غزل شمارهٔ ۱۸۸
هوش مصنوعی: غزل شاعر به بیان درد و عشق و غم میپردازد. او از تیرهایی که از کمان معشوقش به قلبش میخورد صحبت میکند و به توصیف بیقراری و دلتنگیاش میپردازد. در این شعر، محبوب تبدیل به منبعی از عذاب و سختی برای شاعر شده و او را به خرابی و ناکامی کشانده است. همچنین از زیباییهای محبوب، مانند زلف و عطرش، یاد میکند و اینکه چگونه این زیباییها باعث اسیری دل او شدهاند. شاعر در نهایت شکرگزار است که حتی با وجود مشکلات، با شراب و حس عشق، لحظاتی از آرامش و دوری از دعاهای شبانه را تجربه میکند. در کل، این شعر ترکیبی از عشق، غم و زیباییهای زنانگی است.
هر گه که ناوکی ز کمانت کمانه کرداول شکاف سینهٔ مرا نشانه کرد
هوش مصنوعی: هر بار که تیر از کمان تو پرتاب میشود، نخستین هدف آن، شکاف سینهٔ من است.
دستی که بر میان وصال تو میزدمتیغ فراق منقطعش از میانه کرد
هوش مصنوعی: دستی که به دنبال وصال تو بودم، حالا با جدایی و فراق از بین رفته است.
تا چشمم اوفتاد به شاهین زلف توعنقای عشق بر سر من آشیانه کرد
هوش مصنوعی: زمانی که نگاه من به موهای زیباترینت افتاد، عشق همچون پرندهای افسانهای در زندگیام جا گرفت.
سیل غمت فتاد به فکر خرابیامچندان که در خرابه من جغد خانه کرد
هوش مصنوعی: غم تو مثل سیلی به سراغ من آمده و به فکر خراب کردن زندگیام افتاده، بهطوری که جغد در ویرانههای زندگیام nest کرده است.
در ناف آهوان ختا نافه گشت خونتا جعد مشکبوی تو را باد شانه کرد
هوش مصنوعی: در دشتهای ختا، خون ناف آهوان بهدلیل عشق تو جاری شد تا اینکه نسیم، موهای عطرآگین تو را شانه کند.
هر سر خبر ز سر محبت کجا شودالا سری که سجدهٔ آن آستانه کرد
هوش مصنوعی: هر کسی که به عشق و محبت حقیقی دست یافته باشد، میداند که چه راهی را باید برود و به کجا باید برگردد. تنها کسی که به درگاه محبوب سجده کرده و تسلیم اوست، میتواند به این درک برسد.
تنها من اسیر خط و خال او شدمبس مرغ دل که صید بدین دام و دانه کرد
هوش مصنوعی: تنها من هستم که به دلیل زیباییها و جذابیتهای او اسیر شدم؛ خیلیها همچون من فریب این دام و زیبایی او را خوردهاند.
تیغ ستم کشیده به سر وقت من رسیدالحق که در حقم کرم بیکرانه کرد
هوش مصنوعی: تیغ ظلم به موقع بر سر من فرود آمد و در واقع، نسبت به من لطف و احسان بیپایانی انجام داد.
گفتم مگر ز باده به دامن نشانمشبرخاست از میانه و مستی بهانه کرد
هوش مصنوعی: گفتم شاید با نوشیدن شراب، او را به سمت خود بکشانی. اما او از میان جمع بلند شد و مستی را بهانه قرار داد.
منت خدای را که شراب صبوحیامفارغ ز ورد صبح و دعای شبانه کرد
هوش مصنوعی: شکر خدا را که نوشیدن شراب صبحگاهیام، مرا از عبادت صبح و دعاهای شبانه بینیاز کرد.
بی مهری از تو دید فروغی ولی مدامفریاد از آسمان و فغان از زمانه کرد
هوش مصنوعی: فروغی از بیمهری و دوری تو احساس ناامیدی کرد، اما در عوض، پیوسته در آسمان ناله و فریاد از سختیهای زمانه سر داد.