شمارهٔ ۵۲
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و عشق میپردازد. شاعر از صبا میخواهد که بوسهای بر عشق او بزند، حتی اگر لبانش شبیه شکر باشد. او میگوید که اگر کسی دلش بشکند، همه عشق خود را به معشوق تقدیم خواهد کرد. چشمها از تماشای چهره معشوق پر شده و هیچکس نمیتواند به این احساس بمیرد. شاعر به کعبه و قبله اشاره میکند و میگوید که این زیباییها برای عاشق چیزی بالاتر از آنچه که در کعبه وجود دارد، هستند. او ادامه میدهد که اگر حال دلش خوب نیست، باید به دنبال برادرش برود. در انتها، ابراز اندوه و اشتیاق میکند و از عواطف و احساساتش نسبت به معشوق سخن میگوید.
ای صبا، بوسه زن ز من در او راور برنجد، لب چو شکر او را
هوش مصنوعی: ای نسیم، لطفاً از طرف من بوسهای به او بده. اگر از من ناراحت شود، لبهایش همچون شکر شیرین است.
چون کسی قلب بشکند که همه کسدل دهد طره دلاور او را
هوش مصنوعی: زمانی که کسی قلبش را بشکند، آن وقت همه به او دل خواهند داد؛ حتی موی زیبای دلبر او نیز دلخواه آنها میشود.
زان نمیرند کز نظاره رویشچشم پر شد غلام و چاکر او را
هوش مصنوعی: آن کسانی که به زیبایی و چهره دلانگیز او خیره میشوند، هرگز از عشق و علاقه نمیمیرند؛ چرا که دل و جانشان به او تعلق دارد.
کعبه گر هست قبله همه عالمچه خبر زان شرف کبوتر او را
هوش مصنوعی: اگر کعبه قبله همگان است، پس چه فایده دارد در مورد اعتبار و مقام آن کبوتر که در آن میگذرد، صحبت کنیم؟
تو خط من چو تو به سبزه خرامیخاک ریزد صبا خط تر او را
هوش مصنوعی: وقتی تو با نرمی و زیبایی راه میروی، نسیم صبحگاهی بر روی زمین خاک میپاشد و اثر زیبای تو را به جا میگذارد.
روی سوی سرو تا فرو بنشیندزانکه بادیست هر زمان سر او را
هوش مصنوعی: به سمت درخت سرو بنگر که به زودی بر خاک مینشیند، زیرا هر لحظه بادی وجود دارد که سر او را میلرزاند.
دل مده غمزه را به کشتن خلقیحاجت سنگ نیست خنجر او را
هوش مصنوعی: دل خود را به زیباییها و ناز و کرشمهها نسپار؛ زیرا نیازی به کشتن دیگران نیست، این خنجر از آنِ اوست.
چون بسی شب گذشت و خواب نیامدای دل، اکنون بجو برادر او را
هوش مصنوعی: چندین شب بیخوابی کشیدی، ای دل، حالا برو و برادرش را پیدا کن.
خسروا، بوسی از لبت چو در اوشو به گریه آستانه در او را
هوش مصنوعی: ای خسروا، چون لبهایت را میبوسم، به مانند این است که بر آستانهی عشق، به گریه میافتم.