غزل شمارهٔ ۱۵۴
هوش مصنوعی: این بیتهای شعر از دیدگاه شاعر، به توصیف لحظهای میپردازند که خداوند آرزوهای دلتنگان را برآورده کرده است. شاعر به احساسات و تجربیات خود اشاره میکند و از شادی و آرامش ناشی از می و مِیپرستی سخن میگوید. او از زنده بودن و عشق میگوید و به محبت معشوقش اشاره میکند که باعث تسکین دل او شده است. همچنین به زیبایی و قدرت الهی اشاره میشود و اینکه تمام مخلوقات در مقابل این زیبایی سجده میکنند. در نهایت، شاعر به مقام و رتبهای که به ناصرالدینشاه نسبت میدهد، اشاره میکند و او را به عنوان چهرهای برجسته در بین شاهان معرفی میکند. در کل، شعر بیانگر ارتباط عمیق انسانی با عشق، طبیعت و قدرت الهی است.
روزی که خدا کام دل تنگ دلان دادکام دل تنگ من از آن تنگدهان داد
هوش مصنوعی: روزی که خداوند آرزوی دلهای پریشان را برآورده کرد، آرزوی قلب من نیز از آن کسی که دلش تنگ بود تحقق یافت.
گفتم که مرا از دهنت هیچ ندادندخندید که از هیچ که را بهره توان داد
هوش مصنوعی: گفتم که هیچ چیز از دهانت به کسی نرسید، او خندید و گفت: از هیچ چیز به کسی چه چیزی میتواند رسید؟
خرم دل مستی که گه بادهپرستیبا شاهد مقصود چنین گفت و چنان داد
هوش مصنوعی: دل شاد و سرحال کسی که در زمان نوشیدن شراب با معشوق حقیقیاش این طور سخن گفت و آنطور پاسخ شنید.
المنة لله که سبکبار نشستمتا ساقی میخانه به من رطل گران داد
هوش مصنوعی: خدا را شکر که با خیالی راحت و بدون بار سنگین در کافه نشستهام و ساقی به من نوشیدنی با ارزشی داد.
چون قمری از این رشک ننالد به چمن هاکاین اشک روان را به من آن سرو روان داد
هوش مصنوعی: چون پرندهای به نام قمری از حسودی در باغها ناله نمیکند، زیرا زیبایی و شادابیای که دارد، از آن سرو زیباست که اشکهایش را به من هدیه کرده است.
سودای نیاز من و ناز تو محال استنتوان به هم آمیزش پیدا و نهان داد
هوش مصنوعی: تمایل و خواسته من برای رسیدن به تو و زیباییهایت غیرممکن است؛ نمیتوانم بهطور همزمان به این آرزو دست یابم و هم آن را از دید پنهان کنم.
در راه طلب جان عزیزم به لب آمدخوش آن که مقیم در جانان شد و جان داد
هوش مصنوعی: در مسیر رسیدن به مقصود، جانم به لب نزدیک شده است؛ اما خوشا به حال کسی که در عشق محبوبش ثابت قدم مانده و جان خود را فدای آن عشق کرده است.
گر ایمنم از فتنهٔ دوران عجبی نیستزیرا که به من چشم تو سر خط امان داد
هوش مصنوعی: اگر از آسیبهای زمانه در امان باشم، جای تعجبی نیست؛ چون چشم تو به من امنیت و آرامش بخشیده است.
آخر خم ابروی تو خون همه را ریختفریاد ز دستی که به دست تو کمان داد
هوش مصنوعی: خم ابروی تو، دل همه را شکست و اشکها را به راه انداخت. نالهای به وجود آمد از دستی که کمانی به دستان تو سپرد.
آن روز ملائک همه در سجده فتادندکز پرده رخت را ملک العرش نشان داد
هوش مصنوعی: روزیکه همه فرشتگان در برابر عظمت تو به سجده افتادند، چون جمال تو را که بالاترین مقام را دارد، از پس پرده نشان دادند.
هر اسم معظم که خدا داشت فروغیدر خاتم انگشت سلیمان زمان داد
هوش مصنوعی: هر نام بزرگ و مقدسی که خداوند دارد، نوری را در انگشت سلیمان قرار داده که نشاندهندهی عظمت و قدرت زمان اوست.
فخر همه شاهان عجم ناصردین شاهکز روی کرم داد دل اهل جهان داد
هوش مصنوعی: ناصردین شاه، که از بزرگترین شاهان عجم است، با لطف و بزرگواریاش دل مردم جهان را شاد کرده و به آنها محبت کرده است.