شمارهٔ ۴۸۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و درد جدایی است. شاعر با توصیف زیباییهای محبوبش حسرت و دلتنگی خود را بیان میکند و از تأثیر غم او بر جان و دل خستهاش سخن میگوید. او به قدرت عشق اشاره دارد و میگوید که عشق محبوبش مانند خورشید همه جا را پر کرده است. شاعر به تألم خود از درد جدایی و غم ناشی از آن میپردازد و در نهایت از امید به روشن شدن دل و زندگی مجدد سخن میگوید. در مجموع، شعر نوعی ابراز احساسات عمیق به همراه تمجید از محبوب و بیان غم ناشی از دوری اوست.
زهی صیت حسن تو عالم گرفتهزبار غمت پشت جان خم گرفته
هوش مصنوعی: آفرین بر شهرت زیباییات که تمام عالم تحت تأثیر غم حضور تو قرار گرفته و روح انسانها از فشار آن خم شده است.
بپروانه شعله شمع رویتچو خورشید اطراف عالم گرفته
هوش مصنوعی: بپروانه، تو مانند شعلهی شمع زیبایی و درخشندگی، که نور تو همچون خورشید، همهی جهان را روشن کرده است.
زانفاس عیسی عشق تو هر دمدل مرده روحی چو مریم گرفته
هوش مصنوعی: بواسطه عشق تو، مانند روح مریم که به عیسی حیات بخشید، هر لحظه دل مرده من دوباره جان میگیرد.
دل خسته من ز نیش غم توجراحت بخود همچو مرهم گرفته
هوش مصنوعی: دل خستهام از درد غم تو به حالتی رسیده که مانند مرهمی بر زخم خودم قرار گرفته است.
به شمشیر غم عشق نامهربانتمرا ریخته خون و ماتم گرفته
هوش مصنوعی: شدهام زخمخورده و غمگین از عشق تو که با رفتار نامهربانت، دل مرا شکسته و روح مرا در عزا فرو بردهای.
زسوز دل بنده و آب چشمشثریا حرارت ثری نم گرفته
هوش مصنوعی: از آتش دل بنده و اشکهایش ستارهای در آسمان دچار گرما و رطوبت شده است.
هم از فضله روی شوی جمالتصبا روی گل را بشبنم گرفته
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که هنگامی که بادی ملایم به گلها میوزد، زیبایی و جمال آنها را به گونهای به من منتقل میکند که گویی زیباییاش تحت تأثیر عوامل مختلف، از جمله زیبایی ذاتی و طراوت خود گلها، به نمایش گذاشته میشود. به عبارت دیگر، طراوت و زیبایی گلها در اثر وزش نسیم، احساس خوب و لطافتی را به همراه دارد.
چو پوشیده جان جامه قالب آن دمغم تو گریبان آدم گرفته
هوش مصنوعی: لحظهای که جان از بدن جدا میشود، غم تو مانند لباسی بر تن آدمی میافتد و او را در بر میگیرد.
بیک چنگل جذبه شهباز عشقتبسی مرغ چون پورادهم گرفته
هوش مصنوعی: در دل جنگل، جاذبهی عشق تو باعث شده که بسیاری از پرندگان به سمت تو بیایند و تحت تأثیر قرار بگیرند.
ز روز و ز شب گرمدد بازگیریمه وخور شود هر دو با هم گرفته
هوش مصنوعی: اگر از روز و شب کمک بگیری، ماه و خورشید هر دو به طور همزمان غرق در نور میشوند.
عجب نبود ارتا قیامت بماندافق را دهان صبح را دم گرفته
هوش مصنوعی: تعجبی نیست اگر روز قیامت، افق و صبح را با هم به حالت انتظار ببیند.
بشادی دل سیف فرغانی ای جانبتو داده جان در عوض غم گرفته
هوش مصنوعی: به خوشحالی دل سیف فرغانی، ای عزیز، جان من به تو سپرده شده است و به جای آن غم را در دل گرفتهام.
سکندر ممالک بلشکر گشودهسلیمان ولایت بخاتم گرفته
هوش مصنوعی: سکندر با ارتش خود سرزمینها را تسخیر کرده و سلیمان قلمرو را به عنوان نشانی از قدرت خود در دست دارد.