شمارهٔ ۸۸
هوش مصنوعی: این شعر با مضمون انتقاد به جامعه و وضعیت انسانها در آن نوشته شده است. شاعر به ناامیدی و ضعف یقین انسانها اشاره میکند و میپرسد که تا کی باید به غیر از خود به دیگران متکی باشیم. او به عدم انصاف و عدالت در روابط انسانی اشاره دارد و از ظلم و ستم اطرافش شکایت میکند. همچنین به ناتوانی در دستیابی به نعمتها و روزی از حق اشاره میکند و از چگونگی نادیده گرفتن ارزشهای انسانی سخن میگوید. شاعر در نهایت به ناکارآمدی نظام حاکم بر جامعه و بدیهایی که از آن ناشی میشود، اشاره میکند و میپرسد که تا کی باید این وضعیت را تحمل کنیم.
ای همه آن تو، حاجت زین و آن تا کی خوهیمبی کسان را کس تویی از ناکسان تا کی خوهیم
هوش مصنوعی: ای همه آرزوی من، تا کی به نیاز و خواستههای بیپایه و بیمعنی دلخوش خواهیم بود؟ تو تنها کسی هستی که در میان بیکسان و ناچیزان به یاری میرسی؛ تا کی باید به این وضعیت ادامه دهیم؟
از امیران جود جوییم از عوانان مردمیما ز گربه موش و از سگ استخوان تا کی خوهیم
هوش مصنوعی: ما از امیران و بخشندگان خیر و نیکی میطلبیم، اما از آلودگیها و زشتیها دوری میکنیم. تا چه زمانی باید تسلیم خواستههای پست و ناچیز شویم؟
مرده حرصند ایشان، مردمی آب بقاستما دم آب بقا از مردگان تا کی خوهیم
هوش مصنوعی: آنها که تنها به دنبال مال و ثروت هستند، در حقیقت مردهاند. اما ما انسانی هستیم که به زندگی جاویدان اهمیت میدهیم. از زمانهای گذشته تاکنون، باید از مردگان بیاموزیم و تا چه زمانی میخواهیم به این وضعیت ادامه دهیم؟
با چنین ضعف یقین بر تو توکل چون کنیمقوت حبل المتین از ریسمان تا کی خوهیم
هوش مصنوعی: با این ضعف و ناتوانی که داریم، چگونه میتوانیم به تو اعتماد کنیم؟ تا کی باید به واسطه یک رشته ضعیف این همه انتظار داشته باشیم؟
آدمی آنست کو سگ را چو مردم نان دهدما بگوهر آدمی نان از سگان تا کی خوهیم
هوش مصنوعی: انسان واقعی کسی است که به سگ نیز مانند یک انسان نان میدهد. ما به چه چیزهایی از انسان بودن افتخار کنیم وقتی نان خود را با سگها تقسیم میکنیم؟
دیگران روزی ز حق دارند و از وی می خوهندآنچه ما را درخورست از دیگران تا کی خوهیم
هوش مصنوعی: دیگران یک روز از خداوند چیزهایی میطلبند و حق خود را میخواهند، اما ما باید از دیگران چه مدت انتظار داشته باشیم تا آنچه برای ما مناسب است را به دست آوریم؟
پادشاهان از در سلطان ما دارند ملکما چو مسکین در بدر از خلق نان تا کی خوهیم
هوش مصنوعی: پادشاهان از درگاه سلطان ما درخواست دارند و وضعیت ما مانند مسکینی است که در کوچهها به دنبال نان میگردد. این وضعیت تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟
مردمی از مردم آخرزمان جستن خطاستقوت بازوی مردان از زنان تا کی خوهیم
هوش مصنوعی: در عصر نهایی، انتظار داشتن اینکه مردم به طور کامل از یکدیگر جدا شوند اشتباه است. نباید قدرت و توانمندی مردان را تنها به دلیل جنسیتشان بر زنان ترجیح داد و نباید به این فکر کنیم که این وضعیت تا چه زمانی ادامه خواهد داشت.
از تن اهل کرم این گرد نان سر می برندگِردران مردمی زین گردنان تا کی خوهیم
هوش مصنوعی: از بدن افراد سخاوتمند، هر روز بر سر نان این گرد و غبار میریزند. این گرد و غبار مردمی را نشان میدهد که تا چه زمانی باید چنین سرنوشت و وضعیت را تحمل کنیم؟
این نفسسردان دل درویش چون یخ بشکنندما فقاع جود ازین افسردگان تا کی خوهیم
هوش مصنوعی: این دل درویش که همچون یخ سرد است، اگر به یاری عشق و محبت شکسته شود، ما نیز تا کی میخواهیم از این پریشان حالها و بیتوجهیها درخوشی و بخشش دست بکشیم.
ملک ابلیس است این ویرانهٔ پر دیو و ددما دراو انس دل و آرام جان تا کی خوهیم
هوش مصنوعی: این ویرانه که پر از دیوانگی و وحشت است، متعلق به ابلیس است. در اینجا دیگر آرامش و انس قلبی وجود ندارد و تا کی قرار است به این وضعیت ادامه دهیم؟
اهل این دور آدمی را چون شیاطین ره زنندما نشان راه تو از ره زنان تا کی خوهیم
هوش مصنوعی: آدمهای این زمان همچون شیاطین ما را فریب میدهند. تا کی قرار است نشانههای صحیح را از بین فریبدهندگان تشخیص دهیم؟
سیف فرغانی ز جور ظالمان سگ صفتشد جهان پر رنج از راحت نشان تا کی خوهیم
هوش مصنوعی: سیف فرغانی از ظلم و ستمی که به او روا داشته شده به شدت ناراحت و رنجیده است و میگوید که دنیا پر از درد و رنج است و دیگر تحمل این شرایط را نخواهد داشت. او این سوال را مطرح میکند که تا کی باید به این وضع ادامه دهیم و منتظر تغییر بمانیم.