شمارهٔ ۴۹۰
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عشق و شوق عاشق به معشوق میپردازد. شاعر از مجلس پرشکوه و زیبایی که در کنار معشوق برپا شده صحبت میکند و توضیح میدهد که چطور عشق در دل او موج میزند و او را از خود بیخبر کرده است. عاشق در راه معشوق قدم میزند و باوجود موانع، همواره پیش میرود. اعضای بدن او نیز به طاعت و خدمت به معشوق مشغولاند و همگی به سوی او نظر دارند. شاعر اشاره میکند که در کنار معشوق، روحها و جانها جمع شدهاند و عاشقان چون شمعی در حضور او میسوزند و به عشق یعنی جان و وجود معشوق متوجهاند. در نهایت، شاعر از شوق و امید به دیدار معشوق صحبت میکند و بیان میکند که اگر کسی به دور از او باشد، دلش کور است و تنها با دیدن اوست که حقیقت عشق روشن میشود.
ای ازلب تو مجلس ما پر شکر شدهعاشق بدیدن تو زخود بی خبر شده
هوش مصنوعی: ای دوست، حضور تو در مجلس ما باعث شده که همه چیز پر از نعمت و شکرگزاری گردد. عاشقان به خاطر دیدن تو چنان غرق در عشق و محبت شدهاند که از حال خود غافل شدهاند.
دریای عشق دردل ما موج می زندتااز تو گوش ما (چو) صدف پر گهر شده
هوش مصنوعی: عشق مانند دریا در دل ما خروشان است، به طوری که گوش ما مانند صدفی پر از گوهری شده است.
عاشق که جز تو دردل او نیست این زماناندر ره تو آمده کز خود بدر شده
هوش مصنوعی: عاشق تنها تو را در دل دارد و همین الان به خاطر تو از خود بیخود شده و در مسیر تو قرار گرفته است.
درهر قدم اگرچه سری کرده زیر پایسرباز پس فگنده و او پیشتر شده
هوش مصنوعی: در هر قدم، با وجود اینکه سرباز پاهایش را به زمین میزند و خود را به جلو میاندازد، باز هم باید مراقب باشد که زیر پایش چه میافتد و چطور پیش میرود.
چون گوش بهر طاعت تو جمله گشته سمعچون چشم سوی تو همه اعضا نظر شده
هوش مصنوعی: وقتی که گوشها برای بندگی تو آماده شدهاند، همهی اعضای بدن مانند چشمی هستند که به سوی تو نگاه میکنند.
درکوی تو که مجمع ارواح و انفس استزآفاق در گذشته و زافلاک برشده
هوش مصنوعی: در محله تو که محل جمع روحها و نفسهاست، از دوردستها و از بالا به آن رسیدهاند.
در مجلس تو سوختگان تو همچو شمعزنده بتیغ گشته و کشته بسر شده
هوش مصنوعی: در مجلس تو، افرادی که دچار عشق و شور شدهاند، همچون شمعی هستند که در آتش سوزانده میشوند و جانشان به پایان میرسد.
دلدادگان صورت جان پرور تراازبهر کشف حال معانی صور شده
هوش مصنوعی: عاشقان، به خاطر درک وضعیت و معانی، چهره جانپرور تو را زیر نظر دارند.
آبی کشیده شاخ زبیخ درخت خوشقسمی ازو شکوفه وقسمی ثمر شده
هوش مصنوعی: درخت خوشبختی با شاخ و برگهای آبی رنگ، شکوفهها و میوههایی برای خود به وجود آورده است.
تا گفته ای درآیمت ازدر بدین امیدمارا بسان چشم همه خانه درشده
هوش مصنوعی: وقتی تو را به خانه خود دعوت کردهام، به این امید است که مثل چشمی در همه جا، مورد توجه و دید من باشی.
مرسیف راکه دیده زغیر تو باد کوردل کار چشم کرده بصیرت بصرشده
هوش مصنوعی: مرسیف، کسی را میبیند که با چشمان نادانش، کاری کرده که بینایی واقعی را از دست داده است. او تنها با ظاهری بیخبر، به چیزهایی که در اطرافش هست، نگاه میکند، ولی در حقیقت چیزی نمیبیند.