بخش ۷ - در سبب نظم این جواهر، و سر رشتهٔ دقت را درو کشیدن، و در نظر جوهریان مبصر داشتن، و قیمت عدل خواستن
هوش مصنوعی: این متن به نوعی شعر یا نثر موزون است که به بیان نکات معنوی و فلسفی پرداخته است. شاعر از تفکر و اهمیت آن صحبت میکند و به این نکته اشاره میکند که در زندگی گاهی کیفیت (مثل یک شیشه خوب) بهتر از کمیت (مثل صدها سبو) است. او تأکید میکند که در کارها باید به عمق محتوا توجه کرد و از اندک چیزهای خوب بیشتر استفاده کرد، بهجای انبوهی از چیزهای بیارزش.
شاعر همچنین بر اهمیت توکل به خداوند و امید به آینده تأکید میکند و از شنونده میخواهد که به فراخوان او توجه کرده و از معانی و پیامهای نوشتار بهرهبرداری کند. در نهایت، او از دلهای ناامید آرزو دارد که آرامش و امیدی بازگردد.
چون من بدو نامه زین ورق پیشراندم قلمی ز نکتهٔ خویش
هوش مصنوعی: وقتی که من نامهام را بر این ورق به او تقدیم کردم، قلم من از روی نکات و تجربیات خودم نوشت.
از روح قدس شنیدم آوازکای کرده لب تو گوش من باز
هوش مصنوعی: من از روح قدس شنیدم که میگوید، ای کسی که لبهایت را به حرکت درآوردهای، گوش من به صدای تو باز شده است.
نی آن رقم خیال کردیبل جادویی حلال کردی
هوش مصنوعی: تو به خیال خود تصور کردی که نی یک هنر خاص است، اما در واقع آن یک جادوگری است که موانع را از بین میبرد و مشکلات را حل میکند.
آن به که کنون، درین تفکرکاهل نشوی به سفتن در
هوش مصنوعی: بهتر است که هماکنون در این اندیشه، تنبلی نکنی و به تلاش و کوشش ادامه دهی.
یک شیشه که خوش فرو توان بردبهتر ز دو صد سبوی پر درد
هوش مصنوعی: بهتر است که یک شیشه خوشفرو را حمل کنی تا اینکه دو صد سبوی پر از درد و زحمت را با خود داشته باشی.
هر گه که علم شدی به کاریدر غایت آن به کوش باری
هوش مصنوعی: هر بار که در کاری مهارت پیدا کردی، در نهایت تلاش کن تا بهترین نتیجه را به دست آوری.
از اندک خوب شو فسانهنی از حشوات بی کرانه
هوش مصنوعی: از چیزهای کم و کوچک، خوب و ارزشمند شو، نه از چیزهای بیپایان و بیمعنا.
یک دانهٔ نار پخته، در کامبهتر ز هزار آبی خام
هوش مصنوعی: یک دانه انار شیرین و رسیده در دهان، از هزار انار ترش و نارس بهتر است.
یک شاخ که میوهای دهد تربهتر ز هزار باغ بی بر
هوش مصنوعی: یک درختی که یک میوه خوشمزه میدهد، بهتر از هزار باغی است که هیچ میوهای ندارند.
یک صفحه پر از خلاصهٔ شوقبهتر ز دو صد کتاب بی ذوق
هوش مصنوعی: یک ورق نوشتهٔ پر از احساس و اشتیاق ارزش بیشتری دارد از دوصد کتاب کسل کننده و بیمحتوا.
آن کس که رقاق میده یابداز بهر سبوس کی شتابد
هوش مصنوعی: کسی که به جای اصلی زندگی خود میرسد، برای چیزهای بیاهمیت و کمارزش خود را به زحمت نمیاندازد.
کوته سخنی، ستوده حالیستبسیار سخن زدی ، ملالیست
هوش مصنوعی: کوتاه صحبت کردن نشانهی خوب بودن است، اما اگر زیاد سخن بگویی، میتواند خستهکننده باشد.
در گوش من از سپهر نیلیآمد چو نداء جبرئیلی
هوش مصنوعی: صدایی از آسمان نیلی رنگ به گوشم رسید که همچون ندا و پیام جبرئیل بود.
خوش خوش، به توکل خداونددریای گهر گشادم از بند
هوش مصنوعی: با اعتماد به خداوند، دریای گرانبها را از قید و بند آزاد کردم.
هان ای شنوندهٔ خبردارکردم خبرت، بیا و بردار
هوش مصنوعی: ای شنونده! آگاه باش که خبری دارم. بیایید و آن را دریافت کن.
آن موج زنم کنون، که از درگردد همه دامن جهان پر
هوش مصنوعی: این موجی که اکنون ایجاد میکنم، میتواند به گونهای باشد که تمام دنیا را تحت تأثیر قرار دهد و دامن آن را پر کند.
نقشی که به نامهٔ نخست استهر چند که یک به یک درست است
هوش مصنوعی: نقشی که در نامهٔ اول وجود دارد، هر چند که به طور جداگانه درست به نظر میرسد، اما به طور کلی ممکن است معانی و ارتباطات دیگری داشته باشد.
من نیز چنانک خواندم این حرفاینجا همه کرد خواهمش صرف
هوش مصنوعی: من هم همانطور که این جمله را در اینجا خواندم، همه چیز را فراموش میکنم.
تا سر خوش جام اولین دستگردد ز شراب دومین مست
هوش مصنوعی: تا زمانی که از اولین جام، سرخوشی به دست نیاید، انسان نمیتواند از شراب دومین مست شود.
چون ساقی پیش صاف را بردعیبم نکند کسی بدین درد،
هوش مصنوعی: زمانی که ساقی جام صاف را به من میدهد، هیچکس به درد و مشکل من پی نمیبرد.
یارب، چو تمام گردد این ماهدر وی مدهی خسوف را راه
هوش مصنوعی: ای خدا، زمانی که این ماه به پایان میرسد، نگذار که کسوف راهش را پیدا کند.
امید که گاه ناامیدیبخشی، سیهٔ مرا سپیدی
هوش مصنوعی: امیدوارم که وقتی دچار ناامیدی میشوم، تاریکی زندگیام به روشنی تبدیل شود.
چون یافت دل این امیدواریای خامه بیار تا چه داری
هوش مصنوعی: وقتی دل به چنین امیدی دست یافته، ای قلم بیا و ببین چه چیزهایی برای گفتن داری.