غزل شمارهٔ ۴۸۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره لذتهای می و مستی و زیباییهای عشق سخن میگوید. شاعر به توصیف حالات مستی و اسرار جذابیتها میپردازد و میگوید که این مستی و شادی ها برای او ارزشی ویژه دارد. او به ساقی اشاره میکند و به این نکته میرسد که چنین حالاتی باید در روز حساب و ارزیابی در نظر گرفته شوند. همچنین، زیبایی محبوبش را توصیف میکند و از عشق و خواستههای نهفتهاش میگوید که در دلش پرورش یافته، اما به شکل ظاهری منتقل نشده است. در نهایت، شاعر با نگاهی عاشقانه تمام این احساسات را با بیانی غنی و شاعرانه بیان میکند.
این سر که به تن دارم مست می ناب اولیاین کاسه که من دارم سرشار شراب اولی
هوش مصنوعی: سر من که به بدنم متصل است، به شدت تحت تأثیر شراب ناب و اولیه است. این کاسهای که در دست دارم، پر از شراب ناب و اصیل است.
این است اگر ساقی، می خور ز حساب افزونزیرا که چنین مستی تا روز حساب اولی
هوش مصنوعی: اگر این ساقی است، پس از شراب بنوش که حسابش مقداری بیشتر است؛ زیرا چنین مستی تا روز حساب، نیکوترین حال است.
هر جا بت سر مستی با جام شراب آیدمرغ دل هشیاران البته کباب اولی
هوش مصنوعی: هر جا که معشوقی با خوشحالی و شراب به پای میآید، دل انسانهای هشیار بیگمان دچار دردسر و خطر میشود.
آن خواجه که میدانم جرم همه میبخشدپیش کرمش رفتن ناکرده ثواب اولی
هوش مصنوعی: آن آقایی که من میشناسم، همه خطاها را میبخشد. پس بهتر است که با نیکویی و حسن روابط، به او نزدیک شویم و کارهای اولیهمان را هم با خوبی انجام دهیم.
دوشینه سیه چشمی در خواب خوشم گفتاکز نشهٔ بیداری کیفیت خواب اولی
هوش مصنوعی: دیشب یک معشوقهی سیهچشم در خواب خوش به من گفت که از نشئهی بیداری، حالت خواب نخستین را نمیتوان فهمید.
گفتم ز لب نوشت صد بوسه طمع دارمگفتا که سؤالت را ناگفته جواب اولی
هوش مصنوعی: گفتم که از لبهای تو صد بوسه میخواهم و او پاسخ داد که به سوالت بدون گفتن جواب میدهد.
از چشم بد مردم ایمن نتوان بودنرخسار نکوی او در زیر نقاب اولی
هوش مصنوعی: هرگز نمیشود که زیبایی چهرهی نیکو در زیر نقاب، از چشمِ بدِ مردم در امان بماند.
ابروی کمان دارش پیوسته به چین خوش ترگیسوی گره گیرش همواره به تاب اولی
هوش مصنوعی: ابروی کمان مانند او همیشه در حال چروکیدن است و گیسوی او که همیشه در هم پیچیده است، لذتی خاص دارد.
این پسته که او دارد خندان ز قدح خوش تراین چهره که او دارد گلگون ز شراب اولی
هوش مصنوعی: این پستهای که در دست او است، به اندازهی زیبایی چهرهاش که از شراب سرخ شده است، دلچسب و خوشرنگ است.
گنجینهٔ مهر او در سینه نمیگنجدکاشانه بدین تنگی یک باره خراب اولی
هوش مصنوعی: عشق و محبت او در دل من جا نمیشود، ای کاش این خانه به این اندازه کوچک و تنگ نبود که یک لحظه را هم نتواند تحمل کند.
تخمی که به دل کشتم آب از مژه میخواهدچشمی که به سر دارم سرچشمهٔ آب اولی
هوش مصنوعی: آنچه در دل کاشتهام، نیاز به اشکی دارد که از چشمانم بریزد و چشمی که بر سر حیات من است، منبع و منشأ این آب است.
اشعار فروغی را با نافه رقم بایدآن شعر مسلسل را شستن به گلاب اولی
هوش مصنوعی: برای نوشتن اشعار فروغی، باید با ناز و زیبایی خاصی آغاز کنیم و آن شعر را به طور مداوم با لطافت و زیبایی تصفیه کنیم.