غزل شمارهٔ ۳۰۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و درد ناشی از آن سخن میگوید. او از زیبایی و魅یت محبوبش صحبت میکند و در عین حال، به خطراتی که از طرف عشق متوجهاش است، اشاره میکند. شاعر نگران است که مبادا به دام عشق بیفتد و عذاب کشد. او به وفاداری خود اعتراف میکند و امیدوار است که در آینده، در روز رستاخیز، به اشتباهات خود اعتراف کند. او از ناامیدی و غم ناشی از فراق محبوب میگوید و از دیگران خواسته که از این احساسات او باخبر شوند. شاعر به عشق و درد خود میبالد و با دلتنگی به خاطر محبوبش، اشک میریزد. در نهایت، انتظاری از محبوب دارد تا در روزی خاص، به او نگاهی بیندازد و شاید عشقش را دریابد.
کمتر فکن به چاه زنخدان نگاه خویشترسم خدا نکرده درافتی به چاه خویش
هوش مصنوعی: زیاد به چالاکی و زیبایی خود ننگر، زیرا ممکن است به گونهای سقوط کنی که دیگر نتوانی بیرون بیایی.
گر در محبت تو بریزند خون منخود روز رستخیز شوم عذرخواه خویش
هوش مصنوعی: اگر در عشق تو به من آسیب بزنند، من خود را در روز قیامت شایسته عذرخواهی میدانم.
امروز اگر به جرم وفا میکشی مرافردای حشر معترفم بر گناه خویش
هوش مصنوعی: اگر امروز به خاطر وفاداریم مرا مجازات میکنی، من در روز قیامت بر اشتباهات خودم اعتراف میکنم.
اکنون که خاک راه تو شد جان پاک منزنهار پا مکش ز سر خاک راه خویش
هوش مصنوعی: اکنون که خاک مسیر تو شده، جان پاک من را از روی این خاک نرسان، زحمت نده و از سر راه خود نرو.
برگشتهام ز کوی تو با یک جهان امیدنومید کس مباد ز امیدگاه خویش
هوش مصنوعی: من از راه تو برگشتم تا هیچ کس در دنیا بدون امید نباشد و هیچکس از منبع امید خود ناامید نشود.
روزی اگر در آینه افتد نگاه تومفتون شوی ز فتنهٔ چشم سیاه خویش
هوش مصنوعی: روزی اگر به آینه نگاه کنی، مجذوب و سرگشتهٔ جذابیت چشمان سیاه خودت خواهی شد.
از خاک غیر نرگس بیمار بر نخاستتا چشم ما گریست به حال تباه خویش
هوش مصنوعی: از خاک غیر نرگس بیمار، چیزی برنخاست و تا زمانی که چشم ما به حال خراب خود نگریست، دردی در دل داشتیم.
درماندهام به عالم عشقش ز بی کسیآه ار نگیردم غم او در پناه خویش
هوش مصنوعی: به خاطر تنهایی و بیکسی، به عشق او درماندهام. اگر نتوانم غم او را احساس کنم، خودم به نابودی و تباهی میرسم.
نازد به خیل غمزه بت نازنین منچون خسروی که ناز کند بر سپاه خویش
هوش مصنوعی: دلربای من با ناز و غمزهاش مثل یک شاه است که بر سپاه خود ناز میکند و بر آنان فخر میفروشد.
با جور او بساز فروغی که اهل دلجایی نمیبرند شکایت ز شاه خویش
هوش مصنوعی: با صبر و تحمل با دشواریهای او زندگی کن، زیرا افرادی که به حقایق عمیقتری دست یافتهاند، از شرایط ناخوشایند خود شکایت نمیکنند.