شمارهٔ ۶۴ - حکمت و اخلاق
هوش مصنوعی: این شعر به روایتی از بیخبری و بیتوجهی آدمی نسبت به هنر و زیباییها اشاره دارد. شاعر ابتدا به این نکته میپردازد که وقتی هنر و زیبایی به وفور برسد، انسانها باید از آن بهرهمند شوند. اما برخی افراد به رغم داشتن استعداد و توانایی، از این نعمتها بهرهبرداری نمیکنند.
شاعر همچنین به بیفایده بودن تلاشهای بیهوده تاکید میکند و به دنبال آن، یادآوری میکند که باید از طمع و خودخواهی پرهیز کرد. او میگوید که باید از چیزهای مادی دست کشید و به غنای روحی و معنوی پرداخت.
در نهایت، شاعر توصیه میکند که به نادرستی به دیگران وابسته نشویم، چرا که دنیا گذرا است و هر آنچه که بخواهیم ممکن است به دست نیاید. با این حال، آرامش و صلح روحی را مهمتر از جستجوی مادیات میداند و تاکید میکند که باید از چیزهای بیارزش پرهیز کنیم و خود را در میدانهای بیهوده به هدر ندهیم.
چون هنر مرغ فراوان شودمرغ زبردست سلیمان شود
هوش مصنوعی: هنگامی که هنر و مهارتهای مختلف گسترش یابد و در دسترس فراوان قرار گیرد، افراد به سادگی میتوانند به درجات بالای توانایی و قدرت دست یابند.
وای بر آن آدمی بی خبرکو کم از آن مرغ بود در هنر
هوش مصنوعی: آه بر آن انسان نادان که از هنر بیخبر است، مثل مرغی که از تواناییهای خود بیخبر است.
دجله چو آمیخته گردد به نیلهست جدا کردن آن مستحیل
هوش مصنوعی: وقتی که دو رود دجله و نیل با هم ترکیب شوند، جدا کردن آنها غیرممکن و سخت میشود.
چشمهٔ چاه هر چه که بالا شودچشمه محال است که دریا شود
هوش مصنوعی: هر چه چشمهٔ چاه بالاتر برود، هرگز نمیتواند به اندازهٔ دریا بزرگ شود.
خواست یکی خواسته لیکن نیافتآنکه نمیخواست برد خود بیافت
هوش مصنوعی: خواستهای از کسی بود که به آن نرسید، اما کسی که به هیچ چیز احتیاجی نداشت، به هدف خود رسید و موفق شد.
رفت یکی در طلب لعل سنگریزهٔ سنگین نیامد به چنگ
هوش مصنوعی: کسی به دنبال جواهر قیمتی رفت، ولی به هدفش نرسید و نتوانست آن را به دست آورد.
وان دگری را که غم آن نبودلعل چنان یافت که در کان نبود
هوش مصنوعی: آن که غم و اندوهی ندارد، مانند کسی است که گوهری را در معدنی نیافته است.
کوشش بیهوده ز غایت برونکوبش آبست، به هاون درون
هوش مصنوعی: تلاش بیفایده مثل این است که تلاش کنی آب را در هاونی که درونش است، بکوبی.
این همه بیداری ما خفتنستکامدن ما ز پی رفتن ست
هوش مصنوعی: بیداری و تلاش ما در واقع خواب و بیخبری است، و حضورمان به خاطر این است که میخواهیم از چیزی دور شویم.
گر بودت، خوش خور و بدخو مباشور نبود، رنجه مشو گو مباش
هوش مصنوعی: اگر خوشبختی داری، با دیگران خوب رفتار کن و اگر ندارید، خود را آزار نده و ناراحت نباش.
تنگ مباش از پی عیش فراخکان بری از باغ که خیزد ز شاخ
هوش مصنوعی: استراحت و لذت را فراموش نکن و از فرصتهای خوب زندگی بهرهبرداری کن، زیرا ممکن است مانند میوهای که از شاخه جدا میشود، به راحتی از دست برود.
هر چه رسد، بیش خور و کم مخورور نرسد هم برسد، غم مخور
هوش مصنوعی: هر چه به دستت میآید، بیشتر استفاده کن و کمتر صرفهجویی کن. اگر چیزی به دست نیاوردی، نگران نباش که بالاخره به تو خواهد رسید.
هر چه بجوئی و نیابی، مرنجزانکه به خواهش نتوان یافت گنج
هوش مصنوعی: هر چیزی را که جستجو میکنی و پیدا نمیکنی، ناراحت نباش، زیرا گنجینهها را نمیتوان فقط با آرزو و خواستن به دست آورد.
ترک طمع گیر ز خود شرم دارتا نشوی چون خجلان شرمسار
هوش مصنوعی: از امید و آرزوهای بیجا فاصله بگیر و به خودت احترام بگذار، وگرنه ممکن است به وضعیتی شبیه به شرمندگی دچار شوی.
گرسنه زانی که درین تنگناینان ز ملک می طلبی نز خدای
هوش مصنوعی: کسی که در این وضعیت سخت و کمبود نان قرار دارد، در حالیکه در سرزمین خودش مینوشد، از خداوند ناامید نیست.
غره به نزدیکی سلطان مشوبلبل باغی، مگس خوان مشو
هوش مصنوعی: به فریب مقام و جاذبههای ظاهری کسی توجه نکن و در آن دنیای درخشان خود را گم نکن، چون بلبل باغ، نباید خود را به مگسها نزدیک کنی.
هست وی از خرمن هستی خسیتا تو چه باشی که کمی زو بسی
هوش مصنوعی: او در میان دنیای هستی همچون کاه و خس است، پس تو چه اهمیتی داری که بخواهی نسبت به او برتری داشته باشی؟
چند کشی پیش ملک دست پیشتات زکاتی دهد از ملک خویش
هوش مصنوعی: چند بار باید برای دیگران کمک کنی تا از دارایی خود چیزی برایشان بگذاری؟
تشنه بمیر، آب ز دونان مخواهخون خور و از خوانچهشان نان مخواه
هوش مصنوعی: اگر تشنه هستی، بهتر است تشنه بمیرانی و از دیگران چیزی نخواهی. به جای درخواست نان و آب، باید با زحمت و تلاش خودت را سیراب کنی و از خوان دیگران بهرهمند نشوی.
چون ببریدی طمع از ناکسانصرف مکن گوهر خود با خسان
هوش مصنوعی: اگر از افراد نالایق و بیقدر دلسرد شوی، دیگر نباید ارزش و زیبایی وجود خودت را با آنها هدر دهی.
گل به چراگاه ستوران مبرآئینه در مجلس کوران مبر
هوش مصنوعی: به چراگاه گوسفندان گل نببر و در جمع افراد نابینا آینه نیاور.