شمارهٔ ۹۶
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق، وصال و هجران است و به شاعر یادآوری میکند که زمان در حال گذر است و باید به عزم اقدام کند. شاعر از محبوب خود میخواهد که در جستجوی سعادت و جمال او تلاش کند و با دوستانش، عشق و وصال را طلب کند. او همچنین به سختیهایی که عاشقان در راه وصال میکشند اشاره میکند و آرزو دارد که در این مسیر جان خود را فدای عشق کند. در انتها، شاعر به امید اقبال و وصال محبوبش دعوت میکند و از او میخواهد که راهی به سوی وصال بگشاید.
وصلست و هجر، آنچه بهست اختیار کندانی که وقت می گذرد عزم کار کن
هوش مصنوعی: پیوند و جدایی را در نظر بگیر، آنچه را که بهتر است انتخاب کن، زیرا زمان در حال گذر است، پس باید تصمیمی جدی بگیری.
اول چو چرخ گرد زمین و زمان برآیوآنگه چو قطب گرد خود آخر مدار کن
هوش مصنوعی: اول از دایره زمان و مکان خارج شو و سپس مانند قطبی که مرکز خود را چرخش میدهد، حرکت خود را در اطراف خود تنظیم کن.
گیتی شکارگاه سعادت نهاده اندای باز چشم دوخته، دولت شکار کن
هوش مصنوعی: دنیا را به عنوان محیطی برای دستیابی به خوشبختی قرار دادهاند. ای پرنده، با دقت و توجه فراوان، فرصتها و موفقیتها را شکار کن.
عالم پر از گلست ز عکس جمال دوستروی همه ببین {و} ورا اختیار کن
هوش مصنوعی: جهان پر از زیباییها و گلهاست که ناشی از جلوه محبوب است. باید به خوشیها و زیباییهای زندگی توجه کنیم و آنها را انتخاب کنیم.
ای مفلس دریده گریبان ترا که گفتدامن فرو گذار و تعلق بِخار کن
هوش مصنوعی: ای بیچاره، کسی به تو نگفت که از روزیتان دست بردار و تعلقات دنیوی را رها کن؟
خرگه زدی برای اقامت دراو ولیکجای تو نیست خیمه فروگیر و بار کن
هوش مصنوعی: تو به مکانی آمدی تا در آنجا بمانی، اما جا برای تو نیست. پس چادر را برپا کن و وسایل خود را آماده کن.
از آب چشم خاک ره دوست ساز گلهر رخنه یی که در دل تست استوار کن
هوش مصنوعی: از اشک چشمانت، خاک مسیر دوست را به گل تبدیل کن و هر شکافی که در دل تو وجود دارد، محکم و استوار کن.
روز وصال در همه ایام سایرستآن روز را تو چون شب قدر انتظار کن
هوش مصنوعی: روزهایی که در زندگیمان انتظار داریم، به ویژه روزی که به ملاقات محبوب میرسیم، از همه روزهای دیگر خاصتر و متفاوتتر است. مانند شب قدر که منتظرش هستیم، باید برای این روز ویژه هم صبر کنیم و شوق داشته باشیم.
ای یار ناگزیر که جان چون تو دوست نیستبا دوستان خویش مرا نیز یار کن
هوش مصنوعی: ای دوست ناچاری که هیچکس جانم را به اندازهی تو دوست ندارد، خواهش میکنم با دوستانت نیز مرا شریک کن.
هرچند عاشقان تو نایند در شماردر دفتر حسابم ازیشان شمار کن
هوش مصنوعی: هرچند که عاشقان تو در لیست من به تعداد زیاد نیستند، اما در حساب و کتاب خودت، آنها را جزو حساب من بیاور.
جام وصالت از همه عشاق باز ماندیک جرعه زآن نصیب من خاکسار کن
هوش مصنوعی: جام وصال که به همه عاشقان داده میشود، به من خاکی نرسید. لطفاً یک جرعه از آن را به من ببخش.
خواهم که در ره تو شوم کشته چون حسینبا من کنون معامله حلاج وار کن
هوش مصنوعی: میخواهم در مسیر عشق تو به مانند حسین، جان بدهدم. حالا با من کاری کن که مثل حلاج باشد.
آن ساعتی که باز رهانی مرا ز مناز زلف خود رسن، ز قد خویش دار کن
هوش مصنوعی: در آن ساعتی که مرا از خود آزاد کنی و زنجیر عشق را از موهایت بگشایی، از قامت خود برایم نگهدار.
گر چنگ من بدامن وصلت رسد شبیدستم، چنانکه چشم امیدم، چهار کن
هوش مصنوعی: اگر روزی دستم به وصالت برسد، همچنان که به چشمانم امید دارم، چهار برابر تلاش و کوشش میکنم.
بسیار در منازل هجرت دویده ایموقتست، بر جنیبت وصلم سوار کن
هوش مصنوعی: ما در سفرهای دور و دراز زیادی از خانهها و مکانها عبور کردهایم، اکنون وقت آن رسیده که مرا به وصال محبوبم برسانی و در این مسیر همراهیام کنی.