شمارهٔ ۳۷۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به حسادت و زیبایی معشوق اشاره میکند. او میگوید که به جای اینکه فقط به چهره محبوب نگاه کند، در واقع به آفرینش خداوند توجه دارد. او خود را متعلق به محبوب میداند و همه چیزهایی که دارد را به او نسبت میدهد. شاعر به زیبایی محبوب احترام میگذارد و حتی اگر دیگرانی بگویند که نباید به چهره محبوب نگاه کرد، او به خواستهاش ادامه میدهد.
او از درد و تشنگیاش برای عشق سخن میگوید و معتقد است باید به دنبال آرامش و زیبایی باشد. اگر چه محبوب دیگر او را نمیبیند، ولی شاعر هنوز به او اندیشیده و به حسرت خود ادامه میدهد و در نهایت میگوید که حتی اگر دیدن محبوب برایش ممکن نباشد، از دور هم به او نگاه میکند.
با این ابیات، شاعر احساسات عمیق عشق، حسرت و آرزوهای خود را بیان میکند.
گر کسی را حسد آید که تو را مینگرممن نه در روی تو، در صنع خدا مینگرم
هوش مصنوعی: اگر کسی به من حسادت کند به خاطر اینکه تو را میبینم، باید بگویم که من فقط به چهرهی تو نگاه نمیکنم، بلکه به آفرینش خداوند توجه دارم.
من از آن توام و هر چه مرا هست تو راستروشنست اینکه به چشم تو تو را مینگرم
هوش مصنوعی: من متعلق به توام و هر چیزی که به من مربوط است از آن توست. دلیل روشنی این موضوع این است که من تنها به وسیله چشم تو به تو نگاه میکنم.
خصم گوید که روا نیست نظر در رویشمن اگر هست و اگر نیست روا مینگرم
هوش مصنوعی: دشمن میگوید که نباید به چهرهام نگاه کنی، ولی من بدون توجه به این که این کار درست است یا نه، به او مینگرم.
تشنه ام نیست شگفت ار طلبم آب حیاتدردمندم نه عجب گر به دوا مینگرم
هوش مصنوعی: من تشنه نیستم، بنابراین عجیب نیست اگر به دنبال آب حیات باشم. همچنین درد دارم و جای تعجب نیست اگر به دنبال درمان بروم.
نور حسنیست درآن روی، بدان ملتفتممن در آن آینه از بهر صفا مینگرم
هوش مصنوعی: نور حسن در آن چهره است، من به خاطر پاکی و روشنی آن در آینه به آن نگاه میکنم.
روی زیبای تو آرام و قرار از من بردمن دگرباره در آن روی چرا مینگرم
هوش مصنوعی: وجه زیبای تو آرامش و قرار از من گرفت و من نمیدانم چرا دوباره به آن چهره خیره شدهام.
هر طرف مینگرم تا که ببینم رویتچون تو در جان منی من به کجا مینگرم
هوش مصنوعی: هر جا که نگاه میکنم، در تلاش هستم تا چهرهات را ببینم. با این حال، تو آنقدر برای من عزیز هستی که نمیدانم به کجا باید نگاه کنم.
به حیات خودم امید نمیماند هیچچون به حال خود و انصاف شما مینگرم
هوش مصنوعی: به زندگی خودم امیدی ندارم چون وقتی به وضع خود و انصاف شما نگاه میکنم، چیزی جز ناامیدی نمیبینم.
مدتی شد که به من روی همی ننماییعیب بختست نه آن تو چو وا می نگرم
هوش مصنوعی: مدتی است که به من نگاه نمیکنی، این مسئله به بخت و اقبال من مربوط میشود و نه به خود تو، چون وقتی به تو نگاه میکنم، متوجه میشوم.
سیف فرغانی در غیر نظر چند کنیگل چو دستم ندهد زآن به گیا مینگرم
هوش مصنوعی: اگر به زیباییها توجه نکنی و گل را نپذیری، به همان اندازه که دستم از تو دور است، به گیاه و طبیعت نگاه میکنم.
ور میسر نشود دیدن رویت چه کنم(میروم وز سر حسرت به قفا مینگرم)
هوش مصنوعی: اگر نتوانم روی تو را ببینم، چه راهی دارم؟ فقط میتوانم با حسرت به عقب بروم و به یاد تو فکر کنم.