باب اول در حکمت - مذهب مختار
هوش مصنوعی: این متن به بررسی باورهای عمیق و نظریات بزرگان و اندیشمندان در مورد روح انسانی و ماهیت وجود آن پرداخته است. نویسندگان بر این عقیدهاند که روح ناطقه تنها به وجود جسم وابسته است و در نهایت با مرگ جسم محو میشود. آنها آثار انبیا را غیرواقعی میدانند و معتقدند که خوشیها و عذابها تنها در این دنیا وجود دارند. این رویکرد، انسانها را به سمت اعمال خودخواهانه و لذتطلبی سوق میدهد و به مرور زمان بسیاری از افراد را از مسأله معاد و مسئولیتهای اخلاقی غافل میکند. در نهایت، متن به این نتیجه میرسد که بسیاری از حقیقتها با وجود تلاشهای چندین هزار ساله به راحتی برای این بزرگان آشکار شده است.
چون بزرگان و زیرکان خردهدان که اکنون روی زمین به ذات شریف ایشان مشرف است در تکمیل روح انسانی و مرجع و معاد آن تامل نمودند و سنن و آرای اکابر سابق را پیش چشم بداشتند، خدمتشان را بدین معتقدات انکاری تمام حاصل آمد. میفرمایند «بر ما کشف شد که روح ناطقه اعتباری ندارد، و بقای آن به بقای بدن متعلق است و فنای آن به فنای جسم موقوف»؛ و میفرمایند که «آنچه انبیا فرمودهاند که او را کمال و نقصانی هست و بعد فراق بدن به ذات خود قائم است و باقی خواهد بود محال است، و حشر و نشر امری باطل. حیات عبارت از اعتدال ترکیب بدن باشد. چون بدن متلاشی شد آن شخص ابدا ناچیز و باطل گشت. آنچه عبارت از لذات بهشت و عقاب دوزخ است هم در این جهان میتواند بود، چنانکه شاعر گفته است:
هوش مصنوعی: چون دانشمندان و خردمندان به تأمل در روح انسان و سرنوشت و بازگشت آن پرداختند و نظرات و آرای بزرگترها را مدنظر قرار دادند، به این نتیجه رسیدند که روح ناطقه واقعیت ندارد و وجود آن وابسته به وجود بدن است؛ بنابراین با پایان بدن، روح نیز ناپدید میشود. همچنین بیان کردند که آنچه پیامبران گفتهاند درباره کمال و نقص روح و استمرار آن پس از جدایی از بدن، ممکن نیست و بحث حیات پس از مرگ بیمعناست. آنها معتقدند که حیات تنها به تعادل ترکیب بدن بستگی دارد و با از بین رفتن بدن، شخص به کلی ناپدید میشود. به همین ترتیب، لذتهای بهشتی و عذابهای دوزخی نیز فقط میتوانند در این دنیا وجود داشته باشند.
آن را که دادهاند همین جاش دادهاندو آن را که نیست؛ وعده به فرداش دادهاند
هوش مصنوعی: هر کسی چیزی که دارد را همین الان در اختیارش قرار دادهاند و برای آنهایی که چیزی ندارند، وعدههای آینده را آماده کردهاند.
لاجرم از حشر و نشر و عقاب و عذاب و قرب و بعد و رضا و سخط و کمال و نقصان فراغتی تمام دارند، و نتیجه این معتقد آنکه همه روزه عمر در کسب شهوات و نیل به لذات مصروف فرموده میگویند:
هوش مصنوعی: این افراد به طور کامل از درگیر شدن با مسائل مربوط به ارتباطات، پاداش و مجازات، نزدیکی و دوری، رضایت و ناراحتی، کمال و نقصان آزاد هستند. نتیجه این باور این است که آنها هر روز عمر خود را صرف به دست آوردن لذتها و شهوات میکنند.
ای آنکه نتیجه چهار و هفتیوز هفت و چهار دایم اندر تفتی
هوش مصنوعی: ای کسی که همیشه درحال جستوجو و بررسی هستی، و به دنبال پاسخهایی از ترکیب چهار و هفت میگردی.
می خور که هزار بار بیشت گفتمبازآمدنت نیست، چو رفتی رفتی
هوش مصنوعی: نوش جان کن، زیرا بارها به تو گفتم که دیگر برنمیگردی. وقتی که رفتی، دیگر بازگشتی نخواهی داشت.
و اکثر این رباعی را بر صندوقچه گور پدران مینویسند:
هوش مصنوعی: بسیاری از این رباعیها را بر روی صندوقچههای قبر پدران مینویسند.
زین سقف برون رواق و دهلیزی نیستجز با من و تو عقلی و تمییزی نیست
هوش مصنوعی: هیچ رواق و دلیلی از این سقف بیرون نیست که جدا از ما و در کنار ما وجود داشته باشد و هیچ عقل و هوشی نیز جز آنچه که ما داریم، در کار نیست.
ناچیز که وهم کرده کان چیزی هستخوش بگذر از این خیال کان چیزی نیست
هوش مصنوعی: به این فکر نکن که چیزی که وجود ندارد، حقیقت دارد. بهتر است از این خیال خام رها شوی و به زندگی واقعی بپردازی.
و به سبب این عقیده است که قصد خون و مال و عرض خلق پیش انسان خوار و بیمایه مینماید:
هوش مصنوعی: به همین خاطر است که نیت کشتن، سرقت و آسیب به آبرو و حیثیت مردم در نظر انسان، بیاهمیت و بیارزش به نظر میرسد.
بر او یک جرعه می همرنگ آذرگرامیتر ز خون صد برادر
هوش مصنوعی: یک جرعه از شراب، با رنگ آتش، برای او ارزشمندتر از خون صد برادر است.
الحق زهی بزرگان صاحب توفیق که آنچه چندین هزار سال با وجود تصفیه عقل و روح (بر دیگران) محجوب ماند، بی زحمتی بر ایشان کشف شد.
هوش مصنوعی: به راستی که بزرگانی که موفقیتهای بسیاری دارند، شایسته تحسین هستند زیرا آنچه که برای سالها با وجود تصفیه عقل و روح دیگران پنهان مانده بود، به راحتی برای آنها آشکار شده است.