بخش ۱ - سرآغاز
هوش مصنوعی: این شعر دعایی است به خداوند که در آن شاعر از خداوند میخواهد تا دل او را روشن کند و راه یقین و حقیقت را به او نشان دهد. او از خدا تقاضا میکند که رحمت و کرم خود را بر وی نازل کند و به او توفیق شکرگزاری و سپاس از نعمتها را عطا فرماید. شاعر همچنین امیدوار است که در مراحل دشواری، بنیان امیدش را تقویت کند و در نهایت از خدا میخواهد که او را از هلاکت نجات دهد، بهویژه زمانی که از خاک به کمال و رشد دست یافته است.
خداوندا دلم را چشم بگشایبه معراج یقینم راه بنمای
هوش مصنوعی: ای خدا، لطف کن و دلم را بیدار کن و به من نشان بده که چگونه به یقین و آگاهی واقعی برسم.
به رحمت باز کن گنجینهٔ جوددرونم خوان بشادروان مقصود
هوش مصنوعی: به مهربانی و بخشش درونم راه بده، تا به من کمک کند به هدفم که شادمانیست، نزدیکتر شوم.
دلی بخش از ثنای خویش معمورزبانی ز آفرین دیگران دور
هوش مصنوعی: دل وقتی که مشغول مدح و ستایش خود باشد، از زبان دیگران و تعریفهای آنها بینیاز میشود.
درآسانیم شکر اندیش گردانبه دشواری سپاسم بیش گردان
هوش مصنوعی: در یک شرایط آسان، به راحتی شکرگزاری میکنیم، اما وقتی به مشکلات برخورد میکنیم، باید بیشتر از پیش شکرگزار باشیم.
امیدم را به جائی کش عماریکه باشد پیشگاه رستگاری
هوش مصنوعی: امیدم را به جایی هدایت کن که در آنجا بتوانم به رستگاری و سعادت برسم.
چو خود برداشتی اول ز خاکممده آخر به طوفان هلاکم
هوش مصنوعی: وقتی خودت از خاک برمیداری، نباید در پایان مرا به طوفان نابودی بسپاری.