شمارهٔ ۴۳۰
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر جذابیت و زیباییهای کسی است که شاعر به او عشق ورزیده است. شاعر از فتنهانگیزی و شیرینی سخنان معشوق سخن میگوید و او را بهترین و شیرینترین سخنور در میان آدمیان میشناسد. او بیان میکند که هیچ کسی نمیتواند مانند معشوق او زیبا و دلانگیز سخن بگوید. شاعر به تمایلات عاشقانهاش اشاره میکند و از حالاتی مانند شرم و دلتنگی در ارتباط با عشق و بوسه صحبت میکند. پایان شعر نشاندهنده این است که هیچ چیز نمیتواند به زیبایی دماغ معشوق باشد، و تنها چیزی که میتواند او را به یاد بیاورد، سخن است.
ما فتنه بر توایم و تویی فتنه بر سخندانسته ای که هست ز طوطی هنر سخن
هوش مصنوعی: ما خود باعث ایجاد جذبه و شور برای تو هستیم و تو هم به خوبی میدانی که در کلام چه هنری نهفته است، مانند هنر سخن گفتن طوطی.
ما را همی دهد ز میانت کمر نشانما را همی کند ز دهانت خبر سخن
هوش مصنوعی: شما با وجود ما، نشانهای از خود به ما دادهاید و از دهانتان درباره ما سخن میگویید.
در مصر خوبی تو نگردد شکر فراختا از دهان تنگ تو ناید بدر سخن
هوش مصنوعی: اگر خوبی تو در مصر (سرزمین) به طرز زیادی گسترش نیابد، به خاطر این است که از دهان تنگ تو (یعنی از زبان تو) سخن به خوبی نمیآید.
جز وصف و ذکر تو نکنم زآنکه خوشترستوصفت ز هر حکایت و ذکرت ز هر سخن
هوش مصنوعی: هیچ چیزی جز تو را وصف نمیکنم، چرا که توصیف تو از هر داستانی زیباتر است و یاد تو از هر گفتگویی دلنشینتر.
نشنیده ام که غیر تو از نوع آدمیکس را بود ز پسته دهان وز شکر سخن
هوش مصنوعی: من هرگز نشنیدهام که غیر از تو کسی در میان انسانها باشد که هم مثل پسته دهانش شیرین باشد و هم زبانش مانند شکر سخن بگوید.
گر شکری از آن لب شیرین طلب کنمشاید که رو ترش نکنی زین قدر سخن
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از آن لب شیرین چند کلمه شیرین بگویم، امیدوارم به خاطر این حرفها ناراحت نشوی.
همچون لب تو رشک نبات و شکر شودگر بر دهان تنگ تو یابد گذر سخن
هوش مصنوعی: اگر بر لبهای تو کلامی بگذرد، مانند شکر و نبات شیرین و دلربا خواهد شد.
روی ترا بدیدم و بسیار گوشدمبلبل چو دید گل نکند مختصر سخن
هوش مصنوعی: وقتی که تو را دیدم، به شدت تحت تأثیر قرار گرفتم. بلبل وقتی گل را میبیند، دیگر نمیتواند در موردش کم صحبت کند و حرفهایش کوتاه نمیشود.
ای دل حدیث وصل زبان برگشا بگوتا چندت اوفتد گره شرم در سخن
هوش مصنوعی: ای دل، داستان وصل را با زبان خود بگو، تا کی در صحبت کردن از شرم و خجالت دچار تردید خواهی شد؟
چون بوسه خواستم ز دهان تو عقل گفتسنجیده گوی با لب او همچو زر سخن
هوش مصنوعی: وقتی خواستم از دهانت بوسه بگیرم، عقل به من هشدار داد که با احتیاط و سنجیده صحبت کن، زیرا لبهای تو همچون طلا ارزشمندند.
از بهر بوسه یی چه بخیلی کنی بدهتا با لب توام بنماند دگر سخن
هوش مصنوعی: برای یک بوسه چرا اینقدر خسیس هستی؟ بهتر است به من بدهی تا دیگر هیچ سخنی بین ما باقی نماند.
از لب شکر فشاندی و معلوم شد که هیچطوطی نگوید از تو دلاویزتر سخن
هوش مصنوعی: از لب شیرین تو کلامی جاری شد و مشخص شد که هیچ طوطیای نمیتواند مانند تو زیبا و دلنشین صحبت کند.
ای سیف رو سخن شو ازیرا که هیچ چیزدستی نیافت بر لب لعلش مگر سخن
هوش مصنوعی: ای سیف، سخن بگو، زیرا که هیچ چیز به اندازهی کلام نمیتواند بر لب لعلینش اثر بگذارد.