شمارهٔ ۶۹
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ یادآوری شبهای زیبای گذشته و حسرت بر آنهاست. شاعر به شبهایی اشاره میکند که در آنها خوش و سرخوش بوده و در کنار محبوبش بوده است. اکنون شبها به خاطر دودی که در فضا است، تاریک و دلگیر شدهاند. شاعر از ذکر صفات محبوبش و خاطرات شیرین آن دوران لذت میبرد و به احساس تنهایی خود در شبهای فعلی اشاره میکند. او همچنین از عشق و محبت سخن میگوید و به مویه و غم دل نسبت به جدایی و دلتنگی میپردازد. بهنوعی، شعر نشاندهندهٔ عشق عمیق و همچنین درد فراق است.
بسی شب با مهی بودم کجا شد آن همه شبهاکنون هم هست شب، لیکن سیاه از دود یاربها
هوش مصنوعی: سالها بود که شبها را در کنار ماه سپری میکردم. اما کجاست آن همه شبهای خوب؟ الان هم شب هست، اما این شب تیره و پر از دود است، ای خدا!
خوش آن شبها که پیشش بودمی گه مست و گه سرخوشجهانم میشود تاریک چون یاد آرم آن شبها
هوش مصنوعی: شبهایی که با او بودم، به من خوش میگذشت و گاهی در مستی و شادمانی غرق بودم. اما حالا که به آن شبها فکر میکنم، دنیا برایم تاریک و غمزده میشود.
همیکردم حدیث ابرو و مژگان او هردمچو طفلان سوره نونوالقلمخوانان به مکتبها
هوش مصنوعی: من همیشه دربارهی ابرو و مژگان او صحبت میکردم، درست مثل بچهها که در مدرسه سوره نون و قلم را میخوانند.
چه باشد گر شبی پرسد که در شبهای تنهاییغریبی زیر دیوارش چگونه میکند شبها
هوش مصنوعی: در صورتی که شبی کسی بپرسد که در شبهای تنهایی و غریبانه زیر دیوارش، چگونه شبها را سپری میکند، چه ایرادی دارد؟
بیا، ای جان هر قالب که تا زنده شوند از سربه کویت عاشقان کز جان تهی کردند قالبها
هوش مصنوعی: بیا، ای روح من، تا عاشقان از جان خالی شده، دوباره زنده شوند و به کوی تو بیایند.
اگر چه دل بدزدیدی و جان، اینک نگر حالمچه نیکو آمد آن خنده، درین دیده ازان لبها
هوش مصنوعی: اگرچه تو دل و جان مرا ربودی، اما حالا ببین چه مقدار حال من خوب شده است. آن خندهات که از روی لبهایت آمده، چقدر برای من لذتبخش است!
مرنج از بهر جان، خسرو، اگرچه میکشد یارتکه باشد خوبرویان را بسی زین گونه مذهبها
هوش مصنوعی: خسرو عزیز، نگران جان خود نباش، زیرا اگرچه معشوق تو ممکن است باعث آزار تو شود، اما باید بدانیم که زیبایانی از این دست، همیشه با این گونه رفتارها مواجه هستند.