شمارهٔ ۴۷۸
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر وابستگی و نیاز شاعر به لطف و رحمت خداوند است. شاعر میگوید که تمام کارها و موفقیتهای او تنها به خاطر نعمتهای الهی است و بدون آنها هیچ چیزی نمیتواند ساخته شود. او از فضل و جود خداوند سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که حتی کوچکترین نعمتها نیز از خزانه الهی ناشی میشوند. همچنین، شاعر به قوت علم و کلام الهی اشاره میکند که اسرار را روشن میسازد و میگوید که هیچ قدرتی نمیتواند در برابر اراده خداوند ایستادگی کند. در نهایت، شاعر میخواهد تمامی آنچه دارد را به لطف و رحمت خداوند نسبت دهد و بر این باور است که زندگی او به عشق و فضل خداوند مزین است.
ای لطف تو بسی مرا کار ساختهکارم شده زفضل تو صدبار ساخته
هوش مصنوعی: ای مهربانی تو، بارها به من کمک کرده است و به لطف تو، کارهای من به بهترین شکل انجام شده است.
گر پای سعی در سر کارم نهند خلقبی دست لطف تو نشود کار ساخته
هوش مصنوعی: اگر مردم برای انجام کار من تلاش کنند، بدون کمک و لطف تو، هیچ کاری به خوبی انجام نمیشود.
کار مرا که غیر تو دیگر کسی نساختکی گردد از معونت اغیار ساخته
هوش مصنوعی: هیچکس جز تو به کار من کمک نکرده است؛ پس چگونه میتواند کار من از کمک دیگران شکل بگیرد؟
اندر عدم چو یک نظر از جودتو بیافتکار دو کون گشت بیکبار ساخته
هوش مصنوعی: در عالم عدم، با یک نگاه از بخشش تو، سرنوشت دو جهان به یکباره تغییر پیدا کرد و شکل گرفت.
آن را که از خزانه فیض تو بهره نیستکارش نشد بدرهم ودینار ساخته
هوش مصنوعی: کسی که از نعمتهای بیپایان تو بهرهمند نیست، نمیتواند حتی در کمترین چیزها مانند یک سکه هم موفق شود.
از نعمت تو آنچه من امسال می خورمآن راوکیل رحمت تو پار ساخته
هوش مصنوعی: من امسال از نعمتهای تو بهرهمند هستم و همه اینها نتیجهی رحمت و لطف توست که فراهم شده است.
از خرمن عطای تو هر آفریده ییچون مور دانه برده وانبار ساخته
هوش مصنوعی: هر موجودی مانند موری از انبار عطای تو دانهای برمیدارد و ذخیره میکند.
حسن قضات بر طبق روی نیکواندر پسته طوطیان شکر بار ساخته
هوش مصنوعی: زیبایی قضاوتها همچون چهرهی زیبا در دل طوطیانی است که در پستههای شیرینی نشستهاند.
هر دم چو عافیت دل رنجور عشق رادرد تو نوش داروی بیمار ساخته
هوش مصنوعی: هر لحظه که آرامش دل رنجکشیده عشق را تازه میکند، درد تو به مانند دارویی شفابخش برای این بیمار است.
ای نخل بند صنع تو در باغ و بوستانمیوه زشاخ خشک وگل از خار ساخته
هوش مصنوعی: ای نخل، تو در باغ و بوستان با دست خود میوه را از شاخههای خشک و گل را از خار به وجود آوردهای.
ذکرت که ظلمت از دل عاقل برون بردجان راچو چشم مطلع انوار ساخته
هوش مصنوعی: ذکر تو اندوه و تاریکی را از دل انسان خردمند بیرون میبرد و جان او را روشن میکند، درست مانند چشمی که با تابش نور روشنی میگیرد.
در محکم کلام تو هر حرف ونقطه راعلمت کتاب خانه اسرار ساخته
هوش مصنوعی: هر کلمه و نقطهای که در سخنان تو وجود دارد، مانند کتابی است که رازهای زیادی در آن نهفته است.
عراده قضای ترا گر کسی بجهداز بهر دفع قلعه ودیوار ساخته
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد از سر قضای تو فرار کند، نمیتواند به سادگی از دیوار و قلعهای که ساخته شده گذر کند.
بیچاره درمقابل ثعبان موسویچون ساحر از عصاورسن مار ساخته
هوش مصنوعی: در برابر قدرت و مهارتهای موسوی که مانند یک جادوگر عمل میکند، فرد بیچاره به اندازه یک مار در مقابل او ضعیف و ناتوان است.
سیف از دل صدف صفت خود پرازگهرصد بحر در سفینه اشعار ساخته
هوش مصنوعی: سیف از دل صدفی که شبیه به خودش است، گنجینهای پر از جواهرات دارد و صدها دریا را در کشتی اشعارش ایجاد کرده است.