غزل شمارهٔ ۱۹۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقهاش اشاره میکند و تأثیر وجود او را بر زندگیاش بررسی میکند. هنگامی که زیبایی محبوبش نمایان میشود، صبح امید در دل شاعر جوانه میزند، اما شب هجران و دوری نیز به او دلسردی میدهد. شاعر از زیباییهای مختلفی همچون سرو، گل و ... برای توصیف محبوبش استفاده میکند و اشاره میکند که حتی غنچهای در دنیای عشق او هم از تیرگیها و غمها تاثیر گرفته است. او در پایان به عشق و گناهی اشاره میکند که از عالم وجود نشأت گرفته و آن را بخشی از زیباییهای عشق میداند.
تا مه روی تو از چاک گریبان سر زدگفتی از جیب افق نیر رخشان سر زد
هوش مصنوعی: زمانی که چهرهی زیبا و روشن تو از لبهی دامن نمایان شد، به نظر میرسید که نور درخشان از جیب افق بیرون آمده است.
تا عیان شد رخ زیبای تو از چنبر زلفصبح امید من از شام غریبان سر زد
هوش مصنوعی: هنگامی که چهره زیبایت نمایان شد و زلفهایت را کنار زدی، امید من از تاریکی شبهای غمگین روشن شد.
صبح نورانی دیدار تو طالع نشدهای دریغا که شب تیرهٔ هجران سر زد
هوش مصنوعی: صبحی که باید نور دیدار تو باشد هنوز نیامده است، افسوس که شب تاریک دوری آغاز شده است.
هر کجا دم زدم از قد و رخ و زلف و خطتهمه جا سرو و گل و سنبل و ریحان سر زد
هوش مصنوعی: هر جایی که حرفی از زیباییهایت زدم، از قامت و چهره و مو و خط زیبایت، همه جا بوی سرو و گل و گیاهان معطر پیچید.
خط به گرد لب جان بخش تو میدانی چیستظلماتی که از آن چشمه حیوان سر زد
هوش مصنوعی: خطی که بر لبان زیبای تو نقش بسته، میدانی چه ظلمتی را به همراه دارد که از چشمه حیوان سرچشمه گرفته؟
از سر خاک شهیدان تو ای سخت کمانعوض لاله همی غنچهٔ پیکان سر زد
هوش مصنوعی: از روی خاک شهیدان، ای کمان سخت و قوی، به جای لاله، غنچهای از پیکان سر برآورده است.
صورت خوب تو از عالم معنی برخاستشعله آه من از سینهٔ سوزان سر زد
هوش مصنوعی: زیبایی تو از دنیای معنوی ظهور کرد و شعلهٔ درد و اندوه من از دل پرآتش من بیرون آمد.
یارب از دوزخ هجران تو فارغ نشوندگر به جز عشق ز عشاق تو عصیان سر زد
هوش مصنوعی: خدایا، کسانی که از درد جدایی تو رنج میبرند، نمیتوانند از دوزخ آن دور شوند، حتی اگر غیر از عشق به تو، از عشقورزی دیگران سرپیچی کنند.
خبر از حال اسیران محبت میدادنالهای کز دل مرغان گلستان سر زد
هوش مصنوعی: نالهای از دل پرندگان گلستان به گوش میرسید که به حال اسیران عشق خبر میداد.
گر فروغی گنه عشق تو دارد غم نیستکاین گناهی است که از عالم امکان سر زد
هوش مصنوعی: اگر عشق تو باعث روشنایی و شوقی در دل من شده، اشکالی ندارد، چون این عشق گناهی است که از عالم وجود نشأت میگیرد.