شمارهٔ ۳۲۳
هوش مصنوعی: این شعر در مورد عشق و فراق است. شاعر از صبر خود در برابر دوری محبوب صحبت میکند و بیان میکند که به خاطر عشقش، تحمل این فاصله را دارد. او به ویژگیهای محبوب و محبتش اشاره میکند و از نیازمندیش به او میگوید. شاعر در عین حال، عرفانی از عشق را نیز منتقل میکند و به قدرت و زیبایی محبوبش اشاره میکند که تمامی ثروتها و داراییها برایش بیارزش است. در پایان، شاعر به این نکته اشاره میکند که حتی اگر هیچ چیزی نداشته باشد، حاضر است جان خود را برای محبوبش بدهد و نسبت به فداکاریاش احساس شرم میکند.
سزد که صبر کنم بر فراق دلبر خویشازآنکه وصلش ما را ندید در خور خویش
هوش مصنوعی: باید صبر کنم بر دوری معشوقم، زیرا دیدار او برای من قابل دسترس نیست.
بلطف خواندن از خدمتش ندارم چشمچو راضیم که نراند بعنفم از بر خویش
هوش مصنوعی: من از او خواهش نمیکنم چون با مهربانی خواندن را از من دور نمیکند، زیرا خوشحالم که او نیازی به راندهام نیست و خودم را از نزد خود دور نمیکند.
بود بآب دهانش نیاز و خاک درشمرا برای لب خشک و دیده تر خویش
هوش مصنوعی: او به آب دهانش نیاز دارد و خاک در دهانش، من برای لبهای خشک و چشمان آبرومند خودم به این نگاه میکنم.
مرا قلاده امید کرد در گردنزبس که همچو سگانم بداشت بر در خویش
هوش مصنوعی: من را با امید به خود بستند و مانند سگی در درگاه خود نگه داشتند.
ز بهر بوسه پایش که دست می ندهدمرا بسی بسخن دفع کرد از سر خویش
هوش مصنوعی: به خاطر بوسهای که بر پای او میزنم، نمیتوانم به او دست دهم و همین موضوع باعث شده که صحبتهای زیادی از سر خود دور کنم.
دهانم ار بلب او رسد چه غم باشدازآنکه طوطی خود پرورد بشکر خویش
هوش مصنوعی: اگر لب بلبلی به من برسد، چه غمی دارد وقتی که من خود طوطی را با محبت بزرگ کردهام.
دهد بنرخ سفال شکسته سیم درستکسی که سکه مهرش نگاشت بر زر خویش
هوش مصنوعی: کسی که در کارش بیدقتی دارد و میتواند چیزهای ناچیز و بیارزش را با قیمتی گران به فروش برساند، در واقع کسی است که بر روی خود و اعتبارش علامت خوبی ندارد و نمیتواند به ارزش واقعی خود دست یابد.
خبر نداشت ز خوبی خویش تا اکنونکه شد بمیل من آگه ز حسن منظر خویش
هوش مصنوعی: تا به حال از زیباییهای خود خبر نداشت، اما حالا که به میل من آمده، از خوشچهرگیاش آگاه شده است.
ببوستان شد و لایق ندید ریحان رابخادمی خط و زلف همچو عنبر خویش
هوش مصنوعی: در باغی زیبا و پرگل، کسی که شایسته باشد، نمیتواند به گلهای خوشبو و معطر مانند ریحان دست پیدا کند، همانطور که در خدمت زیبایی و جذابیت مو و خط خود به مانند عنبر قرار دارد.
اگر فدای تو کردند هرکسی مالیبزر و سیم نمودند جمله جوهر خویش
هوش مصنوعی: اگر هر کسی به خاطر تو اموال زیادی را فدای تو کرد و ثروت خود را خرج کرد، همه آنها نشاندهنده ارزش واقعی خودشان است.
چو مال نیست مرا جان همی دهم بپذیرکه شرمسارم ازین تحفه محقر خویش
هوش مصنوعی: وقتی که مال و دارایی ندارم، جانم را فدای تو میکنم. اما بپذیر که شرمندهام از اینکه چنین هدیه کوچکی دارم.
بسان سعدی راضی است سیف فرغانیگرش قبول کنی ور برانی از بر خویش
هوش مصنوعی: سیف فرغانی مانند سعدی است و او راضی است، اگر او را بپذیری و اگر او را طرد کنی، مشکلی ندارد.