قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در ستایش شاه شیخ ابواسحاق
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به فرا رسیدن بهار و عید اشاره دارد و از ساقی میخواهد که بیاید و شراب بیاورد. شاعر به فراموشی از تسبیح و زهد در ماه رمضان اعتراف میکند و به غنیمت شمردن جوانی، عشق و زیبایی بهار تأکید مینماید. همچنین، او به برکتهای دنیا و دنیای دین و حکومت شاه ابواسحاق اشاره کرده و بر جذابیت زندگی و لذتهای آن تأکید میکند. در نهایت، دعوت به جشن و سرور و گرامیداشت زندگی به عنوان نعمتی که باید از آن بهره برد، در شعر مشهود است.
گذشت روزه و سرما رسید عید و بهارکجاست ساقی ما گو بیا و باده بیار
هوش مصنوعی: روزها گذشت و زمستان به پایان رسید، عید و فصل بهار در راه است. ای ساقی، بیفکن و شراب بیاور.
صباح عید بده ساغریکه در رمضانبسوختیم ز تسبیح و زهد و استغفار
هوش مصنوعی: صبح عید، جامی بده که در ماه رمضان با تسبیح و زهد و استغفار سوختیم و اکنون نیاز به شادی داریم.
دمیکه بی می و معشوق و نای میگذردمحاسب خردش در نیاورد به شمار
هوش مصنوعی: زمانی که لحظهای بدون شراب، معشوق و نی بگذرد، عقل و خرد انسان نمیتوانند آن را در حساب بیاورند و به شمارش درآورند.
غنیمت است غنیمت شمار و فرصت دان«توانگری و جوانی و عشق و بوی بهار»
هوش مصنوعی: فرصتهایی که دارید را مغتنم بشمارید و ارزش آنها را درک کنید؛ چرا که جوانی، عشق و زیبایی زندگی مانند بوی بهار، گذرا هستند.
بیا و بزم طرب ساز کن که خوش باشد«شراب و سبزه و آب روان و روی نگار»
هوش مصنوعی: بیا و جشن شادی برپا کن چونکه خوش است وقتی که در کنار هم شراب، گیاهان سبز، آب جاری و چهره دلبران داشته باشیم.
بهر قدح که دهی پر ز باده از سر صدقدعای دولت شاه جهان کنی تکرار
هوش مصنوعی: هر بار که برای نشستن بر سر میز و نوشیدن شراب، لیوان را پر میکنی، با تمام وجود برای کامیابی و موفقیت سلطانی بزرگ دعا میکنی.
جمال دنیی و دین شاه شیخ ابواسحاقخدایگان جهان پادشاه گیتی دار
هوش مصنوعی: زیبایی دنیای دین و مقام شاه شیخ ابواسحاق، فرمانروای خداوند و پادشاه جهان است.
ستاره جیش قضا حمله و قدر قدرتسپهر بخشش دریا نوال کوه وقار
هوش مصنوعی: ستارهای که نماد تقدیر و سرنوشت است، به سمت جایی میدرخشد. قدرت آسمان و بخشندگی دریا، مانند کوه، استواری و وقاری خاص دارد.
مدبری که جهان را به تیغ اوست نظامشهنشهی که فلک را ز عدل اوست مدار
هوش مصنوعی: مدیری که با حکمت و تدبیر خود، جهان را تحت کنترل دارد، و سلطنت و پادشاهی او به دلیل عدل و انصافش در آسمانها نیز شناخته شده است.
صدای صیت شکوهش به کوه داد سکونشهاب عزم سریعش به باد داده قرار
هوش مصنوعی: صدای زیبای او به قدری بلند و نافذ است که حتی در کوهها هم طنین انداخته و سکون و آرامش آنها را به هم میزند. همچنین، عزم و اراده قوی او به اندازهای سریع و قاطع است که میتواند آرامش و قرار باد را هم بهم بزند.
هم از مؤثر رمحش ستاره در لرزههم از منافع کلکش جهان پر از ایثار
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که زیبایی و تاثیر خاص او، باعث حیرت ستارهها شده و از سوی دیگر، خوبیها و فایدههای وجود او، جهان را پر از بخشش و ایثار کرده است.
چو رای ثابت او سایه بر فلک انداختدرست مغربی مهر شد تمام عیار
هوش مصنوعی: وقتی که نظر قاطع او به واقعیت تبدیل شد، مانند سایهای که بر آسمان افتاده، خورشید به طور کامل در مغرب غروب کرد.
کرم پناه جوادیکه هست در جنبشجهان و هرچه در او هست خوار و بیمقدار
هوش مصنوعی: کرم پناه جواد به معنای شخصی است که به سمت خداوند پناه میبرد و در واقع در این دنیا به دنبال پناهگاهی برای خود است. آنچه در این دنیا وجود دارد، بیارزش و ناچیز به شمار میآید. در اینجا به نوعی نشاندهندهی زوال دنیا و اهمیت جایگاه الهی در مقایسه با آن است.
خدایگانا آنی که با معالی توخطاب چرخ بود: «لیس غیره دیار»
هوش مصنوعی: خدای بزرگ، کسی که آسمان را با بزرگیاش خطاب قرار داد: «جز تو هیچ چیز دیگری وجود ندارد.»
کمینه پیک جناب تو ماه حلقه به گوشکهینه بندهٔ امرت سماک نیزه گذار
هوش مصنوعی: حداقل پیامِ تو، ای عزیز، مانند ماهی است که بر گوشش حلقهای آویزان است. من نیز بندهٔ فرمان تو هستم که نسیم زندگیام را به دوش میکشم.
همیشه تا که بود ماه و مهر و کیوان رادر این حدیقهٔ زنگارگون مسیر و مدار
هوش مصنوعی: همواره تا زمانی که ماه و خورشید و سیاره کیوان در این باغ زنگار زده وجود دارند، مسیر و مدار آنها مشخص و ثابت خواهد بود.
به کامرانی و اقبال باش تا بایدز عمر و جاه و جوانی و بخت برخوردار
هوش مصنوعی: در زندگی خود سعی کن خوشبخت و موفق باشی تا از عمر، مقام، جوانی و شانس بهرهمند شوی.
عدو به دام و ولی شادکام و بخت جوانفلک مطیع و جهانت غلام و دولت یار
هوش مصنوعی: دشمن در تله افتاده و دلیری شاد و خوشبخت است. ستاره بخت جوان و آینده روشن است و دنیا در خدمت اوست؛ همچنین ثروت و نعمت در کنار او قرار دارد.