعی: اگر لبهایت را بر لبهایم بگذاری، همچون کوزهای شیرین میشوم. مانند آبی که در سبو جاری است، روح من نیز در تنم خوشحال و سرزنده خواهد شد.
ای طبیب عاشق از دارالشفای وصل خودشربتی بفرست تا بیمار جانم خوش شود
هوش مصنوعی: ای پزشک عشق، از محل شفا و قرار خود دارویی برای من ارسال کن تا جان بیمار من به خوبی و راحتی برسد.
همچو سگ از خوان تو گر نان خورم نبود عجبمغز اگر همچون عسل در استخوانم خوش شود
هوش مصنوعی: اگر مانند یک سگ از سفرهات نان بخورم، جای تعجب نیست اگر مغز من مانند عسل در استخوانم شیرین شود.
زآتش عشق تو همچون چوب می سوزم ولیکچون بخار عود از آن آتش دخانم خوش شود
هوش مصنوعی: از آتش محبت تو مثل چوب میسوزم، اما مثل بخار عود، دود آن آتش برایم خوشایند میشود.
چون دلم بیمار تو شد بهر صحت بعد ازینهمچو عیسی این نفس بر هر که رانم خوش شود
هوش مصنوعی: وقتی قلبم به خاطر تو بیمار شد، از این پس مانند عیسی، هرکسی را که برای درمان بفرستم، خوب خواهد شد.
از شراب وصلت ار یکدم بکام من رسدهرکرا آب دهان خود چشانم خوش شود
هوش مصنوعی: اگر یک لحظه از شراب وصالت به کام من برسد، هر کسی را که ببینم، با آب دهان خودش را طعمدار میکنم و او از این کار خوشحال میشود.
(این) چنین شوری که دارم از سماع نام تووقت در کوی تو از بانگ سگانم خوش شود
هوش مصنوعی: شور و شوقی که من دارم به خاطر یاد توست و وقتی در کوی تو هستم، صدای سگان هم برایم خوشایند میشود.
گر ز دست خویش باشد ره روی را درد سرخاک پای تو اگر بروی فشانم خوش شود
هوش مصنوعی: اگر بر سر راه تو، درد و رنجی از دست خودم باشد، من آن را تحمل میکنم و اگر تو قدمی به جلو برداری، با دل خوش و شادمانی، خاک پای تو را فشانم.
عیش من رونق پذیرد گر پسندی شعر منگر بشیرینی رسد آن آب و نانم خوش شود
هوش مصنوعی: زندگی من وقتی خوشحالکنندهتر میشود که شعر من را بپسندی، و اگر به شیرینی برسد، آن وقت غذا و نانم هم لذیذتر خواهد شد.
دل چو بستانیست بی برگ از زمستان فراقدر نوا آیم چو مرغ ار بوستانم خوش شود
هوش مصنوعی: دل مانند باغی است که در زمستان بیبرگ و بیحیات شده است. وقتی بهخاطر دوری و فراق به یاد کسی میافتم، مانند پرندهای میشوم که با آمدن به باغی خوشبو خوشحال میشود.
از مهب وصل اگر بر من وزد باد ربیعهم درختم گل کند هم گلستانم خوش شود
هوش مصنوعی: اگر نسیم بهار از جانب وصال تو به من برسد، هم درخت من گل خواهد داد و هم باغم سرشار از شادی خواهد شد.
بی گل روی تو (گر من) بانگ می کردم چو زاغبعد ازین چون ناله بلبل فغانم خوش شود
هوش مصنوعی: اگر من بدون دیدن روی تو صدا میزدم، مانند زاغ، از این به بعد نالهام مانند ناله بلبل شیرین و دلنشین خواهد شد.
چون بنام تو رسد دستم گه تحریر شعرکلک همچون نیشکر اندر بنانم خوش شود
هوش مصنوعی: وقتی دستم به نام تو برسد و شروع به نوشتن شعر کنم، قلمم مانند نیشکر در انگشتانم شیرین خواهد بود.
سیف فرغانی همی گوید بلطف از حضرتتگر بیابم یک نظر هر دو جهانم خوش شود
هوش مصنوعی: سیف فرغانی میگوید اگر نگاهی از سوی تو بگیرم، با لطف تو هر دو جهان برایم خوشایند و زیبا خواهد شد.