غزل شمارهٔ ۲۶۴
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و رنج عاشقانه و تاثیرات عشق بر دل میپردازد. شاعر با اشاره به تیرهای عشق که به قلب او میخورد، ناله و افسردگی خود را ابراز میکند. او از جاری شدن اشکها به مانند جوی خون صحبت میکند و نشان میدهد که دلش از جفای معشوق به شدت رنج میبرد. در ادامه به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دیگران اشاره میکند و از وضعیت پریشان عاشقان میگوید. در نهایت، شاعر به عشق نافذ و مهلک اشاره دارد که ممکن است به ناگاه بر او هجوم آورد. به طور کلی، این شعر به عواطف شدید و پیچیدگیهای عشق میپردازد.
همه جا تیر تو بر سینهٔ ما میآیدجان به قربان خدنگی که به جا میآید
هوش مصنوعی: این بیت بیان میکند که تیر عشق و زیبایی تو در هر جای زندگی ما نشانهگذاری شده و ما برای آنچه از تو به ما میرسد، جانمان را فدای آن میکنیم. خدنگی که به درستی هدفگیری میکند، نمادی از عشق و زیبایی است که به دل ما مینشیند.
جوی خون میرود از چشمهٔ چشمم بر خاکبر سرم بین که ز دست تو چهها میآید
هوش مصنوعی: اشکهای من مانند جوی خونی بر خاک میریزد. بر سرم نگاه کن و ببین که از دست تو چه درد و رنجی بر من میگذرد.
گر دل از سنگ جفای تو ننالد چه کندشیشه هنگام شکستن به صدا میآید
هوش مصنوعی: اگر دل از سنگ جفای تو ناراحت نشود، شیشه که هنگام شکستن صدایی تولید میکند، چه کند؟
صف عشاق به یک چشم زدن بر هم زدیارب این صفزده مژگان ز کجا میآید
هوش مصنوعی: عاشقان به یک چشم بر هم زدن جمعیت را ترک کردند. خداوندا، این صفی که با مژگان ایجاد شده، از کجا میآید؟
سخت شد بر دل من کار به حدی در عشقکه به سر وقت من آن سست وفا میآید
هوش مصنوعی: عشق برای من به قدری سخت و دشوار شده که در زمانهای خاصی، کسی که به من وفادار نیست به سراغم میآید.
من ز خود میروم و یار قدح میبخشدتشنه جان میدهد و آب بقا میآید
هوش مصنوعی: من از خودم فاصله میگیرم و دوست، به من شرابی میدهد. او جان مرا سیراب میکند و آب حیات به من میرساند.
همه اخوان صفا بر سر وجدند مگرصنم ماست که از روی صفا میآید
هوش مصنوعی: همه دوستان و برادران در حال شادی و سرور هستند، جز محبوب ما که تنها با چهره زیبا و دلنشینش به این جمع میآید.
میرسد جلوهگر آن سرو خرامان ای دلمستعد باش که توفان بلا میآید
هوش مصنوعی: به زودی زیبایی آن سرو با وقار نمایان میشود، ای دل، آماده باش چرا که مشکلات و سختیها در راهاند.
مگر اندیشهام از روی خطا رفت که بازتُرک سرمست من از راه خطا میآید
هوش مصنوعی: شاید از روی ناآگاهی و اشتباه فکر کردم که دیگر خبری از میپرستان نیست، اما دوباره نشانههای سرخوشی و شیدایی به سراغم میآید.
جمعی افتاده به هر گوشه پریشان حالندمگر از سنبل او باد صبا میآید
هوش مصنوعی: افرادی در گوشه و کنار در حال پریشانی و بیقراری هستند، مگر اینکه نسیمی از گلسنبل او به آنها برسد.
از سر ریختن خون فروغی مگذرچون به میدان تو در عین رضا میآید
هوش مصنوعی: از ناپدید شدن و کم شدن نور چیزی نگذرید، زیرا هنگامی که در میدان عمل قرار میگیرید، این نور با کمال میل به شما میرسد.