تناجی
سیف فرغانی

شمارهٔ ۱۰۴

ایا مستوفی کافی که در دیوان سلطانانبحل و عقد در کارست بخت کامکار تو
گدایی تا بدان دستی که اندر آستین داریعوانی تا بانگشتی که باشد در شمار تو
قلم چون زرده ماری شد بدست چون تو عقرب دردواتت سلهٔ ماری کزو باشد دمار تو
خلایق از تو بگریزند همچون موش از گربهچو در دیوان شه گردد سیه سر زرده مار تو
تو ای بیچاره آنگاهی بسختی در حساب افتیکزین دفتر فرو شویند نقش چون نگار تو