غزل شمارهٔ ۱۱۶
هوش مصنوعی: این شعر نغز از شاعر به بیان احساسات و دردهای عاشقانه میپردازد. شاعر به زحمتهای موجود در عشق و سرنوشتی که عاشقان با آن مواجهاند، اشاره میکند. او میگوید که عشق، دنیایی پر از غم و اندوه است و هیچکس نمیتواند از زخمهای ناشی از عشق در امان باشد. همچنین، شاعر به تمسخر کسانی میپردازد که در عشق موفق نبوده و به حال ناکامان میخندند. در نهایت، او به زیباییهای معشوق اشاره کرده و بر روی سختیهای عشق و ناپایداری آن تأکید دارد. کل شعر نمایانگر احساسی عمیق و کنجکاوی نسبت به عشق و چالشهای آن است.
مزرع امید را یک دانه به زان خال نیستدل ز خالش برگرفتن خالی از اشکال نیست
هوش مصنوعی: در مزرعه امید، حتی یک دانه هم نمیتوان با دلمشغولی به آن خال و نشانهای که در دل داریم، بیتوجهی کرد. از این رو، ناامیدی و فراموشی نسبت به این نشانهها، هیچ مشکلی نخواهد داشت.
ای که میگویی به دنبال سرش دیگر مروکاکل پیچان او پنداری از دنبال نیست
هوش مصنوعی: تو که میگویی دیگر دنبالش نرو، بدان که موهای پیچخوردهاش را نمیتوان نادیده گرفت.
در صف عشاق گو لاف نظربازی مزنآن که دامانش ز خون دیده مالامال نیست
هوش مصنوعی: در میان عاشقان، کسی که فقط به زیبایی ظاهری میپردازد، لاف نزند، زیرا او تجربه عمیق و درد عشق را ندارد و دلی پر از اشک و غم در پشت آن زیبایی ندارد.
من نه تنها کشته خواهم گشت در میدان عشقهیچکس را ایمنی زان غمزهٔ قتال نیست
هوش مصنوعی: من در عشق به قدری غرق شدهام که حتی اگر خودم هم قربانی شوم، هیچکس از تیرگی و خطر آن عشق در امان نخواهد بود.
مدعی گو این قدر بر حال ناکامان مخندزان که دوران فلک دایم به یک احوال نیست
هوش مصنوعی: مدعی، تو چرا به حال کسانی که ناکاماند میخندی؟ زیرا زمان و شرایط همیشه یکسان نیست و ممکن است روزی خودت هم در این وضعیت قرار بگیری.
الحق از بدحالی زاهد توان معلوم کردکش خبر از حالت رندان صاحب حال نیست
هوش مصنوعی: واقعاً میتوان از نارسایی و بدحالی زاهدان فهمید که آنها از حال و احوال عارفان و رندان باخبر نیستند.
جان من تعجیل در رفتن خدا را تا به چندبر هلاک بیدلان حاجت به استعجال نیست
هوش مصنوعی: جان من، چرا باید به سرعت به درگاه خدا رفتن نیاز داشته باشیم؟ تا چه زمانی باید نگران بیدلان باشیم؟ طلب کردن و شتاب کردن در این کار نیازی ندارد.
از بلندی زلف در پای تو آخر سر نهادچون سر زلف بلندت کس بلند اقبال نیست
هوش مصنوعی: از زیبایی و جذابیت زلفهای تو نهایت سر به زمین گذاشتهام؛ زیرا کسی به اندازهی زلفهای بلند تو، شانس و اقبال بلندی نداشته است.
شرط یکرنگی نباشد شکوه زان زلف دو تاورنه چندان هم فروغی را زبان لال نیست
هوش مصنوعی: اگر شرط یکرنگی نباشد زیبایی و جلال آن زلفهای دوگانه را نمیتوان نادیده گرفت، زیرا حتی زیباییهای بسیار نیز نمیتوانند در سکوت بمانند و خود را نشان نمیدهند.