غزل شمارهٔ ۱۷۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و وفا و دشواریهای آن صحبت میکند. شاعر بیان میکند که کسی میتواند به مسیر وفا وارد شود که ابتدا از خودگذشتگی کند. او به تشنگی و نیاز عاطفی خود مانند سکندر اشاره میکند و به این معناست که باید دل از خود رها کرده و به دیگران نزدیک شود. در ادامه به معضلاتی اشاره میکند که عاشق باید با آنها روبرو شود و از عاشقانههایی که در دل دارند میگوید. با استفاده از تصاویری چون تیغ و چنگ، به دشواریهای عشق و فراق اشاره میکند. شاعر همچنین از دعا و تاثیر آن بر زندگی و مشکلات خود صحبت میکند و به درماندگیای که از عشق و علاقه تجربه کرده است، اشاره میکند. سرانجام به ستایش و محبت اشاره میکند که در عشق و روابط انسانی طبیعی است.
کسی پا به کوی وفا میگذاردکه اوّل سری زیر پا میگذارد
هوش مصنوعی: کسی میتواند وارد دنیای وفا و صداقت شود که ابتدا خودش را قربانی کند و از خودگذشتگی نشان دهد.
لبی تشنه لب داردم چون سکندرکه منّت بر آب بقا میگذارد
هوش مصنوعی: من زبانی تشنه دارم، مانند سکندر که بر آب جاودانگی صبر میکند.
دلی باید از خویش بیگانه گرددکه رو بر در آشنا میگذارد
هوش مصنوعی: برای ملاقات با یک دوست یا آشنا، باید دل را از تعلقات و وابستگیهای خود دور کرد. یعنی وقتی قرار است با کسی که او را میشناسیم و به او نزدیک هستیم ملاقات کنیم، بهتر است از نگرانیها و مشکلات درونیمان فاصله بگیریم.
سری کی شود قابل پای قاتلکه از تیغ رو به قفا میگذارد
هوش مصنوعی: آیا میتوان کسی را که کشته شده است، بیخود و بیحساب جلو پای قاتل قرار داد، در حالی که از پشت به او حمله شده؟
کسی میزند چنگ بر تار مویشکه سر بر سر این هوا میگذارد
هوش مصنوعی: کسی در حال نواختن چنگ است که موهایش را در دستان گرفتهاند و این شخص خود را به احساسات و حال و هوای خاصی میسپارد.
کجا کام حاصل شود رهروی راکه کام از پی مدعا میگذارد
هوش مصنوعی: کجا ممکن است یک رهجو به هدف خود برسد در حالی که برای رسیدن به خواستهاش از مسیر درست خارج میشود؟
کجا میتوان بست کار کسی راکه اسباب کامش خدا میگذارد
هوش مصنوعی: کجا میتوان مانع موفقیت کسی شد که خداوند برای او تمام امکانات و ابزارهای رسیدن به خواستههایش را فراهم میکند؟
دل آخر ز دست غمش میگریزدمرا در میان بلا میگذارد
هوش مصنوعی: دل نهایتاً از شدت غم او فرار میکند و مرا در میان مشکلات تنها میگذارد.
ز کویش به جای دگر میرود دلولی هر چه دارد به جا میگذارد
هوش مصنوعی: دل از کوی او به مکان دیگری میرود، اما هر چه داشته باشد را در همان جا ترک میکند.
دو تا کرده قد مرا نازنینیکه بر چهرهٔ زلف دوتا میگذارد
هوش مصنوعی: دو نفر هستند که قد من را با زیبایی و ناز خود مورد مقایسه قرار میدهند، مانند دو رشته مو که بر روی صورت کسی میافتد.
دعای مرا بیاثر خواست ماهیکه تأثیر در هر دعا میگذارد
هوش مصنوعی: دعای من بینتیجه مانده است، در حالی که ماهی، که همیشه تأثیرگذار است، از من خواسته است.
فتادهست کارم به رعنا طبیبیکه هر درد را بیدوا میگذارد
هوش مصنوعی: حال من به جایی رسیده که به یک پزشک زیبا و کاردان احتیاج دارم، اما او هر مشکلی را که دارم، بدون درمان رها میکند.
سزد گر ببوسد لبت را فروغیکه در بزم سلطان ثنا میگذارد
هوش مصنوعی: شایسته است که کسی چون فروغی که در محفل پادشاهی ستایش میکند، لبان تو را ببوسد.
عدو بند غازی ملک ناصرالدّینکه گردون به حکمش قضا میگذارد
هوش مصنوعی: دشمن در بند فرمانروایی ملک ناصرالدین است و تقدیر روزگار به دست او پیش میرود.