غزل شمارهٔ ۲۷۵
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زندگی در میکده و لذت بردن از آن میپردازد. شاعر دعوت به زندهدلی میکند و میگوید که باید در حلقه میخواران حضور داشت و یا فرماندهای با اقتدار بود یا بندهای مطیع. او به عشق و لذت از زیباییها اشاره میکند و تاکید دارد که اگر از زیبایی معشوق احساس تمنا داریم، باید در آینه عشق به آن بنگریم. همچنین، نشانهای از پشیمانی در عدم عمل به عشق و زهره دلی در عشق ورزیدن وجود دارد.
شاعر همچنین به مفهوم انسانیت و خروج از عالم حیوانی اشاره کرده و خواستهاش این است که در پی کسب محبت معشوق، باید از جنت و رضا صرفنظر کرد. او میفرماید که برای رسیدن به خواستهها باید در میدان زندگی فعال و پر انرژی بود و از جمعیت پریشان و غم دوری گزید. در نهایت، شاعر بر لزوم شکرگزاری به خاطر شادیها و زیباییها تأکید میکند و آرزو میکند که در هر زمان و مکان، درخشان و پرتو افکن باشیم.
در میکده خدمت کن بی معرکه سلطان باشفرمان بر ساقی شو، فرمانده دوران باش
هوش مصنوعی: در میخانه به خاطر خوشگذرانی و خدمت به دیگران حاضری، نقشی مثل یک سلطان را بر عهده بگیر و به ساقی دستور بده؛ به نوعی باید در این زندگی رهبری و هدایت را بر عهده داشته باشی.
در حلقهٔ میخواران بیکار نباید شدیا خواجهٔ فرمانده یا بندهٔ فرمان باش
هوش مصنوعی: در جمع میخواران نباید بیهدف و بدون کار بگردی، یا باید رئیس و مقامدار باشی یا باید به دستورات او عمل کنی.
گر صحبت یوسف را پیوسته طمع داریبا آینه روشن یا آینه گردان باش
هوش مصنوعی: اگر همواره منتظر گفتوگو با یوسف هستی، باید یا آینهای صاف و روشن داشته باشی یا آینهای که بتواند تصویر را به خوبی منعکس کند.
خواهی که به چنگ آری آن زلف مسلسل رایا سلسله بر گردن یا سلسله جنبان باش
هوش مصنوعی: اگر میخواهی آن زلف زیبا را به دست آوری، باید به او نزدیک شوی یا در جایی باشی که او بتواند تو را ببیند.
گر باده ننوشیدی شرمندهٔ ساقی شوور عشق نورزیدی از کرده پشیمان باش
هوش مصنوعی: اگر شراب نخوردهای، برای ساقی نمیتوانی شرمنده باشی و اگر به عشق عشق ورزیدهای، باید از گذشتهات پشیمان باشی.
چون خنده زند لعلش در در دل دریا ریزچون گریه کند چشمم آماده طوفان باش
هوش مصنوعی: وقتی لبخند زیبایش بر دل من تاثیر میگذارد، مانند قطرههایی که در دریا میریزند، و وقتی که اشک در چشمانم جاری میشود، باید منتظر طوفانی بزرگ باشی.
سرچشمهٔ حیوان را نسبت به لبش کم کناز عالم حیوانی بیرون رو و انسان باش
هوش مصنوعی: نسبت به نیازهای حیوانی خود، کم اهمیت قائل شو و از حالت حیوانی فراتر برو و به انسانیت خود بپرداز.
گر بر سر کوی او افتد گذرت روزینه طالب جنت شو نه مایل رضوان باش
هوش مصنوعی: اگر روزی به کوی او گذرت بیفتد، نه به دنبال بهشت باش و نه میخواهی به وصال محبوب برسی.
خواهی که فلک گردد گرد خم چوگانتدر عرصهٔ میدانش گوی خم چوگان باش
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که آسمان هم در دایرهٔ چرخش چوب خم چوگان تو بچرخد، پس خودت باید در میدان بازی، گوی این چوب را به دست بگیری و بازی کنی.
اسباب پریشانی جمع است برای منجمعیت اگر خواهی زان طره پریشان باش
هوش مصنوعی: برای من هر چیزی که موجب پریشانی شود، به وفور آماده است. اگر خواستی، همانطور که آن موهای پریشان را در دست داری، در جمعیت هم پریشان باش.
تا آگهیت بخشند از مساله معنیدر کارگه صورت عاشق شو و حیران باش
هوش مصنوعی: به تو آگاه میگویند که در دنیای عشق، به دنبال درک و فهم معانی عمیق باش. در این راه، دلبسته و شگفتزده دنبال زیباییها و حقایق زندگی بگرد.
در عهد ملک غم را از شهر به در کردندشکرانهٔ این شادی ساغرکش و خندان باش
هوش مصنوعی: در دوران حکومت خوب و شاد، غم را از شهر بیرون کردند. به خاطر این خوشحالی، باید با نوشیدن شراب و لبخند زندگی را جشن بگیریم.
شه ناصردین کز دل پیر فلکش گویدتا مهر درخشان است، آرایش ایوان باش
هوش مصنوعی: شاه ناصرالدین که از دل پیر فلک این راز را میگوید، تا زمانی که خورشید درخشان است، زیبا کردن ایوان ضروری است.
گر روز فروغی را تاریک نمیخواهیدر خانهٔ تاریکش خورشید درخشان باش
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی روزی روشن و درخشان باشد، خودت در مکانی تاریک، مانند خورشیدی درخشان و روشن باش.