غزل شمارهٔ ۲۴۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقش اشاره میکند و اثر عشق بر دل و جان خود را توصیف میکند. او از خندهی دلربای معشوق به عنوان راهزنی برای کاروان قند یاد میکند و میگوید که عشق او همچون نیشی شیرین بر دل عاشقان اثر میگذارد. شاعر از ویژگیهای محبوب، مانند زلف و چهرهاش، با تمثیلهای هنری و عاطفی سخن میگوید و به اشتیاق و درد فراق اشاره میکند. در نهایت، او بر این مسأله تأکید دارد که عشق و عشقورزی غیرقابل کنترل هستند و عقل و دانش نمیتواند مانع عشق شود.
ای خنده تو راهزن کاروان قندما نیش عشق خورده و لعل تو نوشخند
هوش مصنوعی: خندههای تو مثل دزدهایی هستند که به کاروان قند ما حمله میکنند. عشق ما طعمهاش را خورده و لبخند تو مثل نوشیدنیای از لعل (سنگ قیمتی) است.
برخاست نیشکر که ز قد تو دم زنداز هم جدا جدا شد و ببریده بندبند
هوش مصنوعی: نیشکر از قد و قامت تو به وجد آمده و در نتیجه، از هم جدایش شده و به تکههای کوچک تقسیم شده است.
مردم سپند بر سر آتش نهند و توآتش زدی به عالم از آن خال چون سپند
هوش مصنوعی: مردم برای سوختن، سپند را بر روی آتش میگذارند و تو با آن خال زیبایت، آتش عشق و شور و شوقی به جهان زدی.
ماهی ندیدهام چو تو در چارسوی حسنخودرای و خودنما، خودآرای خودپسند
هوش مصنوعی: هیچ موجودی را مانند تو در تمام زوایای زیبایی ندیدهام، که اینقدر مغرور و خودبین باشد و به زیبایی خود ببالد.
بالا گرفت آه من از شمع قد توچون شعلهای که از سر آتش شود بلند
هوش مصنوعی: آه من به اندازهای بلند و فراز شده است که همچون شعلهای که از بالای آتش بلند میشود، به سمت بالا رفته است.
من مو به مو جراحت و جعد تو مشک بوتو سر به سر ملاحت من خسته گزند
هوش مصنوعی: من به دقت هر زخم و کجی موهای تو را بررسی میکنم، تو همچون مشک خوشبو هستی و زیباییات همهجا را فرا گرفته است. من از این زیبایی و لطافت خستهام.
چشم از فراق روی تو در گریه تا به کیدل ز اشتیاق موی تو در مویه تا به چند
هوش مصنوعی: چشمم به خاطر دوری چهرهات همیشه در اشک است و دلام به خاطر علاقه به موهای تو به شدت ناراحت و غمگین است. این حال و روز چه زمانی تمام خواهد شد؟
عشاق را کشیدهای از زلف چین به چینآفاق را گرفتهای از خم به خم کمند
هوش مصنوعی: عشاق را با زلفهای پیچیدهات به دام کشیدهای و آسمان را از طریق خمهای مختلف به چنگ آوردهای.
جمعی اسیر آن سر زلفین تاب دارشهری شهید آن خم ابروی تیغ بند
هوش مصنوعی: گروهی به خاطر زیباییهای دلربا و جذاب آن شهر، دلبسته و گرفتار شدهاند. آن شهر به خاطر خم ابروهای زیبای خود، مانند شمشیری برنده معروف است.
بیرون نمیرود غم لیلی به هیچ رویعاقل نمیشود دل مجنون به هیچ بند
هوش مصنوعی: غم لیلی هیچگاه از دل مجنون بیرون نمیرود و دل او هرگز به حالت عادی برنمیگردد.
بر آن دو زلف دست فروغی نمیرسدبی همت بلند خداوند هوشمند
هوش مصنوعی: دست هیچکس به زلفهای زیبا و درخشان آن دو نمیرسد، مگر اینکه خداوند با خُلق و ارادهی بلندش آن را مقدر کرده باشد.