شمارهٔ ۱۰۲
هوش مصنوعی: این شعر به انتقاد از سلطانی میپردازد که در کارزارها و جنگها با تدبیر و شجاعت عمل نمیکند. شاعر از او میخواهد که همچون یک پادشاه واقعی عمل کند و نه مانند کسی که از دشمنان نمیترسد و در برابر رعیت بیمرفتی دارد. همچنین به ضرورت انصاف و حمایت از یتیمان و بینوایان اشاره میکند و عدم توجه به دین و اصول اخلاقی را محکوم میسازد. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که اگر این وضعیت ادامه یابد، سلطنت او به زودی به نابودی خواهد انجامید.
ایا سلطان لشکرکش به شاهی چون علم سرکشکه هرگز دوست با دشمن ندیده کارزار تو
هوش مصنوعی: آیا تو فرماندهای هستی که به مثل علم سرکش در میدان نبرد میجنگی و هرگز دوست و دشمن را در کارزار نمیشناسی؟
ملک شمشیرزن باید، چو تو تن میزنی نایدز تیغی بر میان بستن مرادی در کنار تو
هوش مصنوعی: سلطان شمشیرزن باید، چون تو جنگ کنی، هیچگاه از تیزی شمشیر رنج نمیبرد. در کنار تو، به هدفگیری نمیرسد.
نه دشمن را بریده سر چو خوشه تیغ چون داستنه خصمی را چو خرمن کوفت گرز گاوسار تو
هوش مصنوعی: نه همچون خوشهی تیغ، دشمن را مجروح کن و نه مانند کاه و بیجان، خصمت را با زور و قدرت خرد کن.
عیالان رعیت را به حسبت کدخدایی کنچو کدبانوی دنیا شد به رغبت خواستار تو
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مانند یک کدخدا با رعیتت رفتار کنی، باید عیال و خانوادهات را به خوبی اداره کنی؛ چرا که مانند یک کدبانوی بزرگ در دنیا، آنها به خود تو و محبتت نیاز دارند.
مروت کن، یتیمی را به چشم مردمی بنگرکه مروارید اشک اوست دُر گوشوار تو
هوش مصنوعی: لطفاً با جوانمردی و سخاوت به یتیمی نگاه کن. او به اندازهای رنج میبرد که اشکهایش به ارزش مروارید است و به همین دلیل، باید قدر دانسته شود. این اشکها به نوعی به زیورآلات تو تبدیل شدهاند.
خری شد پیشکار تو که در وی نیست یک جو دیندل خلقی ازو تنگ است اندر روز بار تو
هوش مصنوعی: خر پیشکار تو شده است که در او حتی یک جو دین وجود ندارد و دل مردم به خاطر او در روز سختی تنگ و گرفته است.
چو آتش برفروزی تو به مردم سوختن هردماز آن کان خس نهد خاشاک دایم بر شرار تو
هوش مصنوعی: زمانی که تو همچون آتش شعلهور میشوی، مردم به خاطر گرمای تو همواره در حال سوختن هستند، زیرا این خس و خاشاک همیشه بر روی آتش تو قرار دارد.
چو تو بیرای و بیتدبیر او را پیروی کردیتو در دوزخ شوی پیشین و از پس پیشکار تو
هوش مصنوعی: زمانی که تو بدون فکر و تدبیر، از کسی پیروی کنی که او نیز مانند تو ناپخته است، در واقع دچار عذاب و سختی خواهی شد و این پیروی تو به بدبختی و عذاب دوزخی خواهد انجامید.
به باطل چون تو مشغولی ز حق و خلق بیخشیتنه خوفی در درون تو نه امنی در دیار تو
هوش مصنوعی: وقتی به باطل مشغول هستی، نه از حق و نه از خلق هیچ ترسی در تو وجود ندارد و نه در جایی که زندگی میکنی امنیتی احساس میکنی.
نه ترسی نفس ظالم را ز بیم گوشمال تونه بیمی اهل باطل را ز عدل حقگزار تو
هوش مصنوعی: نه ترسی برای ظالم از مجازات تو وجود دارد و نه اهل باطل از عدالت تو میترسند.
به شادی میکنی جولان در این میدان، نمیدانمدر آن زندان غمخواران که باشد غمگسار تو
هوش مصنوعی: تو با شادی و سرزندگی در این میدان پرجنبوجوش فعالیت میکنی، ولی نمیدانم در آن زندان غمانگیز که نگرانیها و حزنها وجود دارد، چه کسی برای تسکین و آرامش تو خواهد بود.
به پای کژروت روزی درآیی ناگهان در سروگر سم بر فلک ساید سمند راهوار تو
هوش مصنوعی: یک روز ناگهان به پای کسی که در مسیر اشتباهی میرود، خواهی رسید و اگر ستارهای به سوی آسمان بفرستد، او مانند اسب راهوار تو خواهد بود.