شمارهٔ ۵۳۵
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت جهان و محبوبی اشاره دارد که همتی نورانی در تاریکیهای دنیا دارد. شاعر میگوید که اگر کسی به چهرهی زیبای او نگاه کند، به خیرهنگری خواهد افتاد. دل انسانها هرچقدر هم دور اندیش باشند، نمیتوانند از زیباییهای او دور بمانند. عشق و دلبستگی به این محبوب باعث پریشانحالی دل میشود. شاعر ابراز نگرانی میکند که در دوران محبوبی، نامش فراموش شود. او همچنین اشاره میکند که خوشیهای زندگی فقط در شنیدن نام محبوبش است و اگرچه دیگران نیز در مجلس حضور دارند، برای او تنها صدای محبوب مهم است. در نهایت، شاعر به درد و رنج ناشی از جدایی اشاره میکند و امید دارد که در نهایت به وصال محبوبش برسد.
ای جهان ازتو مزین چو بهشت از حوریهمه عالم ظلماتست وتو در وی نوری
هوش مصنوعی: ای جهان، تو زیبا و دلانگیز هستی مانند بهشتی که به حوریها زینت داده شده است. در حالی که تمام عالم در سیاهی و تاریکی است، تو در میان آن نور و روشنی میبخشی.
گر ببیند رخ خوب تو بماند خیرهدرگل عارض تو نرگس چشم حوری
هوش مصنوعی: اگر کسی زیبایی چهرهٔ تو را ببیند، به قدری محو آن میشود که مانند نرگس، خیرهٔ زیبایی صورت تو خواهد ماند.
دل در اوصاف تو گر چند که دوراندیشستهمچو اندیشه ترا کی بود از دل دوری
هوش مصنوعی: دل اگرچه دوراندیش و بیخبر از تو باشد، اما آیا میتواند از عشق و یاد تو دور بماند؟
دل کس جمع نماند چو پریشان گرددزلف چون سنبل تو بر بدن کافوری
هوش مصنوعی: وقتی زلفهای آشفته و پریشان تو مانند گل سنبل بر بدن کافور بیفتد، دل هیچ کس دیگر تاب و توان نخواهد داشت و از هم خواهند پاشید.
بیم آنست که در عهد تو گم نام شودمه نام آور و خورشید بدان مشهوری
هوش مصنوعی: نگرانی این است که در زمان تو، نام آن کسی که معروف به نامآوری و درخشان است، فراموش شود و دیگر شناخته نشود.
وقت ما خوش نشود جز بسماع نامتورچه در مجلس ما زهره بود طنبوری
هوش مصنوعی: تا زمانی که نامت را نشنوم، لحظههای من خوش نمیگذرد؛ حتی اگر در مجلس ما زهره، بهترین ساز را بنوازد.
لب شیرین تو خواهم که دهان خوش کندمگسان شکرت را عسل زنبوری
هوش مصنوعی: من تماشای لبهای شیرین تو را میخواهم که باعث خوشحالی و شوق دیگران شود، مانند اینکه مگسها به عسل زنبور جذب میشوند.
وصل تو عافیتست و من بیمار از هجردورم از صحت چون عافیت از رنجوری
هوش مصنوعی: نازنین، در کنار تو سلامت و خوشبختی است، اما من به خاطر دوری از تو بیمار و رنجورم؛ حال من مانند کسی است که به دنبال آرامش از درد و رنج خود است.
سیف فرغانی ناگاه درآید ز درتسگ چو دریافت گشاده نخوهد دستوری
هوش مصنوعی: ناگهان سیف فرغانی به خانهات میآید و وقتی سگ تو او را میبیند، درنگی نخواهد کرد و بدون دستور به او حمله میکند.