شمارهٔ ۵۰۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی وجود معشوق است. شاعر از بوسهای شیرین و شکرین سخن میگوید که به عنوان نمادی از عشق و محبت در رابطهاش با یار توصیف میشود. او به توصیف زیباییهای معشوق و تاثیری که حضور و لبخند او بر جان و دلش دارد، میپردازد. همچنین، اشاره میکند که چطور عشقش به معشوق او را در مقام قبله و مرشد قرار داده و این عشق باعث شده تا او از هر چیزی که جز بوسه و محبت یار باشد، بیخبر باشد. در کل، شعر با زبانی زیبا و تمثیلهای مختلف به توصیف عشق و جذابیت معشوق میپردازد.
از پسته تنگ خود آن یار شکر بوسهدوشم بلب شیرین جان داد بهر بوسه
هوش مصنوعی: یارم که بسیار دوست داشتنی است، در شب گذشته بوسی شیرین از لبانش گرفتم و جانم را برای آن بوسه فدای عشقش کردم.
از بهر غذای جان ای زنده بآب و نانبستد لب خشک من زآن شکر تر بوسه
هوش مصنوعی: برای تغذیهی روح خود، ای زنده به آب و نان، لب خشک من را از آن بوسهی شیرین گرفتی.
ای کرده رخت پیدا بر روی قمر لالهوی کرده لبت پنهان در تنگ شکر بوسه
هوش مصنوعی: ای چهرهات بر روی ماه مانند لاله پیداست و لبهایت در میان شیرینی شکر پنهان شده است.
مه نور همی خواهد از روی تو در پردهجان را ز همی گوید با لعل تو در بوسه
هوش مصنوعی: ماه میخواهد که از چهرهات نور بگیرد و جان در پردهی عشق، با لبهای تو در بوسهای صحبت کند.
نزد تو خریداران گر معدن سیم آرندای گنج گهر زآن لب مفروش بزر بوسه
هوش مصنوعی: اگر کسی از خریداران نزد تو بیاید و خواستار جواهرات باارزشی مثل نقره باشد، تو که خودت گوهر ناب و ارزشمندی هستی، نباید لبانت را به هیچ قیمتی بفروشی. بوسه زدن بر لبان تو به اندازهای ارزشمند است که نیازی به فروش آنها نیست.
ای قبله جان هر شب بر خاک درت عاشقچون کعبه روان داده بر روی حجر بوسه
هوش مصنوعی: ای محل عشق و آرامش جانم، هر شب بر خاک درگاهت عاشقانه میافتم، مانند کعبه که بر سنگی مینشیند و بوسه میزند.
چون جوف صدف او را پر در دهنی بایدوآنگاه طلب کردن زآن درج گهر بوسه
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن گوهر ارزشمند، باید او را در آغوش بگیری و سپس به دنبال بوسهای از آن جواهر باشی.
خواهی که شکر بارد از چشم چو بادامترو آینه بین وز خود بستان بنظر بوسه
هوش مصنوعی: اگر میخواهی اشک شکرین از چشمانت بریزد، به چهره محبوبت نگاه کن و از خودت بوسهای بگیر.
چون خاک سر کویت آهنگ هوا کردهبر ذره بمهر دل داده مه و خور بوسه
هوش مصنوعی: با عشق و محبت به تو، هر ذرهای از وجودم مانند خاک سر کوی تو، آهنگ آسمان را میسازد و دل من به مه و خورشید عشق تو میبخشد.
هرجا که تو برخیزی از پای تو بستاندزنجیر سر زلفت چون حلقه ز در بوسه
هوش مصنوعی: هرجایی که تو پا به زمین بگذاری، زنجیر موهای بلندت، چون حلقهای از در بوسه برمیدارد.
لطفت که چو اندیشه حد نیست کنارش رااز روی تو انعامی دیدیم مگر بوسه
هوش مصنوعی: لطفت به قدری بیحد و مرز است که ما تنها توانستیم بوسهای را به عنوان نشانهای از آن، در کنار زیبایی تو مشاهده کنیم.
سیف ار ز تو میخواهد بوسه تو برو میخندکز لعل تو خوش باشد گر خنده و گر بوسه
هوش مصنوعی: اگر سیف (سلاح) از تو خواسته است که یک بوسه بدهی، تو با خنده برو. چون لبهای تو هم برای بوسیدن زیبا هستند و هم خندیدن، و هر دو برای او دلپذیر است.
گر پای رقیبانت بوسند محبانتترسا ز پی عیسی زد بر سم خر بوسه
هوش مصنوعی: اگر رقبایت به پای تو احترام بگذارند، دوستانت به خاطر عیسی، از روی سم خر هم بوسه میزنند.