شمارهٔ ۱۲۷
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف دنیا و ویژگیهای آن میپردازد. شاعر دنیا را به گورخانهای تشبیه میکند که در آن مردگان و مشکلات زندگی وجود دارد. او هشدار میدهد که دل بستن به این دنیا بیهوده است، زیرا در آن جان و آرامش واقعی وجود ندارد.
شاعر به فساد و ظلمی که در این دنیا حاکم است اشاره میکند و میگوید که انسانها در جستجوی پر کردن شکم خود مانند سگان هستند و دوست و دشمن در این بازی زندگی یکی شدهاند.
او تأکید میکند که زندگی همواره پر از عذاب است و مرگ تنها راه رهایی است. پیام کلی شعر این است که دنیا محل آزمون و آزمایش است و انسانها باید از وابستگی به آن اجتناب کنند و به حقیقت و معنای زندگی توجه کنند.
ملک دنیا و مردمان در ویگور خانه است و مردگان در وی
هوش مصنوعی: این جهان و تمام انسانها در آن مانند خانهای برای مردگان هستند، جایی که همه در نهایت به خاک سپرده خواهند شد.
نیست بستان تو مباش در اوهست زندان تو ممان در وی
هوش مصنوعی: در باغ زندگی تو نباید بیاندیشه رفتار کنی، زیرا در این جا میتواند تو را به بند بکشد.
هرکرا دل در او قرار گرفتگرچه زنده است نیست جان در وی
هوش مصنوعی: هر کسی که دلش به کسی سپرده شود، اگرچه او زنده است، اما روح و جانش در آن شخص نیست.
این جهان بر مثال مرداریستاوفتاده بسی سگان در وی
هوش مصنوعی: این دنیا مانند جسدی است که در آن بسیاری از سگها در حال درگیری و گلهگذاری هستند.
آدمی زاده چون خورد چیزی؟که سگان را دهان بود در وی
هوش مصنوعی: آدمی زمانی که چیزی بخورد، در او هم مانند سگان، نوعی تمایل و اشتها وجود دارد.
گوشتی لاغرست و چندین سگزده چون گربه ناخنان در وی
هوش مصنوعی: این جمله به توصیف وضعیتی پرداخته که در آن، گوشتی لاغر و ضعیف وجود دارد و چندین سگ به آن حمله کردهاند، به گونهای که وضعیت آن به گربهای که ناخنهایش به آن آسیب رسانده، شبیه است. این توصیف به نوعی بیانگر ضعف و آسیبپذیری در برابر فشارها یا عناصر خارجی است.
عدل را ساق لاغرست ولیکظلم را فربهست ران در وی
هوش مصنوعی: عدل شاید حالتی ضعیف و لاغر داشته باشد، اما ظلم همیشه قوی و چاق به نظر میرسد.
اندرین آزمون سرا ای پیرطفل بودی شدی جوان در وی
هوش مصنوعی: در این تجربه و آزمون زندگی، ای پیر! تو در ابتدا مانند یک کودک بودی، اما به مرور زمان بزرگ شدی و به جوانی تبدیل گشتی.
چشم بگشا ببین که نامده ایبهر بازی چو کودکان در وی
هوش مصنوعی: چشمانت را باز کن و ببین که به این دنیا نیامدهای تا فقط بازی کنی مثل کودکان.
خاک دنیاست چون وحل، زنهارمرکب خویشتن مران در وی
هوش مصنوعی: دنیا مانند خاکی است که نباید در آن غرق شوی، پس مواظب باش که خودت را در آن نغلطانی.
اندرین غبر هیچ آب مخورکه گلوگیر گشت نان در وی
هوش مصنوعی: در این محیط غبارآلود، هیچ آب ننوشید؛ زیرا نان در گلو گیر میکند.
آرزوها نوالهٔ چربستنیست چون پیه استخوان در وی
هوش مصنوعی: آرزوها مانند غذایی لذیذ و خوشمزه نیستند، همچون پیهای که بهطور طبیعی به استخوان چسبیده است.
گرچه شیرین بود چو نوش کنینیش بینی بسی نهان در وی
هوش مصنوعی: هرچند که چیزی شیرین و خوشایند به نظر میرسد و لذتی به دنبال دارد، اما ممکن است در دل آن، تلخیها و مشکلاتی نیز نهفته باشد.
عرصهٔ ملک پر ز دیو شده استنیست از آدمی نشان در وی
هوش مصنوعی: این دنیا پر از قویها و موجودات ناپسند شده و دیگر نشانی از انسانیت در آن دیده نمیشود.
همه را یک سر و دو رو دیدمآزمودم یکان یکان در وی
هوش مصنوعی: همه انسانها را با دو جنبه مختلف مشاهده کردم و هر کدام را بهطور جداگانه امتحان کردم.
جمله از بهر لقمه یی چو سگاندشمنانند دوستان در وی
هوش مصنوعی: همه کسانی که به خاطر لقمهای در تلاشند، مانند سگان دشمنان عمل میکنند، حتی اگر به ظاهر دوستان باشند.
چون زر کم عیار قلب آمدهر کرا کردم امتحان در وی
هوش مصنوعی: قلب هر کسی مثل طلا نیست که با ارزش باشد، به همین خاطر هر کسی را که آزمایش کردم، ارزش واقعیاش را متوجه شدم.
اهل معنی در او نه و مردانصورت آرای چون زنان در وی
هوش مصنوعی: در این بیت اشاره به افرادی شده که دارای معنا و عمق درونی هستند، اما مردانی که تنها به ظاهر و ظاهرسازی اهمیت میدهند، مانند زنان در زیبایی و آرایش. به عبارت دیگر، حقیقیترین معنا در افرادی است که به عمق وجود خود توجه دارند، در حالی که برخی دیگر فقط به ظواهر میپردازند.
شد بدی عام آن چنان که دمینیک بودن نمی توان در وی
هوش مصنوعی: بدی به حدی رواج یافته که حتی لحظهای نیکو بودن در آن ممکن نیست.
زندگانی عذاب و غیر از مرگزنده را راحتی مدان در وی
هوش مصنوعی: زندگی پر از سختی و رنج است و به جز مرگ، نباید انتظار آرامش و راحتی را در آن داشت.
تن او را تعب نیامد کمچون کسی بیش کند جان در وی
هوش مصنوعی: بدن او هرگز احساس خستگی نکرد، زیرا کسی جانش را در او قرار داده است.
منشین بر زمین او که چو ابرسیل بارست آسمان در وی
هوش مصنوعی: بر روی زمینی نشین که مانند ابر، سیلابی از باران را به همراه دارد و آسمان در وجود اوست.
موج افگنده شور در دریاتو چو کشتی شده روان در وی
هوش مصنوعی: شور و هیجان در دریا مانند حرکت کشتیای است که به راحتی در میان امواج میتازد.
بر تو از غرق نیستم ایمنکه ز بار خودی گران در وی
هوش مصنوعی: من از غرق شدن در مشکلاتت ایمن نیستم، زیرا که بار سنگین خودت در من سنگینی میکند.
بر بساط زمین که از پی ملکخسروان باختند جان در وی
هوش مصنوعی: در زیر آسمان جهان که برای دستیابی به قدرت پادشاهان و مقاممنشی به رقابت پرداختهاند، زندگی و جان انسانها در آنجا به حراج گذاشته شده است.
دیدم از اسب دولت افتادهمات گشته بسی شهان در وی
هوش مصنوعی: دیدم که قدرت و مقام بسیاری از پادشاهان از بین رفته و در برابر آن، حیران و ناامید شدهاند.
صاحب تیغ و تیر را که بجنگنکشیدی کسی کمان در وی
هوش مصنوعی: کسی که با شمشیر و تیر به جنگ نرفته، نباید انتظار داشته باشد که کسی کمان را به سوی او بکشد.
سپر از روی دور کن بنگرزده رمح اجل سنان در وی
هوش مصنوعی: سپر را کنار بگذار و با دقت نگاه کن که چگونه نیزه مرگ به او حملهور شده است.
از جهان رفت سیف فرغانیماند اشعار ازو نشان در وی
هوش مصنوعی: سیف فرغانی از دنیا رفت، اما اشعار او به یادگار باقی ماند و نشانهای از او در این اشعار وجود دارد.