شمارهٔ ۴۷ - تخیل
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف زیباییها و جواهرات میپردازد. او از یک جواهر (گهر) که به مشتری پیشکش شده صحبت میکند و به حلقههای انگشتر و نگینهای آن اشاره میکند. این جواهرات به نحوی با هم مرتبط هستند و در هر جا که جستجو شوند، پیدا میشوند. همچنین، شاعر به تلاطم احساسات و حیا اشاره کرده و نشان میدهد که چگونه این زیباییها میتوانند بر همه تأثیر بگذارند و در دلها آرامش ایجاد کنند.
جوهری شام به سودا گریکرده گهر پیش کش مشتری
هوش مصنوعی: یک گوهر زیبا در شب به فروش گذاشته شده و در مقابل مشتری، سنگهایی را به نمایش گذاشته است.
چرخ یکی حلقهٔ انگشترینبر سر یک حلقه هزاران نگین
هوش مصنوعی: چرخ به مانند یک حلقه انگشتر است که درون آن هزاران سنگ قیمتی و زیبایی قرار دارد.
با همه چون سایه شده هم نشستیک تن و هر جا که بجوئیش هست
هوش مصنوعی: همه جا در کنار دیگران است و مانند سایهای در کنارشان قرار دارد، به طوری که هر زمان بخواهی او را پیدا کنی، در هر جا که دنبالش بگردی، میتوانی او را بیابی.
گرم شود بر همه بی هیچ کینپس ز حیا در رود اندر زمین
هوش مصنوعی: اگر گرما بر همه جا بگسترد و هیچ کینهای نباشد، سپس از شدت حیا، به درون زمین نفوذ خواهد کرد.